وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۸۱ مطلب با موضوع «مشاوره» ثبت شده است

۳۰
آبان

چگونه جوانانمان را به ‌ازدواج ترغیب کنیم؟

 پرسش و پاسخ ازدواجی

🖋 علی‌اکبر مظاهری


❇️ پرسش:

پرسیده‌اند: در جامعۀ ما، که جوانان به سمت تجردگرایی پیش می‌روند و آمار جوانان در سن قطعی ازدواج، رو به‌ افزایش است، چگونه می‌توان علاقه به ‌ازدواج را در جوانان ایجاد کرد؟

پاسخ ما:

 برای ایجاد علاقه در جوانان و برای ساماندهی ازدواج ایشان، کارهای زیادی باید انجام شود.
بنا بر مثال:
 ۱. هزینۀ ‌ازدواج
هزینۀ ‌ازدواج مشروع و معقول، نباید بیشتر از ارتباط نامشروع و نامعقول باشد. اما اکنون، در جامعۀ ما، چنین است؛ یعنی هزینه و دردسرهای یک ازدواج مشروع و معقول و به‌هنگام، بسیار بیشتر از یک ارتباط نامشروع و نامعقول است.
 ۲. عزم راسخ
در این عرصه، باید عزم عمومی به وجود آید. کل جامعه؛ خانواده‌ها، مسئولان، متفکران، نیکخواهان، خیّران، و خود جوانان، عزم خویش را جزم کنند تا ازدواج جوانان سامان گیرد. یک سازمان و یک گروه خاص، نمی‌تواند به‌تنهایی این کار را به سامان برساند.
بنا بر مثال: ما در کشورمان خیرین مدرسه‌ساز داریم. ایشان خوب عمل کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که ‎کمبود مدرسه را چندان احساس نمی‌کنیم. نهضت سوا‎دآموزی، نمونه‌ای دیگر است که برای باسواد کردن بیسوادان، عزم خود را نشان داده ‌است. این‌ها یعنی عزم عمومی.
نمونۀ دیگر، بسیج مردمی‌ در زمان جنگ بود، که بخش عظیمی‌ از جامعه، در این مسأله شریک بود. ما عزم عمومی‌ را در جنگ، به‌خصوص سال‌های اول، دیدیم.
و اکنون تلاش همگانی برای مقابله با "کرونا" را شاهدیم.
چنین عزم‌هایی، برای ساماندهی امور جوانان و ازدواج ایشان نیز لازم است.
 ۳.  نهاد ازدواج
ایجاد بنیادها و نهادهایی برای ازدواج، از ضروریات است. در ماه‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بنیاد‌هایی تأسیس شد؛ مانند بنیاد مسکن، نهضت سوادآموزی، کمیتۀ امداد، ولی بنیاد ازدواج پا نگرفت؛ البته مطرح گردید، ولی ایجاد نشد.
 ۴. راویان ازدواج
«راویان ازدواج»، که واسط خیرند در شناسایی و معرفی جوانان برای ازدواج، می‌توانند در ساماندهی ازدواج به‌هنگام جوانان، مؤثر باشند. ارجمندی ایشان و پاداششان نزد خداوند، از خیرین مدرسه‌ساز نیز بیشتر است، بسیار بیشتر.
ما، در کتاب «دختران و انتخاب همسر»، یک فصل دربارۀ راویان ازدواج نوشته‌ایم.
 ۵. تسهیلات
تسهیلات بی‌تکلف، کمک‌های مالی بلاعوض به جوانان، وام‌های بی‌سود و آسان، جهیزیه‌های اقساطی و خانه‌های کوچک با اجارۀ کم (به‌خصوص از نوع اجاره به شرط تملیک)، از جمله تسهیلاتی است که باید در اختیار همۀ جوانان قرار گیرد.
۶. تشویقیه‌ها
کسانی که ‌ازدواج به‌هنگام انجام می‌دهند، «تشویقیه» دریافت کنند؛ مثلا بخشودگی بخشی‌ از مدت خدمت سربازی، اولویت استخدام برای متأهلان و بورسیه‌های تحصیلی. همچنین می‌توان امتیازهایی مانند آنچه برای فرزندان شهیدان و خانواده‌های ایثارگران وجود دارد، برای جوانان متأهلی که‌ ازدواج به‌هنگام می‌کنند، اختصاص داد.
 ۷. بیرون‌راندن هراس
جوانان ما از ازدواج هراس دارند. بخشی از این ترس، واقعی و به‌جا است؛ چون هنگامی‌که وضع جامعه و سنگ‌های بزرگ پیش پای جوانان و هزینه‌های سنگین ازدواج را می‌بینند، می‌ترسند. اما بخشی از آن، واقعی نیست و هراس‌های توهمی است، زیرا مشکلات را دیده‌اند و هراس‌هایی در دلشان ایجاد شده که بیش از مقدار واقعی آن است. اگر این هراس‌های از ازدواج را از دل جوانان بیرون کنیم، به ازدواج رو می‌آورند.
۸. فرهنگ‌سازی
فرهنگ خانواده‌ها و جوانان دربارۀ ‌ازدواج آسان، اکنون دچار آسیب شده‌ است؛ آسیب‌هایی مانند تشریفات زائد، هزینه‌های گزاف، سخت‌گیری‌های نابه‌جا در انتخاب همسر و در انجام فرایند ازدواج. بنابراین، لازم است که اندیشۀ خانواده‌ها و جوانان را اصلاح کرد، تا تشریفات و دشواری‌های مصنوعی حذف شود.
۹. مشاورۀ‌ ازدواج
این عامل، اگر درست انجام گیرد، کمک خوبی برای انتخاب صحیح همسر و انجام ازدواج خجسته است. مشاوره با مشاوران دانا و توانا، می‌تواند امر ازدواج را آسان کند و کار ازدواج را سامان دهد.
مشاوره، به‌تدریج دارد جایگاه خود را در جامعه ما می‌یابد، ولی تا رسیدن به نقطۀ مطلوب، هنوز فاصله داریم. اما امید است که به آن برسیم.

۹۹/۸/۳۰

  • علی اکبر مظاهری
۲۹
آبان

مشاوره روانشناسی - اخلاقی

علی‌‌اکبر مظاهری

پرسش:
دانشجویم پرسیده‌ است:
سلام استاد.
خداقوت.
شما برای اینکه آدم فکرهای منفی نکند، چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟
همیشه گفته‌اند به هر چه فکر کنی، همان می‌شود.
من خیلی سعی می‌کنم منفی فکر نکنم، ولی موفقیتم طولانی نیست.

پاسخ ما:
سلام و درود بر شما.
۱. فکرهای مثبت‌ آماده کنید و هرگاه منفی‌ها هجوم آوردند، مثبت‌ها را جایگزین آن‌هاکنید.
۲. ذکر خدا بگویید. هر ذکری که دوست دارید. به‌تکرار و به زبان. به ذکر قلبی اکتفا نکنید‌.
۳. کتاب بخوانید. کتاب‌هایی که نیاز به تفکر و جمع‌کردن حواس دارد.
۵. ورزش کنید. هر ورزشی که دوست دارید.
۶. با انسان‌های  مثبت‌اندیش رفاقت کنید و از منفی‌اندشان فاصله بگیرید.
۷. مدتی اخبار نشنوید و نخوانید. ژورنالیسم، لجن‌پراکن است.
۸. هدف‌های زندگی‌تان را مشخص کنید. آن‌ها را روی کاغذ بیاورید. به آن‌ها فکر کنید. بر آن‌ها تمرکز کنید.
۹. فصل چهاردهم (زندگی هدفمند) از کتاب "فرهنگ خانواده" را بخوانید. دوبار بخوانید.
۱۰. یک کتاب خوب در باره کنترل ذهن بخوانید.

پس از انجام این راهکارها، نتیجه را به من اطلاع دهید.

خداوند سبحان یاریتان کند. حتما یاریتان می‌کند.

۲۹ آبان ۹۹

  • علی اکبر مظاهری
۲۵
آبان

مشاورهٔ اخلاقی - خانوادگی

🔶 تبصره‌ای بر «نبرد بی‌برنده»

🖋 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری


❇️ پرسش:

آقا یا خانمی پرسیده‌اند: کتاب نبرد بی‌برنده‌تان را کامل خوانده‌ام و عمل کرده‌ام؛ تا حد بی‌نهایت با همسرم مدارا و تغافل کرده‌ام، دشنام‌های بسیار او را هیچ پاسخ نگفته‌ام، جفاهای بیکرانش را تحمل کرده‌ام، اما هرچه می‌گذرد من بازنده‌ام و او برنده.
این نبرد، بی‌برنده است؛ قبول، اما همیشه من بازنده‌ام و او نه که برنده باشد، بلکه خیره‌تر و چیره‌تر شده و از زندگی‌مان دمار برآورده است. اکنون چه کنم که از این میدان فضیلت‌سوز فرار کنم؟ وقتی من سپر می‌اندازم، او  شمشیر نمی‌اندازد. دیگر به ستوه آمده‌ام. آیا باید اعلام کنم که این میدان اگرچه برنده ندارد، اما بازنده دارد؟
لطفاً مدد فرمایید.

✅ پاسخ ما:

اکنون ۱۰ سال از انتشار کتاب نبرد بی‌برنده می‌گذرد و نُه بار تجدید چاپ شده است. تاکنون حدود ۹۰ درصد گزارش‌ها و بازخوردها از مثبت‌بودن ثمره‌های آن حکایت دارد، به لطف خدا زندگی‌های بسیاری را نجات داده و اخلاق ستیزه‌جویانهٔ انسان‌های زیادی را آرام کرده است. حدود ۱۰ درصد پاسخ‌ها نیز منفی بوده است. حکایت شما جزو همین ۱۰ درصد است.

🔹 یک قانون

 اکنون می‌گوییم: در نظام آفرینش، بیشتر اموری که دارای قاعدهٔ کلی اند، تبصره یا تبصره‌هایی دارند.  به زبان علمی:
«ما من عام الا و قد خص»؛ هیچ امر و قاعده‌ای عمومی و کلی نیست، مگر اینکه استثناهایی دارد.
در علوم تربیتی و اخلاقی نیز چنین است. مثلاً در تربیت فرزند، قاعده بر محبت بی‌نهایت است، اما اندکی قناعت نیز لازم است. در معاشرت با مردمان نیز اصل بر نرم‌خویی و سخاوت است، اما اندکی گره‌کردن ابرو و امساک نیز ضروری است.
در تکریم دیگران اصل بر بی‌پایانی است، اما اندکی سنجش ظرفیت نیز لازم است. حتی در دشمنی با بدها نیز  نمی‌باید بی‌پروایی کرد.

اندازه نگه دار که اندازه نکوست
هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

مدارا و تغافل و نبردنکردن نیز مشمول این قاعده‌اند. کسانی هستند که بزرگواری را حمل بر بی‌عرضگی می‌کنند و از آن استفاده سوء می‌کنند؛ یا تغافل را نادانی فرض می‌کنند و جسور می‌شوند. باید ظرفیت افراد را سنجید و به‌قدر ظرفشان، آبشان داد؛ اگر بیشتر دهیم ظرفشان لبریز می‌شود و خرابی به بار می‌آورد.

🔹 داوری ما

ما در باره شما قضاوت نمی‌کنیم. اصلاً ما قضاوت نمی‌کنیم. مشاور، هادی است نه قاضی.
ما واقع زندگی شما را نمی‌دانیم و سخن همسر شما را نشنیده‌ایم، اما در این مشاورهٔ غیرحضوری و با وجود نشنیدن سخن همسرتان، بنا را بر صادق‌بودن شما می‌گذاریم و چند راهکار دانه درشت می‌دهیم:

۱. اگر مدارای شما سبب تحقیرتان می‌شود، از آن بکاهید. اگر تغافل شما باعث جسارت همسرتان می‌شود، آن را اندک و یا حذف کنید. اگر تواضع شما موجب تکبر او می‌شود، آن را کم کنید. (تواضع، عبادت است، اما اگر شما را کم‌مقدار کند، معصیت است.)

این سخن امام صادق علیه‌السلام وه که چه زیباست: «اَخْدِمْ اَخٰاکَ فَاِنْ اِسْتَخْدَمَکَ فَلا وَ لا کَرامَه»*۱؛ برادرت را خدمت کن، اما اگر خواست تو را به خدمت گیرد، نه خدمتش کن و نه بزرگش شمار.
همچنین این سخن امام صادق علیه‌السلام را: «إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا»*۲؛ خداوند همهٔ امور مؤمن را به خود او واگذار کرده است؛ اما این حق را به او نداده که خود را ذلیل کند.
حتی در صلهٔ ارحام هم حق نداریم خود را ذلیل کنیم.

دلبر اگر به رفتن شتاب کند بایست
دل بر کسی مبند که دلبستهٔ تو نیست

۲. اکنون طرحی نو دراندازید و با عمل بیشتر و سخن کمتر، به همسرتان تفهیم کنید که دیگر بنا ندارید یک فرد قربانی باشید. نیازی به جارزدن نیست، سلوکتان را عزتمندانه کنید و قاعدهٔ جاری بر رفتار و اخلاقتان را تغییر دهید.

🔹از ذلت به عزت

۳. اگر آقا هستید، فصل «اقتدار مرد» را در کتاب «فرهنگ خانواده» مطالعه کنید و اگر خانم هستید، فصل «ریحانگی زن» را در همان کتاب بخوانید.
بعد از دو هفته که این راهکارها را عمل کردید، نتیجه را به من اطلاع دهید تا راهکارهای دیگری دهم تا برای آیندهٔ زندگی‌تان گام‌های تازه‌ای بردارید.
ان‌شاءالله.
 خداوند سبحان هادی‌تان باشد.


*۱: مستدرک‌الوسایل، ج ۲، ص ۴۱۱
*۲: تهذیب‌الاحکام، ج ۶، ص ۱۷۹

۹۹/۸/۲۵

  • علی اکبر مظاهری
۳۰
شهریور
مشاوره تربیتی
✍🏻 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری
✅ پاسخ ما به آقای حیرانی  
اکنون، پس از آن پرسش‌ها از آقای حیرانی، که تلنگری بود به ذهن همه‌ پدران و مادران، به اصل پاسخ می‌پردازیم:
 برادرجان!
۱. فرزندتان علیرضا را بر کارهایش هیچ ملامت نکنید. هیچ و هیچ.
ملامت و سرزنش، کار را خراب‌تر می‌کند. به فرموده امیرمومنان علیه‌السلام:
«الإفراطُ فی المَلامَةِ یَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ .»
ملامت‌گویی بسیار، آتش لجبازی را بر می‌افروزد.
۲. با علیرضا رفیق شوید. چه خوب است که پدر و فرزند، دوست هم نیز باشند.
۳. با همسرتان شیوه‌ هماهنگی را در رفتار با علیرضا انتخاب کنید. 
۴. علیرضا را با یکی از بهترین معلمانش ارتباط دهید؛ معلم، دبیر، و استاد خوب، می‌تواند اثر نیکویی بر نوجوان داشته باشد. 
۵. خوبی‌های علیرضا را به رُخش بکشید. حتما او خوبی‌هایی دارد. آن‌ها را بجویید و برجسته کنید و در رو و پشت سرش بیان کنید. پشت‌ِسری‌ها نیز به او می‌رسد. آن در غیابی‌ها ای‌بسا اثر بیشتری دارد.
۶. با مشاوری دانا و توانا ارتباط دائم داشته باشید و درباره‌ رفتار با علیرضا از او مدد بجویید.
۷. هر روز دعایش کنید، خیر و صلاحش  را از خدا بطلبید. یادتان باشد که دعای پدر برای فرزند، مانند دعای پیغمبر است برای امت.
۹. هرگاه نیاز بود، با ما مشاوره کنید. دریغ و مانعی نیست و هیچ هزینه‌ای ندارد.
خداوند مهربان، یاورتان باشد.
ادامه دارد...
۱۳۹۹/۰۶/۳۰
  • علی اکبر مظاهری
۲۸
شهریور

مشاوره تربیتی 

🔹آقای حیرانی، که مردی ۴۵ ساله‌اند، گفته‌اند:
سلام.
پسری دارم ۱۵ ساله. علاقه‌ای به درس  ندارد. امسال تصمیم گرفته مدرسه نرود. خیلی با هم تضاد داریم. دنبال رفیق‌بازی است. با گوشی با دخترها صبحت می‌کند. نمی‌دانم و نمی‌توانم با او ارتباط برقرار کنم. کارهایش روی اعصابم است. نمی‌دانم چه کار کنم. لطفاً راهنمایی کنید. با تشکر.
🔸سؤال ما از آقای حیرانی
قبل از پاسخمان به آقای حیرانی، از ایشان می‌پرسیم:
۱. آیا در کودکی، پدر و مادر برای کودک، وقت کافی گذاشته‌اند؟ 
۲. آیا او را به کتابخوانی تشویق کرده‌اید و انگیزهٔ مطالعه را در  کودکی برایش ایجاد کرده‌‌اید؟ ضرورت یادگیری و هدف از آن، برایش تبیین‌ شده است؟ علت این بی‌انگیزگی چیست؟
۳. در مسئله‌ای که با عنوان رفیق‌بازی گفته‌اید، رابطهٔ والدین با پسر در این سال‌ها چگونه بوده است؟ به‌خصوص رابطهٔ پدر؟ آیا پدر شنوندهٔ خوبی برای پسر بوده؟ آیا رفیق خوبی برای او بوده؟ این خلأ عاطفی از کجا نشأت گرفته است؟ 
 ۴. چرا در این سن، او را به تلفن همراه مجهز کرده‌اید؟
پسران به‌شدت از پدر الگو می‌گیرند؛ خود را شبیه او می‌سازند، در رفتار، در گفتار، حتی نوع غذای مورد علاقهٔ پدر، می‌شود غذای مورد علاقهٔ پسر. رفتار و گفتار والدین برای کودکان زیر ذره‌بین است.
آیا پسر، رفتار مشابهی را در پدر ندیده است؟ استفادهٔ بیش از حد از تلفن همراه، پیام‌های پنهانی، تماس‌های مشکوک؟
گاهی والدین چنان با گوشی‌های همراه، وقت می‌گذرانند که بیش از فرزندان و خانواده، با تلفن همراه مأنوس‌اند و بیش از فرزند و همسر، با دوستان مجازی مشغولند. *آنچه تو گنجش توهم می‌کنی/ زان توهم گنج را گم می‌کنی* 
وقتی دختران و پسران چنین والدینی به این سن و سال می‌رسند، این پدر و مادر با خود می‌گویند چه شده که فرزندمان چنین است؟ این‌همه تضاد را چه کنیم؟ 
فرزندان چونان برگ‌های سفید کاغذ پاکی هستند که ما آنها را نقاشی می‌کنیم. 
پس در ابتدا باید ببینیم ما چه نقش بسته‌ایم بر دل این پاکان!
🔸پاسخ این سؤال تربیتی را در همین کانال دنبال کنید.
🔻ادامه دارد... 
۹۹/۶/۲۸
  • علی اکبر مظاهری
۱۷
شهریور

شهامت "نه" گفتن!

نویسنده: علی‌اکبر مظاهری 



پارسا جوانی پاک است‌،‌ از خانواده‌ای پاک. او برای مشاوره‌ٔ ازدواج نزدم آمد. خانواده‌اش دختری پاک را برایش نشان کرده بودند و قرار بود پس‌فردا به خواستگاری بروند. اولین خواستگاری‌اش بود. پارسا آمده بود که معیارها و چگونگی انتخاب همسر را از من بشنود.
برایش توضیح دادم.
رفت که آماده‌ٔ خواستگاری و دیدار و گفت‌وگو شود.
امروز که چهار روز از مشاوره‌مان می‌گذرد، پارسا پیامی به من داد. در پیامش رگه‌هایی از استرس و هاله‌ای از حیامندی و تعهد بود. چکیده‌ٔ پیامش این بود:
«به راهنمایی‌تان برای شیوه‌ٔ نه گفتن نیاز دارم. به نتیجه‌ٔ مثبت نرسیدیم. چگونه موضوع را مختومه کنم که به شخصیت و عواطف دخترخانم لطمه نخورد.»
آفرین به آقاپارسا و خانواده‌ٔ دانایش.
پیامش را اینگونه پاسخ دادم:
اگر جوابتان منفی قطعی است، مادرتان با مادرشان تماس بگیرند و از پذیرایی‌شان تشکر کنند و با معذرت‌خواهی و ملایمت و دلجویی بگویند: «گویا بچه‎‌ها به تفاهم نرسیده‌اند. خدا داماد بهتری را نصیبتان کند. الاهی عاطفه‌جان خوشبخت باشند.»
۹۹/۶/۱۷
  • علی اکبر مظاهری
۲۳
تیر

مشاورۀ تربیتی 

تربیت

🔸پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به دو پرسش مشاوره‌ای

🔹پرسش ۱:
پسر هفت‌ساله‌ای دارم که در کل پسر خوبی است، ولی گاهی رفتارهایی دارد که برایم عجیب و سؤال‌برانگیز است. از جمله اینکه:
- گاهی پسرم سر بزرگترها داد می‌زند و به آنها بی‌احترامی می‌کند.
- گاهی به پدربزرگ و مادربزرگش سلام نمی‌کند.
- گاهی جواب من را که مادرش هستم، پس می‌دهد و به قول معروف «تو روی من در می‌آید».
- گاهی دایی‌اش را با اسم کوچک صدا می‌زند.
خلاصه اینگونه رفتارهایش حسابی کلافه‌ام می‌کند. نمی‌دانم چه کنم؟ راهنمایی‌ام کنید.

🔹پاسخ:
دیدن خوبی‌های فرزند در کنار ضعف‌هایش نشانۀ دانایی است. اینکه شما همۀ رفتارهای پسرتان را می‌بینید و فقط روی کاستی‌هایش متمرکز نمی‌شوید، پسندیده است.

  • علی اکبر مظاهری
۱۸
تیر

تجربهٔ مشاوره‌ای

دختری نجیب و عاقل، تماس گرفت و گریه کرد. صبر کردم تا آرام شود. 

آن‌گاه گفت: «تجردم، به امنیت روانی‌ام، آسیب زده.»
گفتم: «چه شده؟ توضیح دهید.»
توضیح داد.

آقایی به‌گونه‌ای ناشیانه، از او خواستگاری کرده بود؛ به جای اینکه او را به واسطهٔ خانوادهٔ خود، از خانوادهٔ دختر خواستگاری کند، مستقیم به خود او گفته بود و او را از خودش خواستگاری کرده بود. دختر، سخت رنجیده و احساس بدی پیدا کرده بود.

او گفت: «من سی‌ساله‌ام و مجرد. تجردم در این سن، امنیت روانی‌ام را به هم زده. بعضی‌ها به خود اجازه می‌دهند که در بر خورد با من بی‌نزاکتی کنند. دیگر از این وضعیت خسته شده‌ام.»
گفتم: «من به جای آن آقا از شما معذرت می‌خواهم. از بیان شما چنین می‌فهمم که او قصد ناپاکی نداشته، اما شیوهٔ خواستگاری‌اش درست نبوده است. او می‌بایست از طریق خانواده‌اش مسئله را با خانوادهٔ شما مطرح می‌کرد، اما اصل موضوع، بی‌اشکال است.»
دختر گفت: «دیگر خسته شده‌ام. از ازدواج منصرف شده‌ام. این خواستگاری‌ها روحم را می‌آزارد.»
گفتم: «اشتباه آن آقا در شیوهٔ خواستگاری، نباید سبب انصراف شما از ازدواج شود.»

آن‌گاه او را دلداری و امیدواری دادم و به صبوری بر این سختی، و نشکستن زیر بار این مشکل، توصیه‌اش کردم و وعده‌اش دادم که کارش را به‌گونه‌ای عاقلانه، پیگیری کنم و با آن خواستگار ناشی صحبت کنم که اگر مناسب او بود، در کار خواستگاری به شیوهٔ درست، یاری‌اش کنم.

مشاور: علی‌اکبر مظاهری

۹۹/۴/۱۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۰
تیر

جوانان را یاری کنیم

از دام‌هایی که برخی از جوانان در آن می‌افتند این است که قبل از ازدواج می‌فهمند یکدیگر را دوست ندارند (و یا یکی دوست دارد و دیگری ندارد) و می‌خواهند از ازدواج منصرف شوند، امّا افراد خانواده و اطرافیان می‌گویند: «فعلاً ازدواج کنید، بعداً محبّت به وجود می‌آید.» جوانان حرف آنان را باور می‌کنند و ازدواج می‌کنند و بعد نه تنها محبّتی به وجود نمی‌آید، بلکه هر چه می‌گذرد، نفرت‌ها بیشتر می‌شود. در آن حال، دیگر از افرادی که اینان را سفارش به ازدواج می‌کردند و وعده می‌دادند محبّت بعداً به وجود می‌آید، خبری نیست. هر کس پی کار خودش رفته و این‌ها تنها مانده‌اند، با یک زندگی سرد و بی‌روح. و اگر آن وعده‌دهنده‌ها بخواهند هم کاری برایشان بکنند، نمی‌توانند.

جوانان (دختر و پسر) باید به این نکتهٔ مهم توجّه داشته باشند که محبّت و علاقه، از همان ابتدا باید وجود داشته باشد و یا به وجود آید و زیربنای ازدواج گردد. هیچ تضمینی وجود ندارد که عشق و محبت بعداً به وجود آیند.

 آیت‌الله ابراهیم امینی نوشته‌اند:

خانم ... در نامه‌اش می‌نویسد: نزدیک یک سال پیش با جوانی ازدواج کردم که قبلاً با او آشنایی نداشتم. دو نوبت آمد خانهٔ ما، ولی من آن رو را نداشتم که خوب در او دقّت کنم که آیا به عنوان همسر آینده‌ام او را دوست دارم یا نه. با خود می‌گفتم وقتی صیغۀ عقد خوانده شد، محبّت خواهد آمد. ولی متأسّفانه بعد از عقد که به منزل ما آمد، دیدم اصلاً علاقه‌ای به او ندارم.

 بعداً موضوع را با خانواده‌ام در میان گذاشتم، ولی با مخالفت شدید آن‌ها روبرو شدم و گفتند: بعداً علاقه‌مند می‌شوی. 

ولی اکنون که یک سال از ازدواج ما می‌گذرد، نه تنها علاقه‌مند نشده‌ام، بلکه تحمّل دیدن او را ندارم. شوهرم نیز می‌داند که او را دوست ندارم ... واقعاً دارم از بین می‌روم. چند دفعه خواستم خودم را از بین ببرم، ولی از خدا ترسیدم. زندگی من مثل جهنّم می‌ماند. می‌سوزم و می‌سازم و نمی‌دانم چه کار کنم ... . 

نویسنده: علی‌اکبر مظاهری 

۹۹/۴/۱۰

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
خرداد

مشاورۀ زندگی خانوادگی

uar ohw

پرسش:
آقا یا خانمی پرسیده‌اند: آیا رواست که مرد متأهل، با عشق دختر دیگری به سر کند، هرچند این امر را فقط درد دل داشته باشد و ابراز نکند؟

  • علی اکبر مظاهری