وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۲۵ مطلب با موضوع «از کتاب» ثبت شده است

۳۰
آبان

کتاب «از زبان مشاور»، منتشر شد.


مقدمه نویسنده:
ما، همگی‌مان، به مشاور و مشاوره نیازمندیم؛ در مسائل فردی، خانوادگی، اجتماعی. مانند نیاز به پزشک و پزشکی، در همه رشته‌های پزشکی. این نیاز را عقل می‌گوید، شرع بر آن فتوا می‌دهد، و دانش و تجربه بر آن مهر تأیید، بلکه تأکید، می‌نهند.
اما حکایت این «از زبان مشاور»:
در این کتاب، که در پنج فصل تدوین شده، به هر سه قلمرو ورود کرده‌ایم (فردی، خانوادگی، اجتماعی). امّا سهم مسائل خانوادگی بیشتر شده است. این «بیشتری»، نه به اختیار ما، بلکه به سبب نیاز جامعه و مراجعه مراجعانمان و پرسش پرسش‌گران‌مان است.
عمده مطالب کتاب، در سه قلمرو، سامان یافته است:
۱. مشاوره‌های حضوری؛
این‌ها محصول مشاوره‌هایمان در مراکز مشاوره است. بیشتر در مراکز مشاوره حوزه‌های علوم اسلامی و دانشگاه‌ها. مشاوره‌های حضوری را با عنوان «از زبان مشاور» آورده‌ایم. نام کتاب، برآمده از همین عنوان است. این‌ها بهترین و زیباترین مطالب کتاب‌اند.
۲. مشاوره‌های غیر حضوری؛
این‌ها مشاوره‌های مکتوب‌اند که از طریق نامه، ایمیل، سایت، پیامرسان انجام گرفته‌اند. پاره‌ای از این‌ها پرسش و پاسخ‌های مجله‌ای و نشریه‌ای است. خوانندگان مجله و نشریه پرسیده‌اند و ما پاسخ داده‌ایم. به‌علاوه مشاوره‌های تلفنی.
۳. نوشته‌های غیر مشاوره‌ای؛
این‌ها نوشته‌هایی است که در قلمرو خانواده و مسائل همسران و تربیت فرزندان نوشته‌ایم. این‌ها درباره پنج رکن خانواده است؛ زن، شوهر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ.
ما خانواده را سه‌رکنی نمی‌دانیم؛ زن، شوهر، فرزند. بلکه خانواده را پنج‌رکنی می‌دانیم؛ زن، شوهر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ. ایشان ارکان اصلی بنای خانواده‌اند.
نکته:
این اثر، در پنج فصل، صورت پذیرفته است:
فصل یکم: آغاز راه
موضوع این فصل، ازدواج است؛ جانب‌هایی از جوانب ازدواج را کاویده‌ایم و به پرسش‌های مراجعان و پرسش‌گرانمان پاسخ داده‌ایم.
فصل دوم: انتخاب همسر
در این فصل، معیارهای انتخاب همسر، نیز مسأله خواستگاری را کاویده‌ایم و پاره‌ای از راهکارهای گزینش همسر را نمایانده‌ایم. نیز سؤال‌های جوانان را مطرح کرده و پاسخ داده‌ایم.
فصل سوم: دوران نامزدی و عقد
در این فصل، بر پله سوم نردبان زندگی خانوادگی ایستاده‌ایم، دستان لطیف جوانانمان را گرفته‌ایم، و ایشان را برای رفتن به پله چهارم، یاری و همراهی کرده‌ایم.
فصل چهارم: پس از ازدواج
در این فصل، که فربه‌ترین فصل کتاب است، جوانانمان مرحله‌های آغازین زندگی را گذرانده‌اند و در منزل‌گاه چهارم، منزل گرفته‌اند و «هم‌آشیانه» شده‌اند. ما، در همراهی ایشان، مهارت‌های زندگی مشترک را برایشان بیان کرده‌ایم و به پرسش‌هایشان پاسخ گفته‌ایم.
فصل پنجم: فرزندان و تربیت
در این مرحله، که فاخته‌هایمان در اندیشه فرزندآوری‌اند یا فرزند آورده‌اند، نقش والدین را در ایجاد و پرورش ثمره‌های حیاتشان نمایانده‌ایم. این عرصه، میدانی است پررمز و راز، که پدران و مادران، به‌ویژه زوج‌های جوان، به راهنمایی‌هایی، مساعدت‌هایی، و همدلی‌هایی نیازمندند تا صالحانی و رشیدانی را بالنده کنند.
نکته:
نام‌هایی که در مباحث «از زبان مشاور» و «حکایت‌ها» و «نمونه‌ها» آمده است، مستعار است. نام واقعی کسی را نیاورده‌ایم و داستان مشهوری را که قابل شناسایی باشد، مطرح نکرده‌ایم. اما این‌که چرا به جای نام مستعار، از رمزها و حروف الفبا (مانند آقای الف، خانم ب) استفاده نکرده‌ایم، زیرا نام‌ها بهتر و بیشتر در ذهن خواننده می‌مانند تا حروف و رموز، و نیز نام، دلپذیرتر و جان‌دارتر است.
حق‌گزاری:
شرط حق‌گزاری است که از کسانی که در پدیدآمدن این اثر، یاری‌مان کرده‌اند، سپاسگزاری کنیم.
در تدوین این کتاب از یاوری و همکاری ایشان بهره‌مند بوده‌ایم: جناب آقای محمد دهقانی‌زاده (طلبه سطح خارج حوزه، مقطع دکترای دانشگاه، استاد دانشگاه). جناب آقای جواد فهیمی (طلبه حوزه، مهندس عمران). جناب آقای علی حاجوی (کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآنی، همکار و یاورمان در دانشگاه قم، استاد دانشگاه). خانم مهندس فاطمه کوثر (مقطع دکترای دانشگاه). خانم سیّده زهرا حسینی (کارشناس زیست سلولی مولکولی). جناب آقای محمدحسن استادی مقدم، که کار ویرایش کتاب را بر عهده دارند.
نیز عزیزانی دیگر که نامشان در اثنای کتاب می‌آید. نیز همه ارجمندانی که یاری‌‌مان کرده‌اند. از همگی ایشان سپاسگزاریم و از خداوند سبحان، برایشان، پاداش فراوان می‌طلبیم.
دید‌گاه‌ها، نقدها، و پیشنهادهای شما خوانندگان ارجمندمان را بر دیده سپاس می‌نهیم و از آن‌ها در تکمیل کتاب و در ادامه راه، بهره می‌جوییم. و در همه حال، از خداوند سبحان، مدد و هدایت می‌طلبیم. إنَّهُ وَلیُّ النِّعَم.

علی‌اکبر مظاهری

آبان ۱۳۹۹

  • علی اکبر مظاهری
۲۸
مهر
💠 حکایت آن دو یار وفادار
✍ نویسنده: علی‌اکبر مظاهری
اکنون (سال ۱۳۹۱) عموعباس‌علی، نود ساله است و زن‌عمو، ۸۲ ساله. حدود ۶۵ سال است که زندگی مشترک دارند.  زندگی ایشان را از حدود پنجاه سال پیش، از نزدیک مشاهده کرده‌ام. اگرچه قامت عمو، اکنون اندکی خمیده است، اما نشاط روحی و صفای اخلاقی او نسبت به پنجاه سال پیش رشد کرده است. او را مهربان‌تر و مؤمن‌تر از پنجاه سال قبل می‌بینم و کمالات اخلاقی و روحی‌اش فزونی یافته است.
سه عامل را در نیرومندی روحی عمو مؤثر می‌دانم.
۱. وراثت:
خاندان عمو مثبت‌اندیش‌اند. مادر ایشان را ـ که اکنون به جهان جاوید رفته است و رحمت خدا بر او باد ـ دیده‌ام که روحیه‌ای شاد داشت و در صدسالگی، مثبت‌اندیش بود. پدر عمو را ندیده‌ام، اما از شادابی روحی او حکایت‌ها شنیده‌ام. این حالت‌های فرخندۀ والدین، به عمو سرایت کرده است. برخی دیگر از اعضای خاندان عمو را نیز دیده‌ام که مثبت‌نگر و پر امید بوده‌اند.
۲. ایمان مذهبی:
عمو، مؤمن است و مرید و ذاکر اهل بیت علیهم‌السلام و هرچه از عمرش می‌گذرد، ایمانش عمیق‌تر و وسیع‌تر می‌شود. پیوند او با خداوند، پیوندی استوار است. این پیوند، به عمو نشاط و امید می‌دهد. این از خاصیت‌های ایمان مذهبی است. از بهترین عوامل ایجاد نشاط روحی، همانا ایمان مذهبی است، زیرا پیوند قطره با دریا، قطره را دریاوَش می‌کند.
قطره دریاست اگر با دریاست  
ورنه آن قطره و دریا دریاست
۳. رفاقت عمو و زن‌عمو:
ای‌کاش می‌شد زوج‌های جوان و غیرجوان را که با هم نامهربانی می‌کنند و بر سر هیچ‌ها و پوچ‌ها زندگی‌شان را خراب می‌کنند، به دیدار عمو و زن‌عمو می‌بردیم، تا ایشان را ببینند و حکایت زندگی مشترک ۶۵ ساله‌شان را از زبان خودشان بشنوند، و باور کنند که می‌شود زن و شوهر، ۶۵ سال با هم زندگی کنند و حتی یک بار دعوا نکنند.
ما با ایشان حدود ده سال در یک خانه زندگی می‌کردیم؛ از آن پس تاکنون نیز از زندگی ایشان اطلاع کافی دارم. سراغ ندارم که حتی یک‌ بار نزاع و بی‌مهری کرده باشند؛ حتی یک بار.
شاید برخی از زوج‌های امروزی ـ که درگیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی زندگی کنونی‌اند ـ ذهنشان به این سمت رود که عموعباس‌علی و زن‌عمو گرفتاری‌های زندگی ما را نداشته‌اند؛ وگرنه آنان نیز به نزاع‌ها و بداخلاقی‌ها دچار می‌شدند.
ما به ایشان می‌گوییم: آری؛ مشکلات زندگی‌های امروزی به اخلاق و رفتار زوج‌ها لطمه می‌زند، اما این، همۀ علت نیست؛ عوامل دیگر سهم بیشتری در تخریب زندگی‌های کنونی دارند. اما زندگی عمو و زن‌عمو سرشار از رفاه مادی نبوده و نیست. سختی‌های مادی و عادی زندگی ایشان کمتر از سختی‌های زندگی‌های امروزی نبوده و نیست. هنر آن است که با وجود سختی‌ها و تنگناها، بتوان مهربانانه و آبرومندانه زندگی کرد. باید فضیلت‌ها را یافت و آن‌ها را جانمایۀ زندگی کرد.
چندی قبل که به دیدار عمو و زن‌عمو رفتیم، ایشان را در باغشان زیارت کردیم؛ باغی که خودشان از دوران جوانی و در دوره‌های گوناگون زندگانی ساخته و پرداخته‌اند و کاشته‌اند و برداشته‌اند و اکنون نیز از ثمره‌هایش بهره‌مندند. فرزندشان حاج غلامرضا  نیز در خدمتشان بود و با جان و دل به ایشان رسیدگی و خدمت می‌کرد.
در چهرۀ سالخوردۀ عمو، ذره‌ای ناامیدی مشاهده نمی‌شد. هرچه بود، صفا و امید و مهربانی و رضایت بود؛ همان چیزهایی که زوج‌های جوان به آن‌ها سخت محتاج‌اند.
راستی که حکایت زندگی عموعباس‌علی و زن‌عمو، تابلویی است درخشان برای زوج‌های جوان و بازنشستگان و کهنسالان. خداوند به عمر و زندگی عمو و زن‌عمو برکت و صفای بیشتر عطا فرماید.
💠منبع: کتاب فرهنگ خانواده، بخش سوم، فصل چهارم، صفحهٔ ۴۹۱، انتشارات نورالزهراء-قم، چاپ دوم، به قلم: علی‌اکبر مظاهری
٩٩/٧/٢٨
  • علی اکبر مظاهری
۳۰
مرداد

ترجمه و شرح نهج‌البلاغه

نهج البلاغه

💠کتاب شریف نهج‌البلاغه که فراهم‌آمده از سه بخش خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است، بوستانی است خجسته که جان حقیقت‌جویان را طراوت می‌بخشد، اندیشهٔ خوشه‌چینان خود را بالندگی می‌افزاید و معرفت‌جویان را اخلاق و ادب می‌آموزد و عدالت‌خواهان را دلیری می‌بخشد.

🔰کتاب گران‌قدر ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، به قلم حجت‌الاسلام علی‌اکبر مظاهری به رشتهٔ تحریر درآمده و به همت انتشارات جمال منتشر شده است.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
تیر

شرح و توضیح نهج‌البلاغه

معرفی

نهج‌البلاغه را با ترجمه و توضیحی فاخر بخوانیم؛ نزدیک به متن.

ترجمه و توضیح: علی‌اکبر مظاهری

ناشر: نشر جمال، قم.

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
ارديبهشت

طلاق ناعاقلانه 

شیخ

همهٔ مردم مارون خوب می‌دانستند که حاج‌آخوند دشمن طلاق است. هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد کسی از طلاق پیش او صحبت کند. حتی اگر موضوع صحبت به روستایی دیگر و افرادی دیگر مربوط می‌شد، باز هم حاج‌آخوند روی ترش می‌کرد و بی‌رغبتی و مخالفت خود را نشان می‌داد.
می‌گفت طلاق «اَبغَضُ الاَشیاء» است. پیامبر ما که پیامبر رحمت است، پیامبر ما که خداوند درباره‌اش فرمود: «اِنّکَ بِاَعیُنِنا»؛ چشمان ما به توست، وقتی می‌گوید «اَبغَضُ الاَشیاء عِندی الطّلاق» دیگر جایی برای سخن باقی نمی‌ماند.

  • علی اکبر مظاهری
۲۸
تیر

طرحی نو

فرهنگ خانواده

آقای صلح‌جو گفت: «حالا چه کار کنیم؟»

گفتم: «باید هردوی‌تان "فلک را سقف بشکافید و طرحی نو دراندازید"؛ به این‌گونه: هر روز به مدت دو ساعت، خانم را از بچه‌ها و بچه‌ها را از خانم جدا کنید؛ به‌گونه‌ای که همدیگر را نبینند و صدای هم را نشنوند، امّا خیال خانم از بابت بچه‌ها کاملاً راحت باشد؛ بداند کسی امین و مهرورز، مراقبشان است و هیچ آسیبی به ایشان نمی‌خورد.
اختیار مصرف آن دو ساعت وقت به خانم واگذار شود تا هر کاری می‌خواهد، انجام دهد؛ ورزش کند، استخر برود، کتابخانه یا آموزشگاه و کلاس برود، مطالعه کند، خاطره یا مقاله بنویسد، مسجد و حرم برود، بازار برود، به دیدار خویشان و دوستان برود، به هر کاری که دلش می‌خواهد بپردازد و این زمان را به سلیقۀ خودش مصرف کند.»

مرد گفت: «ما کسی را نداریم که بچه‌ها را نگه دارد.»

گفتم: «خود شما بهترین کس برای این کار هستید.»

گفت: «من دارم تمام اوقاتم را صرف تأمین هزینه‌های زندگی می‌کنم. هر روز ۱۲ ساعت کار می‌کنم. دیگر فرصتی برایم نمی‌ماند که بچه‌ها را نگه دارم.»

گفتم: «مگر نه این است که شما ۱۲ ساعت از وقتتان را صرف تأمین آسایش خانواده می‌کنید؟ خوب؛ اگر خانواده‌تان آسایش و آرامش نداشته باشند، تلاش شما ثمرۀ دلخواه را نداده است.»

گفت: «چاره چیست؟»

گفتم: «دو ساعت از تلاش بیرونی‌تان کم کنید و آن‌را صرف زندگی درونی‌تان کنید تا مسئله حل شود. شما اکنون این مقدار زیاد از وقت خود را صرف رفاه خانواده می‌کنید، امّا ایشان در رفاه نیستند. بیایید دو ساعت از کارتان کم کنید و به اندازۀ درآمد آن دو ساعت کار، از هزینه‌های اضافی یا هزینه‌های دست‌ دوم و سوم بکاهید و آن زمان را صرف ضروری‌ترین نیاز خانواده‌تان که همان آرامش و آسایش است، بکنید؛ آن‌گاه ثمرۀ خجستۀ آن‌را ببینید.»

سپس به خانم گفتم: «نظرتان دربارۀ این طرح چیست؟»

گفت: «کاملاً موافقم. ما برای گذران زندگی نیاز به ۱۲ ساعت کار کردن ایشان نداریم. ما الآن خرج‌های اضافی و غیرضروری می‌کنیم که اسراف است و به‌راحتی می‌توانیم حذفشان کنیم؛ هیچ لطمه‌ای هم به هیچ جای زندگی‌مان نمی‌خورد. اگر ایشان این طرح (نگهداری
دو ساعتۀ فرزندان) را بپذیرند و اجرا کنند، من با صرفه‌جویی و حذف خرج‌های اضافی، زندگی را با درآمد حتّی کمتر از ۱۰ ساعت کار ایشان اداره می‌کنم.»

به آقا گفتم: «حالا چه می‌گویید؟»

گفت: «من آسایش خانواده‌ام را می‌خواهم. اگر با این طرح، آسایش ایشان تأمین شود، من از خدا می‌خواهم.»

به هر دو آفرین گفتم و دربارۀ دیگر مزایای طرح و رهاوردهای نیکوی روحی، اخلاقی و حتی تربیتی آن برایشان توضیح دادم و قرار گذاشتیم که در طی چند روز، زمینۀ اجرای آن‌را فراهم کنند و نتیجۀ را به من اطلاع دهند، تا اگر لازم بود، آن‌را اصلاح و تکمیل کنیم.
ایشان با خرسندی و امید به موفقیت طرح و حل مسئله‌ای که رنجشان می‌داد، رفتند تا آن‌را اجرا کنند و من برای توفیقشان دعا کردم.

♦️ادامهٔ پُست را فردا در همین صفحه دنبال کنید.

گزیدهٔ کتاب «فرهنگ خانواده»/ علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
تیر

فراغت ویژه (۱)

این درست است که بیکارگی و بطالت، فساد و کسالت می‌آورد، امّا این نیز راست است که کار بسیار و پرفشار، جسم و جان را می‌فرساید و نداشتن اوقات فراغت، اعصاب و بدن را می‌رنجاند. یکی از محصول‌های فشردگی کار و نداشتن اوقات فراغت، «کلافگی روانی» است.
ما شعار «پرکردن اوقات فراغت» را بسیار سر می‌دهیم (که البته اگر نیکو انجام گیرد، کار درستی است)، امّا چرا کسی از «ایجاد فراغت، به‌ گاه ضرورت» سخن نمی‌گوید؛ با اینکه ضرورت سخن دوم کمتر از سخن اوّل نیست؟
پرکردن اوقات فراغت برای تربیت آدمی است و نیز برای پیشگیری از هدررفتن نیروهای درونی و ممانعت از بطالت‌پیشگی؛ امّا ایجاد فراغت برای رسیدگی به خویشتن است و برای جبران نیروهای تحلیل¬رفته و ذخیرۀ نیروی تازه و پیشگیری از خفگی روحی و فرسودگی جسمی.
همان‌گونه که پرکردن اوقات فراغت، کارافزار تربیت است، ایجاد اوقات فراغت نیز کارافزار رشد جسم و جان است. ما برای تحصیل سعادت، نیازمند اوقات فراغتیم.
سخن اکنونی ما در قلمرو فرهنگ خانواده است. از این‌روست که می‌گوییم:
هر یک از زن و شوهر در هر شبانه‌روز باید فراغتی ویژه داشته و در آن زمان، هیچ کار و مسئولیتی نداشته باشد؛ هیچ دغدغه‌ای دلش را مشغول نکند؛ هیچ عامل بیرونی اندیشه‌اش را برنیاشوبد؛ هیچ صدایی خاطرش را آشفته نسازد و هیچ نگرانی دلواپسش نکند.
زن و شوهری را در نظر آورید که دو فرزند خردسال دارند که هر دو نیازمند مراقبت دائمی‌اند. آقا تمام وقتش را صرف کار بیرون از خانه می‌کند و خانم تمام‌وقت در خدمت فرزندان است. کارهای خانه و پذیرایی از مهمانان نیز بر عهدۀ خانم است و در نتیجه، هیچ وقتِ فراغتی برای خانم باقی نمی‌ماند.
اکنون حال این خانم را در نظر آورید! وزن فشاری که بر تن و روان او وارد می‌شود، چقدر است؟ او در تنگنایی واقع شده است که جسم و جانش را سخت می‌فشارد. فشردگی روحی و ذهنی، خانم را کلافه کرده و اعصاب و روانش پریشان است و بدنش خسته و کوفته و تنیده شده؛ چونان فنری است که سخت فشرده شده و هر آن ممکن است بشکند یا بپرد.
اکنون چه باید کرد؟
راهکار را فردا در همین صفحه دنبال کنید.

گزیدهٔ کتاب «فرهنگ خانواده»/ علی‌اکبر مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
تیر

از نامهٔ ۳۱ نهج‌البلاغه؛ نامهٔ امیرمؤمنان به فرزندشان امام حسن علیهماالسلام

نهج‌البلاغه

آغاز نامه: آبادانی جان
فرزندم! اینک تو را سفارش می‌کنم به
مراعات تقوای خداوند.
دل و جان خویش را با موعظه، زنده و بالنده گردان و با زهد، بمیرانش (و سر هوس‌های ناروایش را با «پتک ریاضت» بکوبان!) و با یقین، توانمندش کن و با مرگ‌اندیشی، نرم و رامَش ساز.

میزان کردار
فرزندم! میان خود و دیگران، خویشتن را «میزان» کردار گذار! آنگاه:
آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را بر خود خوش نمی‌داری، بر مردمان نیز روا مشمار!
آنچه را نمی‌دانی مگوی، هرچند آنچه می‌دانی اندک باشد، (زیرا سخن گفتن در نادانسته‌ها و به‌هم‌بافتن گمان‌ها، کار خردناورزان است.)

حکمت و معاشرت
(فرزندم! در معاشرت با مردمان، شیوه‌هایی خداپسند را پیشه ساز):
خشم را آرام‌آرام بیاشام! که من جرعه‌ای شیرین‌فرجام‌تر و خوش‌سرانجام‌تر از آن ندیده‌ام.
کسی که به تو خوش‌گمان است، گمانش را تصدیق کن (و همان‌سان که تو را خوب می‌پندارد، خوب باش.)
مبادا در بدی‌کردن، نسبت به خوبی‌کردن و احسان‌ورزیدن، تواناتر باشی!
هرگز به کسی که به تو بی‌رغبت است، رغبت نوَرز! («دل بر کسی مبند که دلبستهٔ تو نیست» که دل‌بستنی اینچنین، باعث ذلت است.)

نهج‌البلاغهٔ پارسی، ترجمه و نگارش علی‌اکبر مظاهری، صفحه ۱۷۳

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
فروردين

 

وقتی چهار سال از آغاز جنگ گذشته بود، پسری بیست‌وپنج ساله به خواستگاری دختری رفت. خانوادۀ دختر با آن ازدواج موافق بودند، امّا دختر به دلیل یک مسأله، جواب منفی داد. او گفت: «چهار سال است در این کشور جنگ است و این آقا یک بار هم به جبهه نرفته. از دین و ایمان که بگذریم، این کشور، وطن این آقا که هست. غیرت و مردانگی حکم می‌کند که آدم از وطنش دفاع کند. چرا او این کار را نکرده است؟»

  • علی اکبر مظاهری
۰۲
فروردين

>> از زبان مشاور

 

مریم، دختری 20 ساله بود و دانشجوی روان‌شناسی. برایش خواستگار آمده بود. برای مشاورۀ پیش از ازدواج، به دفتر مشاوره آمد و گفت: «جوانی به خواستگاری‌ام آمده که 22 ساله‌ است. من بابت کمیِ تفاوت سنّی‌مان نگرانم و برای دادن جواب، دچار تردیدم.»

گفتم: دو سال تفاوت سنّ که خوب است. چرا نگرانی و تردید؟

  • علی اکبر مظاهری