وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

۲۸
خرداد

آتشی که خانهٔ مظهر صداقت را سوخت

«آتش، در، خانه، کوچه، مظلومیت و...» این‌ها کلماتی آشنا و جگرسوز برای شیعیان است که از ابتدای مقابلهٔ حق و باطل رقم خورد.
پرچم‌های سیاه بالارفته در سطح شهر، این بار به نام بنیان‌گذار مذهب شیعه پیوند خورده و نام امام صادق علیه‌السلام را در دل خود جا داده است.
اگرچه تاریخ گواه است که این امام معصوم نیز بسان پدر بزرگوارشان مسموم زهر جفا شد، اما شاید یکی از دردناک‌ترین وقایعی که تاریخ زندگی این امام معصوم، در خود به ثبت رسانده، ظلمی به رنگ آتش بود... . آتشی که می‌شد همهٔ تاریخ اسلام را در شعله‌های آن به نظاره نشست؛ از درٔ سوختهٔ خانهٔ دختر پیامبر تا خیمه‌های سوختهٔ نوادگان پیامبر در دشت کربلا... آتشی که زبانه‌هایش از آتشِ گرفته بر درِ خانهٔ حضرت مادر، شعله گرفت. به یقین اگر بعد از رحلت پیامبر صلی‌ا... علیه و آله دست جفا خانهٔ عصمت را به آتش نمی‌کشید، شعله‌های ظلم نه دشت کربلا را درمی‌نوردید و نه به درِ خانهٔ صادق آل محمد علیه‌السلام می‌رسید.

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
خرداد

مشاورۀ زندگی خانوادگی

uar ohw

پرسش:
آقا یا خانمی پرسیده‌اند: آیا رواست که مرد متأهل، با عشق دختر دیگری به سر کند، هرچند این امر را فقط درد دل داشته باشد و ابراز نکند؟

  • علی اکبر مظاهری
۲۳
خرداد

حق عورت

بند9

گزیدهٔ رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام

«وَ أَمّا حَقّ فَرْجِکَ فَحِفْظُهُ مِمّا لَا یَحِلّ لَکَ وَ الِاسْتِعَانَةُ عَلَیْهِ بِغَضّ الْبَصَرِ فَإِنّهُ مِنْ أَعْوَنِ الْأَعْوَانِ وَ کَثْرَةِ ذِکْرِ الْمَوْتِ وَ التّهَدّدِ لِنَفْسِکَ بِاللّهِ وَ التّخْوِیفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللّهِ الْعِصْمَةُ وَ التّأْیِیدُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوّةَ إِلّا بِه‏؛ اما حق عورت عبارت است از حفظ آن از حرام و برای آن‌که بتوانی از حـرام حفظش کنی، چشمت را از حرام برگردان که چشم بسیار کمک‌کننده است و همچنین زیاد به یاد مرگ باش و خودت را تهدید به عذاب خداوند کن و از خدا بترسان و دسـت نیاز به‌سوی خالق بی‌نیاز بلند کن و از او کمک بخواه؛ زیراکه حول و قوه‌‌ای نیست مگر از سوی خداوند.»

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
خرداد

یک روحانیِ حکومتیِ متفاوت!

ادامۀ پست قبلی

🔻تفاوت پنجم: چون با مردم انس داشت و مناصب، او را از آنان جدا نکرده بود، از درد مردم به‌درستی خبر داشت و آنها را در صحبت‌های خود منعکس می‌کرد. سخنانش از جنس واقعیت‌ها بود، نه از جنس توهمات. زمینی حرف میزد، نه آسمانی! یک بار در بحثی با آیت‌الله یزدی، به او گفته بود: شما نانوایی سنگکی نمی‌آیی که بدانی در میان مردم چه خبر است.

🔻تفاوت ششم: هرچند بسیار به نظام علاقه‌مند بود، ولی در حکومت هضم نشده و عقلش را تعطیل نکرده بود. لذا می‌توانست مستقلاً فکر کند و صاحب نظر باشد. در موارد متعددی (مثل سیاست خارجی) نظرش با فضای کلی حکومت ناسازگار بود و برای خودش استدلال داشت.

🔻تفاوت هفتم: از اصول و مبانی نظام دفاع می‌کرد، ولی خود را بلندگوی فریادهایِ هر روز دیگران نمی‌دانست، لذا سخنانش در خطبه‌ها تکرار مواضع صداوسیما نبود. پس از وقایع سال ۸۸ با این‌که برای واگوکردن تحلیل‌های رایج، تحت فشار بود، به این خواسته تن نداد و به‌مرور از این منصب کناره گرفت.

🔻تفاوت هشتم: هرچند به امور سیاسی تعلق خاطر داشت، ولی شأن اصلی‌اش را در روحانی‌بودن حفظ کرده و به آن پای‌بند بود. اول روحانی بود و بعد حکومتی، لذا شخصیت مستقل حوزوی خود را برای امور حکومتی قربانی نمی‌کرد و آلت فعل سیاسیون قرار نمی‌گرفت. برای او سنگین بود که مثلاً مؤتلفه در مدرسین حوزه تأثیرگذار باشد و علما تابع عوام شوند. همان مصیبتی که در روحانیت تهران اتفاق افتاد و موجب اعتراض و استعفای آیت‌الله مهدوی کنی - به‌دلیل دخالت باهنر، نبوی و بادامچیان در امور جامعه روحانیت - شد. (ر.ک. خاطرات ۷۵ هاشمی، ص۳۲۳)

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
خرداد

یک روحانیِ حکومتیِ متفاوت!

آیت‌الله ابراهیم امینی یک روحانی حکومتی بود، به این معنا که در طی چهار دهه در حساس‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی ایران مثل مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت و امامت جمعه صاحب منصب بود. به‌علاوه او به معنی دیگری هم حکومتی بود؛ در عرصه سیاست کشور حضور فعال داشت و از کلیت نظام دفاع می‌کرد. البته روحانیون فراوانی در حکومت مسئولیت داشته و دارند، ولی حکومتی‌بودن وی با دیگران، تفاوتهایی داشت:

🔻تفاوت اول: حضور او در حکومت، تغییری در زندگیش پدید نیاورده بود. خانه‌اش همان خانهٔ قبل از انقلاب بود و و زندگیش همان زندگی. او در قم از نادر افرادی بود که از امکانات نظام چیزی برای خودش برداشت نکرد، چه اینکه خود را از وجوهات شرعیه هم محروم کرده بود.

🔻تفاوت دوم: او از نادر کسانی بود که از حکومت برای راه‌انداختن دفتر و مؤسسه و مدرسه و حوزه و دانشگاه و... استفاده نکرد و با گرفتن بودجه و امکانات دولتی، تشکیلات به‌اصطلاح علمی و فرهنگی برای خود و ورثه ایجاد نکرد!

🔻تفاوت سوم: مناصب حکومتی در رفتار او تأثیر منفی نگذاشت و همان روحیهٔ تواضع را تا آخر عمر حفظ کرد. با مردم زندگی می‌کرد و عوارض قدرت، مانند احتجاب و فاصله از مردم، او را از تودهٔ مردم جدا نکرد. تا آخرین روزها پس از نماز جماعت در مسجد اعظم کنار محراب می‌نشست و به حرف‌های مردم گوش می‌کرد.

🔻تفاوت چهارم: به‌دلیل همین تفاوت‌ها، به‌راحتی می‌توانست از حکومت انتقاد کند، چون به هیچ کس مدیون نبود. بدون واهمه حق را آنگونه که می‌شناخت می‌گفت، زیرا چیزی برای از دست دادن نداشت. در خطبه‌های جمعهٔ او پیوسته رگه‌های انتقادیِ آرام و معقولی وجود داشت.

🔸ادامه دارد... .

نویسنده: محمدسروش محلاتی

۹۹/۳/۲۱

  • علی اکبر مظاهری
۱۸
خرداد

مشاورۀ تربیتی

پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به یک پرسش مشاوره‌ای 

کودک باهوش


پرسش:
پسرم فرزند باهوشی است و تربیت او کار دشواری است. من و همسرم برای تربیت صحیح او چه تدابیری باید بیندیشیم؟

پاسخ:
پاره‌ای از ویژگی‌های کودک باهوش و کودک معمولی:
١. تربیت کودک باهوش و کودک معمولی متفاوت است. کودک معمولی همانند بره‌ای است که کمی جست‌وخیز می‌کند، اما وقتی با ریسمان به جایی بسته شد، آرام می‌گیرد و در آنجا می‌ماند. اگر به او بگویید بنشین می‌نشیند، اگر بگویید این سخن را بگو، می‌گوید و... .
کودک معمولی همین ‌که امری از سوی پدر و مادر گفته شود، برایش کافی است؛ اما بچة باهوش و تیزهوش اگرچه فلسفه نمی‌داند، اما فیلسوفانه می‌اندیشد. اگر به او بگویید: اینجا بنشین، می‌گوید: چرا بنشینم؟ اگر بگویید: این کار را نکن، می‌گوید: چرا نکنم؟
٢. کودک معمولی احتمالاً فربه شود یا اضافه‌وزن هم بیاورد، سالم باشد و بیماری نگیرد؛ اما کودک باهوش ممکن است برخی از اوقات، خوب غذا نخورد؛ چون مهم‌ترین مسئله برای او شکم نیست و مسائل مهم‌تری برایش مطرح است؛ بنابراین ممکن است لاغر ‌شود، حتی گاهی ریزنقش است و گاهی هم بیمار می‌شود.
٣. کودک باهوش چندان منظم نیست. به وسایلی که اطرافش ریخته می‌شود، اعتنا نمی‌کند و خود را معطل کارهای پیش‌پا افتاده نمی‌کند؛ اما کودک معمولی غالباً منظم است.

  • علی اکبر مظاهری
۱۷
خرداد

موی سپید

به آینه می‌نگرم. گویی در میان آن، گذشته‌ٔ خود را می‌بینم؛ جوان بودم و پر از شور و حرارت و زیباییِ مثال‌زدنی.
هر وقت به آینه نگاه می‌کردم، محو نقاشی قشنگ خدا می‌شدم؛ فتبارک الله! مگر زیباتر از این هم می‌شود؟!
خواستگاران بی‌شماری داشتم؛ هر یک از دیگری بهتر و با موقعیت‌های خوب. نمی‌گویم بی‌عیب بودند، که خود نیز بی‌عیب، روزگار نگذرانده‌ام.
بهانه‌ٔ همیشگی‌ام پیشرفت بود. به افق‌های دور می‌اندیشیدم و منتظر مرد رؤیا‌های خود بودم و دلخوش به این‌که آن مرد، با سانتافه‌ٔ سفید بیاید.
سپری‌شدن ایام با تعداد خواستگارانم رابطه‌ٔ معکوس داشت و با معیارهای من رابطه‌ٔ مستقیم. فاصله‌ٔ معیارهای من با خواستگاران گویی حدش هر روز بیشتر به‌سمت بی‌نهایت میل می‌کرد و من با مرد رؤیاهایم گویی دو خط موازی بودیم که حتی قوانین فیزیک هم باعث نمی‌شد ما در بی‌نهایت به‌ هم برسیم.
روزهای سپیدی بود. یاد سپیدی آن ایام که می‌افتم، موهای سپیدم خودنمایی می‌کنند و گویی می‌خواهند خودشان را به رخ روزهای سیاهم بکشند. آن روزها سپیدی ایام، فخرفروشی می‌کرد و اکنون سپیدی مو!
من مانده‌ام و تنهایی و چروکِ روی صورت و موی سپید و آینده‌ای که باید تنها و خسته طی کنم، بی‌آن‌‌که پایی برای رفتن داشته باشم و یا همسفری که خستگی راه را برایم کم کند.
من مانده‌ام و شعری که مدام در ذهنم طنین‌انداز است: ای وای ز تنهاییِ بسیار و دگر هیچ...

✍️نویسنده: روشنک هادی
۹۹/۳/۱۷

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
خرداد

مشاورۀ دینی - تربیتی

مومنان بازیگوش

پرسش:

پدری یا مادری پرسیده‌اند:
با سلام و عرض ادب.
چگونه پسرهای دوازده‌ساله را به نماز خواندن تشویق کنیم؟ انگیزه‌ای به نماز ندارند. به زور و با عجله نماز می‌خوانند. حرف کسی را گوش نمی‌دهند و در برابر همة امور، بی‌خیال‌اند. آیا طردکردن آن‌ها تأثیری دارد؟ لطفاً راهنمایی فرمایید. متشکرم.

پاسخ ما:

درود بر شما که در اندیشة عبادت و دیانت فرزندتان هستید.

اینک چند نکته:
۱. پرستش خداوند، از امور فطری است و خدای سبحان، جان‌مایة آن را در نهاد آدمیان نهاده و بذر و نهال آن را در جان انسان کاشته است. ما برزیگران این بذر و کشت‌کنندگان این نهال نیستیم؛ بلکه باغبانان آنیم. باغبان دانا آن است که بذر و نهال را نیکو پرورش دهد؛ به آن، به اندازه، آب و نور و غذا بدهد؛ نه بیش و نه کم. و آن را از آفت‌ها دور نگه دارد تا شکوفا شود. آب زیاد و بیش از نیاز، بذر و نهال را می‌میراند و آب اندک و کمتر از نیاز، آن را می‌خشکاند. آفت‌زدگی هم آن را پژمرده می‌کند.
۲. «نمایاندن» بیش از «گفتن» اثر می‌گذارد. اگرچه گفتن نیز لازم است؛ اما نمایاندن، لازم‌تر است. شما عبادت و نیایش را به فرزندتان نشان دهید و البته گاهی نیز به آن فرمان دهید.
یادمان باشد که امام صادق(ع) فرموده است:
«کونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم؛ مردمان را با غیر زبانتان (بلکه با کردارتان) به سوی نیکویی‌ها دعوت کنید».
و به یاد داشته باشیم که پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «صَلُّوا کَمَا رَأَیْتمونی أُصَلّی؛ ببینید همین‌گونه که من نماز می‌گزارم، نماز بگزارید».

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
خرداد

در مصاحبهٔ خبرگزاری رسا با حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مظاهری

فطرانه

حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مظاهری، نویسنده و پژوهشگر سبک زندگی و خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به فرارسیدن عید فطر، اظهار داشت: فطر از فطرت و عید به‌معنای بازگشت است، بنابراین انسان در این روز به فطرت خدایی خود بازمی‌گردد و جانش شکوفا می‌شود.

عید فطر، روز پاکی انسان از زنگارهای درون

وی ادامه داد: به‌دلیل ریاضت‌هایی که انسان در ماه رمضان کشیده و جان خود را از زنگارها و آلودگی‌ها زدوده است، پاک و طاهر می‌شود و با عباداتی که انجام داده است، غبارها از گوهر فطرت انسانی‌اش پاک می‌شود؛ به همین دلیل، برای شکرانهٔ این نعمت، جشن عید برپا می‌کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین مظاهری با بیان اینکه عید فطر روز پیروزی انسان بر نفس امّاره است، عنوان کرد: انسان در این روز، شیاطین درون و برون را از خود دور می‌کند و به موفقیت بزرگ در جهاد اکبر دست می‌یابد. به همین دلیل است که حضرت علی(ع) در خطبه ۴۲۸ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «روز عید فطر برای کسانی که روزه‌شان قبول شده، بهترین روز است... و هر روزی که در آن، معصیت خدا نشود، روز عید و مبارک است.»
وی افزود: این سخن تأکید می‌کند هر روزی که معصیت و گناه در آن صورت بگیرد، نامبارک و نحس است و فرد گناهکار نیز انسانی منحوس است، بنابراین باید تلاش کنیم تمام روزهای سال را برای خود عید قرار بدهیم و این امر هم جز با اطاعت اوامر الهی و دوری از گناهان امکان‌پذیر نیست.

  • علی اکبر مظاهری
۰۴
خرداد

عید فطر

خورشید اگر گم شود از عرصهٔ عالم
من دست تو گیرم، به لب بام برآرم
بر لب بام بیا، گوشهٔ ابرو بنما
روزه‌داران رخ‌ات منتظر ماه نواَند

 

  • علی اکبر مظاهری