وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۲۲
آبان

پیامبر اعظم - صلی الله علیه و آله - فرموده‌اند:
کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى اَلْفِطْرَةِ یَعْنِی اَلْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُهُ؛( الکافی، ج 2، ص 12)
هر نوزادی بر فطرت زاده می‌شود؛ یعنی بر اساس معرفت به این‌که خدای سبحان، آفریننده اوست. (الکافی، ج ۲، ص ۱۲)

سعادت، جز در پرتو دیانت، حاصل نمی‌شود؛ خواه سعادت این‌جهانی و خواه رستگاری آن‌جهانی.
تربیت، منهای دیانت، ناقص است؛ حتی وجدانِ منهای ایمان نیز کارساز نیست و می‌توان آن را فریب داد. آنجا که عرصه بر وجدان، تنگ شود، زانو می‌زند.


جانمایه تربیت، که همانا فطرت خدا‌خواهی است و سرشت گرایش به یکتاپرستی و پاکی‌ها، از ناحیه خدای سبحان در نهاد آدمیان به ودیعت نهاد شده است. این فطرت توحیدی، بُن‌مایه نیک‌خواهی‌ها و کمال‌جویی‌ها است.
بر پدر، مادران، مربیان، و هادیان است که این دست‌مایه گران‌سنگ را نیکو بشناسند و نیکو پرورش‌ دهند و مانع‌های شکوفایی‌اش را بردارند و از آفت‌خوردگی، صیانتش نمایند، و اگر به آفتی دچار شد، آفت زدایی‌اش کنند. همین. این است معنای تربیت.

ایمان فطری از منظر روانشناسی


«دکتر کارل جونگ، معروفترین پزشک روانشناس، در یکی از کتاب‌های خود می‌نویسد: در طی سال‌های اخیر، مردمانی از تمام کشورهای متمدن جهان، به من مراجعه کرده‌اند. من صدها بیمار را معالجه نموده‌ام. در بین تمام بیماران من، که نیمه دوم حیات؛ یعنی سنین بالاتر از سی و پنج را می‌گذرانند، یکی پیدا نشده است که مشکلش بالاخره مربوط به پیدا کردن یک عقیده دینی نسبت به زندگی نباشد. با اطمینان خاطر می‌توانم بگویم که هر یک از آن‌ها از آن جهت مریض شده بودند که آنچه را ادیان زنده هر عصر، به پیروان خود عطا کرده‌اند، از دست‌ ‌داده ‌بودند و آن‌هایی که عقیده دینی خود را باز‌ ‎نیافتند، هیچ‌کدام واقعا درمان نشدند.»
(آیین زندگی، نوشته دیل کارنگ، ترجمه جهانگیر افخمی، انتشارات کتاب‌های پرستو، چاپ دوازدهم، صفحه ۱۱۲)

فرجام سخن


«مربی لایق و وظیفه‌شناس کسی است که از دوران کودکی، طفل را به خداوند عالم متوجه کند و با زبانی ساده و در خور فهم کودک، درس ایمان به او بدهد... پدران و مادرانی که فطرت ایمانی طفل را احیا نمایند و از اول او را خداپرست بار ‌‌آورند، با این عمل، از طرفی اساس سعادت او را به پاکی پی‌ریزی کرده‌اند و از طرف دیگر، اولین و مهم‎ترین وظیفه خود را در تربیت، به‌خوبی انجام داده‌اند.»
(فلسفی، محمدتقی؛ کودک، جلد ۱، صفحه ۴۶۰ - ۴۶۱)

  • علی اکبر مظاهری
۲۲
آبان

نویسنده: خانم مهندس فاطمه کوثر

از امتیازهایی که جامعه برای پسران، هنگام خواستگاری، قائل است، این است که مجرد باشند و سابقه ازدواج نداشته باشند.
در نگاه اول، هر عقل سلیمی، امتیازبودن این ویژگی را تایید می‌کند، اما این خصلت، همیشه یک امتیاز نیست.
شاید بتوان گفت برای پسرانی در سنین پایین و در آغاز جوانی، یک حسن است، ولی آیا برای پسران ۳۵ یا ۴۰ ساله هم حسن است؟
در صورت نبود مانعی جدی و عذری موجه، چرا یک پسر، که امکان خواستگاری و ازدواج را داشته، تا کنون مجرد مانده است؟ (بر خلاف دختران که در جامعه ما کمتر می‌توانند آغازکننده خواستگاری باشند.)
اگر این فرد، از لحاظ روانی و جسمانی، سالم است، پس این همه سال، نیاز خود را چگونه پاسخ گفته؟ و اگر پاسخ نگفته، روانش بی‌آسیب نیست. اگر هم اصلا نیازی نداشته، از سوی دیگر زیر سوال می‌رود.
در شرایط مساوی، فردی در این سنین، با سابقه ازدواج و حتی با داشتن فرزند، بر پسری مجرد با سن بالا، عقلا ترجیح دارد؛ زیرا مسیر زندگی‌اش را به‌طور طبیعی طی کرده است.
پس عدم سابقه ازدواج، در همه شرایط، حسن محسوب نمی‌شود، بلکه می‌تواند سوال‌برانگیز باشد.
گاهی معیارها نیاز به بازنگری دارند.

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
آبان

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
آبان



✍️ با شروع فصل پاییز و زمستان، برخی از افراد علائم افسردگی را از خود نشان می‌دهند. البته اینکه افراد در زمان‌های مختلف حالات روانی متفاوتی داشته باشند، امری کاملا طبیعی است. مثلا بی‌حوصله‌بودن در زمستان را بسیاری افراد تجربه می‌کنند، اما وقتی این حالات از حدی فراتر می‌رود، می‌توان آن‌ را به عنوان یک اختلال بررسی کرد.
"اختلال خلقی‌ فصلی" (disorder affective seasonal ) که به افسردگی فصلی نیز مشهور است، اختلالی است که در اثر کاهش نور آفتاب به هنگام نزدیک شدن فصل پاییز و زمستان و کوتاه‌شدن طول روز بروز می‌کند.

کوتاه‌شدن روز و کاهش اشعه خورشید و به دنبال آن، کاهش تولید "ملاتونین"، در ایجاد این نوع افسردگی نقش دارد و زمینه بروز افسردگی فصلی را، خصوصاً در افرادی که آسیب‌پذیری بیولوژیک بیشتری دارند، ایجاد می‌کند.

🔻احساس غم و ناراحتی عمیق با منشا نامعلوم، تصور پوچ و بی‌ارزشی، ناتوانی در تصمیم‌گیری درست، بی‌انرژی‌بودن برای هرکاری، سرزنش دائمی خود به خاطر مسائل واقعی یا موهوم، احساس کسالت شدید، اضطراب بی‌دلیل و عدم تمرکز، از علائم این اختلال است.

👈 اقدامات زیر می‌تواند در جلوگیری از وقوع این مسئله موثر باشد:

1⃣ انجام ورزش و فعالیت بدنی منظم؛ در زمستان به دلیل کاهش فعالیت بدنی روزمره، این موضوع ضرورت بیشتری پیدا می‌کند . پیاده‌روی در هنگام صبح، بسیار مفید است.
2⃣ قرارگرفتن در معرض نور مستقیم خورشید، به میزان حداقل یک ساعت در روز.
3⃣ بازکردن پرده‌ها و قرارگرفتن در مکان‌های پرنورتر منزل یا محل کار.
4⃣ چندسفر کوتاه به مناطق گرم‌تر و آفتاب‌گیرتر.
5⃣ رژیم غذایی مناسب که در آن ویتامین‌ها و مواد معدنی به مقدار کافی تامین شده باشد.
6⃣ مواقعی که هوا ابری است، سعی کنید از خانه خارج شوید و در مکان‌های شلوغ و پرجنب‌وجوش حضور یابید.

🗝 در صورت تداوم و تشدید علائم، فنوتراپی (نوردرمانی)، دارودرمانی، و روان‌درمانی، برای کنترل و درمان این اختلال، اثربخش است.
#افسردگى _ پاییزى
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
@UMZcounseling




  • علی اکبر مظاهری
۱۵
آبان

تحلیلی درباره آنچه مخاطبان [مجله خانه خوبان] درباره دخالت اقوام گفته‌اند.

کارشناس: حجت الاسلام استاد علی‌اکبر مظاهری

تحلیل پیام‌های مخاطبان


خواننده‌ای گفته‌اند: «با مهربانی؛ مثلاً به عمه‌خانم می‌گم حرف شما درسته؛ ولی ما این تصمیم رو گرفتیم».
این سخن، خوب است؛ اما اگر عمه‌خانوم پیگیر نیست، نیازی نیست به ایشان بگویید: «حرف شما درست است؛ ولی ما تصمیم خود را گرفته‌ایم»؛ زیرا گاهی چیزی نگفتن، بهترین پاسخ است. بیش از نیمی از نظردهندگان و دخالت‌کنندگان، سخن خود را پیگیری نمی‌کنند؛ یا فراموش می‌کنند یا منصرف می‌شوند و یا همت نمی‌کنند پیگیر شوند؛ البته اگر پیگیری و سماجت کردند، می‌گوییم ما تصمیم خود را گرفته‌ایم.

دیگری با خشم گفته‌اند: «باید همان رفتار را با خودشان انجام
دهیم».
نه! نباید مقابله‌به‌مثل کنیم. اینجا میدان نبرد با دشمن نیست. اگر چنین کنیم، کاری ناروا انجام داده‌ایم و بر آتش، دامن زده‌ایم. شاید به آنان زیان بزنیم؛ اما خودمان هم زیان می‌کنیم. آتش، دامان ما را نیز می‌گیرد.

خردمندی گفته‌اند:
«بیشتر دخالت‌ها به دلیل ضعف ارتباط زن و شوهر است. یا به خاطر این است که حرف خودمان را نسنجیده پیش دیگران بازگو کرده‌ایم؛ یعنی خودمان چراغ سبز نشان داده‌ایم. در هر حال باید همه راه‌های ورودی زندگی خصوصی را ببندیم و اگر کسی دخالت کرد، ترتیب اثری به حرف آن‌ها ندهیم».
بلی. این سخنی است سنجیده و خردمندانه. ما می‌توانیم بدون هیاهو، زندگی خود را آرام نگه داریم. نیازی به جارزدن نیست.

خردمند دیگری گفته‌اند: «بهترین مواجهه با اقوامی که در زندگی‌مان دخالت می‌کنند، نگفتن اسرار به آنان است».
کاملاً درست است. به فرموده امیر مؤمنان(ع):
کسی که راز خویش را نهان دارد، اختیار کار به دست اوست؛ اما پس از افشای اسرار، اختیار از کف آدمی بیرون می‌شود و به دست دیگران می‌افتد.
(نهج ‌البلاغه، حکمت ۱۶۲).

عزیزی دیگر گفته‌اند: «۱. رفت و آمدها را مدیریت کنیم. ۲. به قانون دوری و دوستی پایبند شویم».
بلی. مدیریت رفت و آمدها را کاملاً تایید می‌کنیم. این قانونی است طلایی، همیشگی و فراگیر؛ اما دوری و دوستی، قانونی است اندکی تلخ. دربارة برخی‌ها قابل اجرا نیست. بایسته است که از آن بهره جوییم؛ اما شایسته است که از تلخی آن بکاهیم و قلمرو کاربردش را محدود کنیم.

خداوند سبحان، یاور همگی‌تان باد.

مجله خانه خوبان، شماره ۱۱۶، آبان ۹۷.



  • علی اکبر مظاهری
۱۵
آبان

تحلیلی دربارة آنچه مخاطبان [مجله خانه خوبان] دربارة دخالت اقوام گفته‌اند.

کارشناس: حجت الاسلام استاد علی‌اکبر مظاهری

حصار زندگی مشترک شما

آدمیان در همیشة روزگاران، پیرامون اثاث و محل زندگی‌شان حصار می‌کشیده و حفاظ می‌نهاده‌اند تا خود و ابزار زندگی‌شان را از گزندها حفظ کرده، حریم خصوصی‌شان را پاس دارند.
ضرورت ساختن حصار روحی و روانی برای زندگی، بیش از ضرورتِ ساختن حصار فیزیکی و ساختمانی است.
بر زن و شوهر واجب است که حصاری استوار و قلعه‌ای با دیوارهای بلند و نفوذناپذیر، گرداگرد زندگی خصوصی‌شان بکشند و به هیچ‌کس مجال دخالت‌های ناروا ندهند. این قلعه که آشیانة روحی و روانی زوج‌های جوان و غیر جوان است، باید دارای دیوارهای بلند با پایه‌های استوار و برج و باروی دست‌نارس و نفوذناپذیر باشد. این «برج سربلند» باید یک در داشته باشد؛ دری پولادین و مستحکم، با دو کلید تکثیرنشدنی؛ یکی در دست مرد و دیگری به دست زن. این دو کلید هرگز نباید سه تا یا بیشتر شود و هرگز نباید به دست کسی افتد. حتی صمیمی‌ترین افراد هم نباید بتوانند به دژ خصوصی آنان سرک بکشند یا در آن رخنه کنند.
همسران نباید فریب الفاظی مانند انتقال تجربه، رسیدگی دل‌سوزانه، خیرخواهی مشفقانه و یاری نیک‌خواهانه را بخورند. تجربه نشان داده ‌است معمولاً کسانی که با این عنوان‌ها و به این بهانه‌ها به حریم خصوصی زوج‌های جوان وارد می‌شوند، خرابی به بار می‌آورند و متأسفانه در بسیاری از موارد، خود زوج‌های جوان پای این و آن را به زندگی‌شان باز می‌کنند. همسران باید خود مدیر زندگی‌شان باشند و اگر کمک و راهنمایی نیاز داشتند، از مشاوری دانا و توانا کمک بخواهند و هرگز پای دیگران ـ حتی خویشاوندان نزدیک ـ را به زندگی خصوصی‌شان نگشایند.

نعمت و آفت

این نعمتی گران‌سنگ است که جامعة ما منسجم است و اعضای خانواده‌ها با هم ارتباط دارند و مانند پاره‌ای از جوامع دیگر نیست که در آن‌ها شیرازة خانواده‌ها گسیخته شده و کسی را با کسی کاری نیست. خداوند را بر این نعمت، شکرگزاریم؛ اما نباید از آفت‌های این انسجام غفلت ورزیم. از آفت‌های دانه‌درشت ارتباط‌های خانوادگی، دخالت‌های نارواست. چه بسیار زندگی‌های خانوادگی که ـ به‌ویژه در سال‌های آغازین ـ بر اثر این آفت لطمه می‌خورند و گاه فرومی‌پاشند.
ما به تجربه و طی سالیان دراز و در موارد بسیار مشاوره‌ای و غیر آن، این واقعیت تلخ را آشکارا دریافته‌ایم که هرجا اختلاف و مشکلی در زندگی زوج‌های جوان و حتی غیر جوان دیده شود، خوب که ریشه‌یابی کنیم، رگه‌هایی از خراب‌کاری «خاله‌زنکانه» در آن پیدا می‌شود. خاله‌زنک لزوماً یک پیرزن نیست؛ بلکه نمادی است از بداخلاقی و بی‌تقوایی. چه پیرزن باشد و چه زن جوان. چه زن باشد و چه مرد. چه خویشاوند باشد و چه غیر آن. خاله‌زنکی صفتی ناپسند است که برخی افراد به آن مبتلایند.
بهترین راهکار پیشگیری از این آفت آن است که زوج‌های جوان، اسرار زندگی‌شان را نزد خود نگه دارند و راه نفوذ دیگران را به زندگی‌شان ببندند.
امیرمؤمنان(ع) فرموده‌اند:
«راز تو، اسیر توست؛ اما اگر آن را افشا کنی، تو اسیر آن می‌شوی».
(غررالحکم، حکمت ۵۶۳۹)
ازاین‌رو به زوج‌های جوان و غیر جوان هشدار می‌دهیم مبادا کلید صندوقچة اسرار زندگی خصوصی‌تان را به دست دیگران دهید تا پایشان به زندگی‌تان باز شود؛ زیرا:
چو خود گفتی از کس توقع مدار.
سخن‌مان به زوج‌های جوان و همة همسران این است که حرمت بزرگ‌ترها ـ به‌ویژه پدران و مادران ـ را نگه دارید و با ایشان ادب بورزید؛ از تجربه‌های سودمند و نصیحت‌های مشفقانه‌شان بهره ببرید؛ اما حریم زندگی خصوصی‌تان را پاس بدارید و خودتان نگاهبان زندگی‌تان باشید. بسیاری از ایشان از سر خیرخواهی، دل‌سوزی و محبت می‌خواهند به شما خدمت کنند. خودتان را از خدمت‌‌ها و تجربه‌ها و محبت‌هایشان محروم نکنید؛ اما اختیار زندگی‌تان را نگه دارید. کشتی زندگی‌تان را خودتان کشتی‌بانی کنید. مسائل خصوصی و گلایه‌ها و ناملایمات زندگی‌تان را نزد هر کسی مطرح نکنید. بدون ستیز با بزرگ‌ترها و دیگران از همسرتان حمایت کنید و اجازه ندهید هیچ‌کس حرمت او را بشکند. با عنوان درد دل، از همسرتان نزد دیگران بدگویی نکنید و اسرار خود و همسرتان را به هیچ‌کس نگویید.

تحلیل پیام‌های مخاطبان: [ان‌شاءالله در پست بعد. فردا.]

مجله خانه خوبان، شماره ۱۱۶، آبان ۹۷.

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
آبان



زیارت‌های بسیاری در‌باره امام حسین و صحابیانشان - سلام‌الله علیهم - داریم. یکی از بهترین آن‌ها زیارت اربعین است.

شاه‌بیت درخشنده این زیارت، این است:

{...و َبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ، لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ}؛
... خون و رگ قلبش را برایت نثار کرد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی برهاند.

سلام‌الله علیه.

علی‌اکبر مظاهری

۷/آبان/۹۷، شب اربعین


عضوشدن در کانال { از زبان مشاور } : تلگرام 👇👇 ‌
@mazaheriesfahani_ir

سروش👇👇
https://sapp.ir/mazaheriesfahani_ir

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
آبان

 

اشاره
این پست را پارسال نوشتم و منتشر کردم. علاوه بر کانال و وبلاگمان، در برخی از نشریه‌ها و مجله‌ها نیز منتشر شد. آن زمان، این مطلب را به مناسبتی نوشتم و منتشر کردم، اما آن مناسبت را نگفتم؛ می‌خواستم اخلاق مراعات شود. اکنون نیز به مناسبتی بازنشرش می‌دهم. حالا هم مناسبتش را نمی‌گویم، به همان دلیل!

پیامبر رحمت - صلی الله علیه و آله - فلسفه پیامبری خود را رشد و تکمیل ارزش‌های اخلاقی بیان فرموده‌اند: "انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق."

اخلاق، به معنای خنده؛ خندیدن و خنداندن، نیست. آری، یکی از شاخه‌های اخلاق، خوش‌خلقی است. ای‌بسا خنده‌ای که ضد اخلاق است؛ مثلا اگر با رنجانندگی و غیبت‌، همراه باشد.

حکایتی اخلاقی

با یکی از دوستان، درباره اسوه‌های اخلاقی، سخن می‌گفتیم. ایشان گفت:
"من مدت ده سال در درس خارج فقه آیت‌الله شبیری زنجانی حضور داشتم. ایشان، در این مدت ده‌ساله، حتی یک‌بار به هیج‌کدام از شاگردان توهین نکرد. با هیچ‌کس تندی نکرد. هیچ‌کس را مسخره نکرد. هیچ‌کس را نرنجاند. در پاسخ سوال و اشکال هیچ شاگردی سخنی نگفت که شرمنده‌اش کند؛ اگرچه سوال یا اشکالش بی‌‌مورد یا ناوارد بود."

کسانی که با شیوه درس‌های حوزه‌های علمیه آشنا باشند، به‌خصوص درس خارج فقه، که درسی است استدلالی و پر‌کنکاش، می‌دانند که در این درس‌ها، مباحثه‌ها و پرسش و پاسخ‌های بسیاری صورت می‌گیرد.
اکنون در نظر آورید یک استاد را که در میان انبوه شاگردان، درس استدلالی "خارج فقه" را تدریس کند و با انبوه سوال‌ها و اشکال‌های درست و نادرست، وارد و ناوارد، مواجه شود و در مدت ده سال حتی یک سخن تلخ نگوید و به هیچ‌کس اهانت نکند.
قبول داریم که سخت است، اما ناممکن نیست. حوصله‌ورزی و دندان‌برجگرفشردن و اخلاق‌ورزی می‌طلبد. ارزشش را دارد.

انسانم آرزوست...

علی‌اکبر مظاهری ۲۹/مهر/۹۶

@mazaheriesfahani_ir

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
آبان



این نیم‌شبان کیست چو مهتاب رسیده؟
پیغامبر عشق است ز محراب رسیده
آورده یکی مشعله آتش زده در خواب
از حضرت شاهنشه بی‌خواب رسیده
این کیست چنین غلغله در شهر فکنده
بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده
این کیست بگویید که در کون جز او نیست
شاهی به در خانه بواب رسیده
این کیست چنین خوان کرم باز گشاده
خندان جهت دعوت اصحاب رسیده
جامی است به دستش که سرانجام فقیر است
زان آب عنب رنگ به عناب رسیده
دل‌ها همه لرزان شده جان‌ها همه بی‌صبر
یک شمه از آن لرزه به سیماب رسیده
آن نرمی و آن لطف که با بنده کند او
زان نرمی و زان لطف به سنجاب رسیده
زان ناله و زان اشک که خشک و تر عشق است
یک نغمه تر نیز به دولاب رسیده
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده...

مولوی. دیوان شمس


  • علی اکبر مظاهری
۰۶
آبان



نویسنده: خانم مهندس فاطمه کوثر

بارها در زندگی تجربه کرده‌ایم که مشکلی سخت، آسان شده یا حل شده است یا مرور زمان و یا واسطه‌های خداوند، آن را رفع کرده‌ و یا از یادمان برده‌اند.
بیایید مشکلات را مشکل نبینیم، بلکه صورت مساله‌ای ببینیم که به ما داده‌شده و ما می‌خواهیم به راه حلش فکر کنیم. به این ترتیب، ما فقط کارمان را انجام می‌دهیم و دلهره رسیدن یا نرسیدن به نتیجه خاصی را نداریم؛ چرا که آنچه ما را به مقصد حیاتمان می‌رساند، عمل به وظیفه‌هایمان است؛ عمل به آنچه که عقل و وجدانمان اقتضا می‌کند.
به خاطر داشته باشیم که هیچ چیز این دنیا، همیشگی و پایدار نیست؛ مشکلات و روزهای سختش هم همین‌طور.
این تفکر، در کنار "مشکل را صورت مساله دیدن"، آرامش و تمرکزی به انسان می‌دهد که راه حل‌های بهتری می‌یابد و مسائلش را بهتر حل می‌کند.


  • علی اکبر مظاهری