وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۳۰
آبان

چگونه جوانانمان را به ‌ازدواج ترغیب کنیم؟

 پرسش و پاسخ ازدواجی

🖋 علی‌اکبر مظاهری


❇️ پرسش:

پرسیده‌اند: در جامعۀ ما، که جوانان به سمت تجردگرایی پیش می‌روند و آمار جوانان در سن قطعی ازدواج، رو به‌ افزایش است، چگونه می‌توان علاقه به ‌ازدواج را در جوانان ایجاد کرد؟

پاسخ ما:

 برای ایجاد علاقه در جوانان و برای ساماندهی ازدواج ایشان، کارهای زیادی باید انجام شود.
بنا بر مثال:
 ۱. هزینۀ ‌ازدواج
هزینۀ ‌ازدواج مشروع و معقول، نباید بیشتر از ارتباط نامشروع و نامعقول باشد. اما اکنون، در جامعۀ ما، چنین است؛ یعنی هزینه و دردسرهای یک ازدواج مشروع و معقول و به‌هنگام، بسیار بیشتر از یک ارتباط نامشروع و نامعقول است.
 ۲. عزم راسخ
در این عرصه، باید عزم عمومی به وجود آید. کل جامعه؛ خانواده‌ها، مسئولان، متفکران، نیکخواهان، خیّران، و خود جوانان، عزم خویش را جزم کنند تا ازدواج جوانان سامان گیرد. یک سازمان و یک گروه خاص، نمی‌تواند به‌تنهایی این کار را به سامان برساند.
بنا بر مثال: ما در کشورمان خیرین مدرسه‌ساز داریم. ایشان خوب عمل کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که ‎کمبود مدرسه را چندان احساس نمی‌کنیم. نهضت سوا‎دآموزی، نمونه‌ای دیگر است که برای باسواد کردن بیسوادان، عزم خود را نشان داده ‌است. این‌ها یعنی عزم عمومی.
نمونۀ دیگر، بسیج مردمی‌ در زمان جنگ بود، که بخش عظیمی‌ از جامعه، در این مسأله شریک بود. ما عزم عمومی‌ را در جنگ، به‌خصوص سال‌های اول، دیدیم.
و اکنون تلاش همگانی برای مقابله با "کرونا" را شاهدیم.
چنین عزم‌هایی، برای ساماندهی امور جوانان و ازدواج ایشان نیز لازم است.
 ۳.  نهاد ازدواج
ایجاد بنیادها و نهادهایی برای ازدواج، از ضروریات است. در ماه‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بنیاد‌هایی تأسیس شد؛ مانند بنیاد مسکن، نهضت سوادآموزی، کمیتۀ امداد، ولی بنیاد ازدواج پا نگرفت؛ البته مطرح گردید، ولی ایجاد نشد.
 ۴. راویان ازدواج
«راویان ازدواج»، که واسط خیرند در شناسایی و معرفی جوانان برای ازدواج، می‌توانند در ساماندهی ازدواج به‌هنگام جوانان، مؤثر باشند. ارجمندی ایشان و پاداششان نزد خداوند، از خیرین مدرسه‌ساز نیز بیشتر است، بسیار بیشتر.
ما، در کتاب «دختران و انتخاب همسر»، یک فصل دربارۀ راویان ازدواج نوشته‌ایم.
 ۵. تسهیلات
تسهیلات بی‌تکلف، کمک‌های مالی بلاعوض به جوانان، وام‌های بی‌سود و آسان، جهیزیه‌های اقساطی و خانه‌های کوچک با اجارۀ کم (به‌خصوص از نوع اجاره به شرط تملیک)، از جمله تسهیلاتی است که باید در اختیار همۀ جوانان قرار گیرد.
۶. تشویقیه‌ها
کسانی که ‌ازدواج به‌هنگام انجام می‌دهند، «تشویقیه» دریافت کنند؛ مثلا بخشودگی بخشی‌ از مدت خدمت سربازی، اولویت استخدام برای متأهلان و بورسیه‌های تحصیلی. همچنین می‌توان امتیازهایی مانند آنچه برای فرزندان شهیدان و خانواده‌های ایثارگران وجود دارد، برای جوانان متأهلی که‌ ازدواج به‌هنگام می‌کنند، اختصاص داد.
 ۷. بیرون‌راندن هراس
جوانان ما از ازدواج هراس دارند. بخشی از این ترس، واقعی و به‌جا است؛ چون هنگامی‌که وضع جامعه و سنگ‌های بزرگ پیش پای جوانان و هزینه‌های سنگین ازدواج را می‌بینند، می‌ترسند. اما بخشی از آن، واقعی نیست و هراس‌های توهمی است، زیرا مشکلات را دیده‌اند و هراس‌هایی در دلشان ایجاد شده که بیش از مقدار واقعی آن است. اگر این هراس‌های از ازدواج را از دل جوانان بیرون کنیم، به ازدواج رو می‌آورند.
۸. فرهنگ‌سازی
فرهنگ خانواده‌ها و جوانان دربارۀ ‌ازدواج آسان، اکنون دچار آسیب شده‌ است؛ آسیب‌هایی مانند تشریفات زائد، هزینه‌های گزاف، سخت‌گیری‌های نابه‌جا در انتخاب همسر و در انجام فرایند ازدواج. بنابراین، لازم است که اندیشۀ خانواده‌ها و جوانان را اصلاح کرد، تا تشریفات و دشواری‌های مصنوعی حذف شود.
۹. مشاورۀ‌ ازدواج
این عامل، اگر درست انجام گیرد، کمک خوبی برای انتخاب صحیح همسر و انجام ازدواج خجسته است. مشاوره با مشاوران دانا و توانا، می‌تواند امر ازدواج را آسان کند و کار ازدواج را سامان دهد.
مشاوره، به‌تدریج دارد جایگاه خود را در جامعه ما می‌یابد، ولی تا رسیدن به نقطۀ مطلوب، هنوز فاصله داریم. اما امید است که به آن برسیم.

۹۹/۸/۳۰

  • علی اکبر مظاهری
۳۰
آبان

ارکان پنج گانه زندگی خانوادگی

  • علی اکبر مظاهری
۳۰
آبان

کتاب «از زبان مشاور»، منتشر شد.


مقدمه نویسنده:
ما، همگی‌مان، به مشاور و مشاوره نیازمندیم؛ در مسائل فردی، خانوادگی، اجتماعی. مانند نیاز به پزشک و پزشکی، در همه رشته‌های پزشکی. این نیاز را عقل می‌گوید، شرع بر آن فتوا می‌دهد، و دانش و تجربه بر آن مهر تأیید، بلکه تأکید، می‌نهند.
اما حکایت این «از زبان مشاور»:
در این کتاب، که در پنج فصل تدوین شده، به هر سه قلمرو ورود کرده‌ایم (فردی، خانوادگی، اجتماعی). امّا سهم مسائل خانوادگی بیشتر شده است. این «بیشتری»، نه به اختیار ما، بلکه به سبب نیاز جامعه و مراجعه مراجعانمان و پرسش پرسش‌گران‌مان است.
عمده مطالب کتاب، در سه قلمرو، سامان یافته است:
۱. مشاوره‌های حضوری؛
این‌ها محصول مشاوره‌هایمان در مراکز مشاوره است. بیشتر در مراکز مشاوره حوزه‌های علوم اسلامی و دانشگاه‌ها. مشاوره‌های حضوری را با عنوان «از زبان مشاور» آورده‌ایم. نام کتاب، برآمده از همین عنوان است. این‌ها بهترین و زیباترین مطالب کتاب‌اند.
۲. مشاوره‌های غیر حضوری؛
این‌ها مشاوره‌های مکتوب‌اند که از طریق نامه، ایمیل، سایت، پیامرسان انجام گرفته‌اند. پاره‌ای از این‌ها پرسش و پاسخ‌های مجله‌ای و نشریه‌ای است. خوانندگان مجله و نشریه پرسیده‌اند و ما پاسخ داده‌ایم. به‌علاوه مشاوره‌های تلفنی.
۳. نوشته‌های غیر مشاوره‌ای؛
این‌ها نوشته‌هایی است که در قلمرو خانواده و مسائل همسران و تربیت فرزندان نوشته‌ایم. این‌ها درباره پنج رکن خانواده است؛ زن، شوهر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ.
ما خانواده را سه‌رکنی نمی‌دانیم؛ زن، شوهر، فرزند. بلکه خانواده را پنج‌رکنی می‌دانیم؛ زن، شوهر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ. ایشان ارکان اصلی بنای خانواده‌اند.
نکته:
این اثر، در پنج فصل، صورت پذیرفته است:
فصل یکم: آغاز راه
موضوع این فصل، ازدواج است؛ جانب‌هایی از جوانب ازدواج را کاویده‌ایم و به پرسش‌های مراجعان و پرسش‌گرانمان پاسخ داده‌ایم.
فصل دوم: انتخاب همسر
در این فصل، معیارهای انتخاب همسر، نیز مسأله خواستگاری را کاویده‌ایم و پاره‌ای از راهکارهای گزینش همسر را نمایانده‌ایم. نیز سؤال‌های جوانان را مطرح کرده و پاسخ داده‌ایم.
فصل سوم: دوران نامزدی و عقد
در این فصل، بر پله سوم نردبان زندگی خانوادگی ایستاده‌ایم، دستان لطیف جوانانمان را گرفته‌ایم، و ایشان را برای رفتن به پله چهارم، یاری و همراهی کرده‌ایم.
فصل چهارم: پس از ازدواج
در این فصل، که فربه‌ترین فصل کتاب است، جوانانمان مرحله‌های آغازین زندگی را گذرانده‌اند و در منزل‌گاه چهارم، منزل گرفته‌اند و «هم‌آشیانه» شده‌اند. ما، در همراهی ایشان، مهارت‌های زندگی مشترک را برایشان بیان کرده‌ایم و به پرسش‌هایشان پاسخ گفته‌ایم.
فصل پنجم: فرزندان و تربیت
در این مرحله، که فاخته‌هایمان در اندیشه فرزندآوری‌اند یا فرزند آورده‌اند، نقش والدین را در ایجاد و پرورش ثمره‌های حیاتشان نمایانده‌ایم. این عرصه، میدانی است پررمز و راز، که پدران و مادران، به‌ویژه زوج‌های جوان، به راهنمایی‌هایی، مساعدت‌هایی، و همدلی‌هایی نیازمندند تا صالحانی و رشیدانی را بالنده کنند.
نکته:
نام‌هایی که در مباحث «از زبان مشاور» و «حکایت‌ها» و «نمونه‌ها» آمده است، مستعار است. نام واقعی کسی را نیاورده‌ایم و داستان مشهوری را که قابل شناسایی باشد، مطرح نکرده‌ایم. اما این‌که چرا به جای نام مستعار، از رمزها و حروف الفبا (مانند آقای الف، خانم ب) استفاده نکرده‌ایم، زیرا نام‌ها بهتر و بیشتر در ذهن خواننده می‌مانند تا حروف و رموز، و نیز نام، دلپذیرتر و جان‌دارتر است.
حق‌گزاری:
شرط حق‌گزاری است که از کسانی که در پدیدآمدن این اثر، یاری‌مان کرده‌اند، سپاسگزاری کنیم.
در تدوین این کتاب از یاوری و همکاری ایشان بهره‌مند بوده‌ایم: جناب آقای محمد دهقانی‌زاده (طلبه سطح خارج حوزه، مقطع دکترای دانشگاه، استاد دانشگاه). جناب آقای جواد فهیمی (طلبه حوزه، مهندس عمران). جناب آقای علی حاجوی (کارشناس ارشد تفسیر و علوم قرآنی، همکار و یاورمان در دانشگاه قم، استاد دانشگاه). خانم مهندس فاطمه کوثر (مقطع دکترای دانشگاه). خانم سیّده زهرا حسینی (کارشناس زیست سلولی مولکولی). جناب آقای محمدحسن استادی مقدم، که کار ویرایش کتاب را بر عهده دارند.
نیز عزیزانی دیگر که نامشان در اثنای کتاب می‌آید. نیز همه ارجمندانی که یاری‌‌مان کرده‌اند. از همگی ایشان سپاسگزاریم و از خداوند سبحان، برایشان، پاداش فراوان می‌طلبیم.
دید‌گاه‌ها، نقدها، و پیشنهادهای شما خوانندگان ارجمندمان را بر دیده سپاس می‌نهیم و از آن‌ها در تکمیل کتاب و در ادامه راه، بهره می‌جوییم. و در همه حال، از خداوند سبحان، مدد و هدایت می‌طلبیم. إنَّهُ وَلیُّ النِّعَم.

علی‌اکبر مظاهری

آبان ۱۳۹۹

  • علی اکبر مظاهری
۲۹
آبان

مشاوره روانشناسی - اخلاقی

علی‌‌اکبر مظاهری

پرسش:
دانشجویم پرسیده‌ است:
سلام استاد.
خداقوت.
شما برای اینکه آدم فکرهای منفی نکند، چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟
همیشه گفته‌اند به هر چه فکر کنی، همان می‌شود.
من خیلی سعی می‌کنم منفی فکر نکنم، ولی موفقیتم طولانی نیست.

پاسخ ما:
سلام و درود بر شما.
۱. فکرهای مثبت‌ آماده کنید و هرگاه منفی‌ها هجوم آوردند، مثبت‌ها را جایگزین آن‌هاکنید.
۲. ذکر خدا بگویید. هر ذکری که دوست دارید. به‌تکرار و به زبان. به ذکر قلبی اکتفا نکنید‌.
۳. کتاب بخوانید. کتاب‌هایی که نیاز به تفکر و جمع‌کردن حواس دارد.
۵. ورزش کنید. هر ورزشی که دوست دارید.
۶. با انسان‌های  مثبت‌اندیش رفاقت کنید و از منفی‌اندشان فاصله بگیرید.
۷. مدتی اخبار نشنوید و نخوانید. ژورنالیسم، لجن‌پراکن است.
۸. هدف‌های زندگی‌تان را مشخص کنید. آن‌ها را روی کاغذ بیاورید. به آن‌ها فکر کنید. بر آن‌ها تمرکز کنید.
۹. فصل چهاردهم (زندگی هدفمند) از کتاب "فرهنگ خانواده" را بخوانید. دوبار بخوانید.
۱۰. یک کتاب خوب در باره کنترل ذهن بخوانید.

پس از انجام این راهکارها، نتیجه را به من اطلاع دهید.

خداوند سبحان یاریتان کند. حتما یاریتان می‌کند.

۲۹ آبان ۹۹

  • علی اکبر مظاهری
۲۵
آبان

مشاورهٔ اخلاقی - خانوادگی

🔶 تبصره‌ای بر «نبرد بی‌برنده»

🖋 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری


❇️ پرسش:

آقا یا خانمی پرسیده‌اند: کتاب نبرد بی‌برنده‌تان را کامل خوانده‌ام و عمل کرده‌ام؛ تا حد بی‌نهایت با همسرم مدارا و تغافل کرده‌ام، دشنام‌های بسیار او را هیچ پاسخ نگفته‌ام، جفاهای بیکرانش را تحمل کرده‌ام، اما هرچه می‌گذرد من بازنده‌ام و او برنده.
این نبرد، بی‌برنده است؛ قبول، اما همیشه من بازنده‌ام و او نه که برنده باشد، بلکه خیره‌تر و چیره‌تر شده و از زندگی‌مان دمار برآورده است. اکنون چه کنم که از این میدان فضیلت‌سوز فرار کنم؟ وقتی من سپر می‌اندازم، او  شمشیر نمی‌اندازد. دیگر به ستوه آمده‌ام. آیا باید اعلام کنم که این میدان اگرچه برنده ندارد، اما بازنده دارد؟
لطفاً مدد فرمایید.

✅ پاسخ ما:

اکنون ۱۰ سال از انتشار کتاب نبرد بی‌برنده می‌گذرد و نُه بار تجدید چاپ شده است. تاکنون حدود ۹۰ درصد گزارش‌ها و بازخوردها از مثبت‌بودن ثمره‌های آن حکایت دارد، به لطف خدا زندگی‌های بسیاری را نجات داده و اخلاق ستیزه‌جویانهٔ انسان‌های زیادی را آرام کرده است. حدود ۱۰ درصد پاسخ‌ها نیز منفی بوده است. حکایت شما جزو همین ۱۰ درصد است.

🔹 یک قانون

 اکنون می‌گوییم: در نظام آفرینش، بیشتر اموری که دارای قاعدهٔ کلی اند، تبصره یا تبصره‌هایی دارند.  به زبان علمی:
«ما من عام الا و قد خص»؛ هیچ امر و قاعده‌ای عمومی و کلی نیست، مگر اینکه استثناهایی دارد.
در علوم تربیتی و اخلاقی نیز چنین است. مثلاً در تربیت فرزند، قاعده بر محبت بی‌نهایت است، اما اندکی قناعت نیز لازم است. در معاشرت با مردمان نیز اصل بر نرم‌خویی و سخاوت است، اما اندکی گره‌کردن ابرو و امساک نیز ضروری است.
در تکریم دیگران اصل بر بی‌پایانی است، اما اندکی سنجش ظرفیت نیز لازم است. حتی در دشمنی با بدها نیز  نمی‌باید بی‌پروایی کرد.

اندازه نگه دار که اندازه نکوست
هم لایق دشمن است و هم لایق دوست

مدارا و تغافل و نبردنکردن نیز مشمول این قاعده‌اند. کسانی هستند که بزرگواری را حمل بر بی‌عرضگی می‌کنند و از آن استفاده سوء می‌کنند؛ یا تغافل را نادانی فرض می‌کنند و جسور می‌شوند. باید ظرفیت افراد را سنجید و به‌قدر ظرفشان، آبشان داد؛ اگر بیشتر دهیم ظرفشان لبریز می‌شود و خرابی به بار می‌آورد.

🔹 داوری ما

ما در باره شما قضاوت نمی‌کنیم. اصلاً ما قضاوت نمی‌کنیم. مشاور، هادی است نه قاضی.
ما واقع زندگی شما را نمی‌دانیم و سخن همسر شما را نشنیده‌ایم، اما در این مشاورهٔ غیرحضوری و با وجود نشنیدن سخن همسرتان، بنا را بر صادق‌بودن شما می‌گذاریم و چند راهکار دانه درشت می‌دهیم:

۱. اگر مدارای شما سبب تحقیرتان می‌شود، از آن بکاهید. اگر تغافل شما باعث جسارت همسرتان می‌شود، آن را اندک و یا حذف کنید. اگر تواضع شما موجب تکبر او می‌شود، آن را کم کنید. (تواضع، عبادت است، اما اگر شما را کم‌مقدار کند، معصیت است.)

این سخن امام صادق علیه‌السلام وه که چه زیباست: «اَخْدِمْ اَخٰاکَ فَاِنْ اِسْتَخْدَمَکَ فَلا وَ لا کَرامَه»*۱؛ برادرت را خدمت کن، اما اگر خواست تو را به خدمت گیرد، نه خدمتش کن و نه بزرگش شمار.
همچنین این سخن امام صادق علیه‌السلام را: «إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا»*۲؛ خداوند همهٔ امور مؤمن را به خود او واگذار کرده است؛ اما این حق را به او نداده که خود را ذلیل کند.
حتی در صلهٔ ارحام هم حق نداریم خود را ذلیل کنیم.

دلبر اگر به رفتن شتاب کند بایست
دل بر کسی مبند که دلبستهٔ تو نیست

۲. اکنون طرحی نو دراندازید و با عمل بیشتر و سخن کمتر، به همسرتان تفهیم کنید که دیگر بنا ندارید یک فرد قربانی باشید. نیازی به جارزدن نیست، سلوکتان را عزتمندانه کنید و قاعدهٔ جاری بر رفتار و اخلاقتان را تغییر دهید.

🔹از ذلت به عزت

۳. اگر آقا هستید، فصل «اقتدار مرد» را در کتاب «فرهنگ خانواده» مطالعه کنید و اگر خانم هستید، فصل «ریحانگی زن» را در همان کتاب بخوانید.
بعد از دو هفته که این راهکارها را عمل کردید، نتیجه را به من اطلاع دهید تا راهکارهای دیگری دهم تا برای آیندهٔ زندگی‌تان گام‌های تازه‌ای بردارید.
ان‌شاءالله.
 خداوند سبحان هادی‌تان باشد.


*۱: مستدرک‌الوسایل، ج ۲، ص ۴۱۱
*۲: تهذیب‌الاحکام، ج ۶، ص ۱۷۹

۹۹/۸/۲۵

  • علی اکبر مظاهری
۲۵
آبان

دکتر جواد اژه‌ای هم پرکشید.


زمستان ۶۲، در جزیره مجنون بودیم. کارزار، آتشین بود. در هرسو آتش بود و دیگر هیچ.
یک ساعتی با رزمنده‌ای تهرانی کنار هم بودیم. چند تن از یارانش شهید شدند. چشمه چشمانش جوشید. با بغضی سنگین گفت: "بهترین‌هامان دارند می‌روند."
بلی، در عمیات خیبر، گل‌های فراوانی  پر پر شدند. شهید احمد کاظمی را دیدم که انگشت دستش پرید.

کرونا! مگر تو گلچینی؟

دکتر جواد اژه‌ای هم رفت. رحمت خدا نثارش.

علی‌اکبر مظاهری

۲۵ آبان ۹۹

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
آبان

گفت کسی خواجه سنایی بمُرد

مرگ چنین مرد نه کاری است خُرد

۹۹/۸/۲۱

  • علی اکبر مظاهری
۱۹
آبان

منتشر شد: «از زبان مشاور»؛ ارکان پنجگانهٔ زندگی خانوادگی

🖋 نویسنده: «علی‌اکبر مظاهری»

همۀ ما در مسائل فردی، خانوادگی و اجتماعی به مشاور و مشاوره نیازمندیم؛ مانند نیاز به پزشک و پزشکی؛ در همۀ رشته‌های پزشکی. این نیاز را عقل گوشزد می‌کند، شرع به آن فتوا می‌دهد و دانش و تجربه بر آن مهر تأیید، بلکه تأکید، می‌نهند.
در این کتاب که در پنج فصل تدوین شده، به هر سه قلمرو ورود کرده‌ایم (فردی، خانوادگی، اجتماعی)، اما سهم مسائل خانوادگی بیشتر شده است. بیشتربودن سهم مسائل خانواده به‌سبب نیاز جامعه و مراجعۀ مراجعان و پرسش پرسشگران است.

🔶 مشخصات کتاب «از زبان مشاور»: رقعی–سلفون، چاپ اول ۱۳۹۹، ۴۰۰ صفحه، ۶۷ هزار تومان

🔷 خرید و سفارش آنلاین: www.bustaneketab.ir

۹۹/۸/۱۹

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
آبان

از خدا خواهیم توفیق ادب...

اگرچه استاد دکتر داوود فیرحی، هنری‌های بسیار دارند؛ دانشمند اسلامی‌اند، استاد و محقق حوزه و دانشگاه‌اند، تاریخدان‌اند، حقوقدان‌اند، نویسنده‌اند، سخنران‌اند، اما آنچه جناب ایشان را در جانم بزرگ نشانده، «ادب» ایشان است؛ ادبی معصومانه و ملیح، که در این روزگارِ کسادی ادب، گوهری است گران‌سنگ.

الاهی! فیرحی عزیزمان را به تو می‌سپارم. از پنجه‌های زورمند «کرونا» نجاتش ده.

علی‌اکبر مظاهری

۱۶ آبان ۹۹

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
آبان

نگریستن همه‌سویه

نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

هر پدیده، در نظام کامل هستی، جنبه‌های گوناگونی دارد.
برای مدیریت پدیده‌ها و بهره‌مندی از آنها و مغلوب و مفلوک نشدن در قبالشان، به نگرشی همه‌جانبه نیاز داریم.
نگریستن به سویی و ندیدن سوها دیگر، آدمی را مقهور می‌کند و ناگهان وی را به درهٔ خسارت می‌افکند.

در این زمان، «کرونا» پدیده‌ای فراگیر است. پنجه در جان همگان افکنده است. دارد از اولاد آدم زهر چشم می‌گیرد. علاوه‌بر زیان جسمانی، از روان آدمیان دمار برآورده و دارد روحیهٔ آدمی را فلج می‌کند.

💠اکنون چه باید کرد؟

دربارهٔ جنبهٔ جسمانی‌اش، علم پزشکی و پزشکان و کادر درمان، سخت در تلاشند تا راهی باز کنند. سعیشان مشکور.
اما از بُعد روحی و روانی چه؟

آنچه اکنون می‌گوییم این است که کرونا، از قاعدهٔ «همه‌جانبگی» بیرون نیست.
اینک از زاویه‌ای باریک، به بُعدی از ابعاد آن می‌نگریم. به‌دقت، همراهی کنید.

🔹باوفایی و بی‌وفایی؛ میدان امتحان همسران

🔸۱. خانم گریخت!

آقا، کرونا گرفت. همسرش، تنها، رهایش کرد و نزد خانواده‌اش به شهر دیگر رفت.
آقا رنجید! و حق داشت.
گفت: همسرم از من گریخت. ترسید کرونایم او را بگیرد!

🔸۲. خانم ماند!

 راحله و عماد

از ازدواج راحله و عماد، یک‌سال گذشته بود که کرونا آمد.
کرونا عماد را گرفت؛ سخت!
در منزلشان قرنطینه‌اش کردند؛ قرنطینهٔ کامل.
فقط یک‌نفر می‌شد نزد عماد بماند.
راحله گفت: «من با عماد می‌مانم.»
به او گفتند: کرونا بی‌رحم است، تو را نیز می‌گیرد.
راحله گفت: می‌دانم، اما می‌مانم.
گفتند: خطر جدی است.
گفت: فقط برای عماد؟! من با او می‌مانم. و ماند.
او گفت: تنها راه ممکن همین است. هیچ «یک‌نفر»ی نمی‌تواند برای عماد مثل من باشد.
قرنطینهٔ خانگی عماد بیست روز طول کشید.
راحله لحظه‌ای او را تنها نگذاشت.
کرونا از وجود عماد رفت. نه! راحله آن را بیرون کرد.
عماد به زندگی بازگشت.
از آن پس عماد می‌گوید: «اگر پرستش غیر خدا جایز بود، تو را می‌پرستیدم»!

گوارایشان باد!

و اینک راحله!

دو ماه پس از گریز عماد از چنگال کرونا، به یاری راحله، حالا خود راحله بیمار شد؛ مسمومیت شدید گوارش.
حالش چنان شد که فقط مادرها می‌توانند پرستاری کنند، آن هم برای فرزندان خردسالشان!
عماد آستین جوانمردی را بالا زد و کمر همت را بست، برای خدمت به راحله.
آنها در همان مکانی که قبلاً عماد در آن قرنطینه بود، به درمان پرداختند.
اوضاع به‌گونه‌ای شد که کمتر پرستار یا نیروی خدماتی آن را تاب می‌آورد.
چند روز زمان لازم بود تا مسمومیت از دستگاه گوارش راحله دفع شود.
عماد، چنان صبورانه و مهربان‌تر از مادر، راحله را نواخت، که شرمندگی و سپاس بسیار راحله را سبب شد.
اما عماد، شرمندگی راحله را اصلاً نمی‌پذیرفت و تشکر او را مهربانانه پاسخ می‌گفت.
با دوهفته همت جانانهٔ عماد، دستگاه گوارش راحله سالم شد.
از آن پس، راحله می‌گفت:
«اگر سجده‌ بر غیر خدا جایز بود، روزی پنج بار سجده‌ات می‌کردم»!

نوش جان همدیگر باشند.


۱۴ آبان ۹۹

  • علی اکبر مظاهری