وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۸ ثبت شده است

۳۱
شهریور

کلاس

جناب آقای حسن محمدی


با سلام
از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم به‌جای پر کردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برایتان بنویسم:

🔹از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر به‌جای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از بچه‌ها بخواهید شیشه‌ها را تمیز کنند، خاک‌ نیمکت‌های کلاسشان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درخت‌ها و گلدان‌های مدرسه را آب دهد و برگ‌های زردشان را بگیرد.
🔹کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان‌ خُرد کند و آخرش هم به همراه بچه‌های دیگر جمع کنند و بشویند.
🔹ای کاش همین اول سال قلم‌مو و رنگ و اسپری دهید تا کلاسشان را خودشان رنگ‌آمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقهٔ روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خط‌هایی بیندازند. شاید نشانی از فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، فوتبالیست‌ها و ترانه‌هایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجرهٔ رهایی‌ باشد.
🔹بیشتر سرویس‌های بهداشتی عمومی کشور ما بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همهٔ بچه‌ها سرویس‌های مدرسه را مثل سرویس خانه‌هایشان نگه دارند.
🔹از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامه‌های دبیران و مشاوران و معاونان را. نترسد از گفتن. توبیخ نشود از فکر کردن. از او بخواهید برای حرف‌هایش دلیل بیاورد و تا قانع نشده دست نکشد. از مدرسهٔ شما توقع دارم گفت‌وگو سکهٔ رایج باشد. رفتارهای پسرم را هم ارزیابی کنید و بخواهید در فضای امن گفت‌وگوی همکلاسی‌ها از دوستانش راه‌حل‌های کارآمد بگیرد. این کار مؤثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است.

🔹لطفاً به دبیران مدرسه بگویید جواب سؤال‌های پسرم را ندهند. هر وقت سؤال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد.
🔹بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانش‌آموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هر کس کتابی را که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتابخانه بزرگ. کتاب‌های درسی نشوند همهٔ دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید.
🔹آقای محمدی عزیز، از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتابخانه نیست. برود وسط شهر جست‌وجو کند، سؤال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از آنها بخواهید اپلیکیشنِ بازی طراحی کنند، انیمیشن تولید کنند.
🔹در بوفهٔ مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار مسئول بزرگسال بوفه، شیوهٔ کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را. بگذارید خوراکی‌ها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتون‌ها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتی‌ها بیندازد.
🔹هنگام مراسم نماز یا صبحگاه فضایی شکل نگیرد که به زور و با خواب‌آلودگی، پسر ۱۳ ساله با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت می‌کند بداند که خدا نزدیک‌ترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی می‌آورد، نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچه‌های دیگر اجازه دهید نیایش‌هایی را که به زبان خودشان نوشته‌اند بخوانند. نیایش‌های ساده که خواسته‌های واقعی خودشا‌ن‌اند و با صداقت هستند.
🔹از معلم‌هایتان بخواهید قوانین کلاس‌ها را تنهایی وضع نکنند. از بچه‌ها کمک بگیرند و باهم قانون بگذارند، چون این قوانین را بچه‌ها باید اجرا کنند.
به پسرم حالی کنید به‌جای آنکه از ضعف و نمره کمِ همکلاسی‌هایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به‌جای احساس کمبود از نمره پایینِ خودش، از کمک‌نکردن به دوستانش شرمنده باشد.
🔹از پسرم نخواهید در همهٔ درس‌ها و مهارت‌ها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیهٔ بچه‌ها در خیلی از کارها کم‌‌استعداد است. به او بگویید همهٔ آدم‌ها برای همهٔ کارها ساخته نشده‌اند، راه خودت را پیدا کن.
🔹مدیر محترم، به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه‌کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن‌هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه‌نکردن است.

با آرزوی خوبی و زیبایی
علی‌‌اکبر زین‌‌العابدین

۳۱ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
شهریور

حق خداوند متعال

حق 1
گزیده‌ای از رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام
امروز سالروز شهادت یادگار کربلاست. مبارز خستگی‌ناپذیری که با درایت خود، راه‌‌ها را می‌شناسد و با تدبیر تمام، آن‌ها را به‌سوی حقیقت می‌پیماید. امام سجاد علیه‌السلام در طول عمر بابرکت خویش، به‌خصوص پس از شهادت پدر بزرگوارشان، در خفقانی که کسی را یارای سخن‌گفتن نبود، با تدبیر و درایت ستودنی به ارشاد جویندگان حقیقت پرداخت. امروز بخشی از آموزه‌های آن حضرت در قالب ادعیهٔ موجود در «صحیفهٔ سجادیه» و برخی منابع دیگر و «رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام» در دست ماست، اما افسوس که ما از این گنجینه‌های گرانبها به‌اندک بهره می‌جوییم.
رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام در ۵۱ بند تدوین شده است که می‌توان آن‌را جامع‌ترین بستهٔ حقوقی دانست. در این رساله، کلیات رابطهٔ انسان با خداوند، خود و عالم هستی تبیین شده است.
می‌توان گفت اصول حقوقی‌ای که این رساله به آن پرداخته، اصول حقوق بشر از دیدگاه امام سجاد علیه‌السلام است. حضرت سجاد علیه‌السلام در این مجموعهٔ حقوقی، با نگاهی حق‌بین، حقوق افراد و اقشار مختلف را نسبت به یکدیگر بیان می‌کنند. در خلال این مجموعه، اصول اخلاقی زیادی وجود دارد که با رعایت آن‌ها می‌توان از بروز بسیاری از مشکلات و معضلات در زندگی شخصی و اجتماعی پیشگیری کرد.
بر آنیم که آخر هر هفته، آموزه‌ای از رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام را بازگو کنیم، باشد که در زندگی فردی و اجتماعی خود به‌کار بندیم.
در سالروز شهادت حضرتش اولین توشه را برمی‌گیریم.

حق خداوند متعال
«فَأَمّا حَقّ اللّهِ الأَکبَرُ فَإِنّکَ تَعبُدُهُ لَا تُشرِکُ بِهِ شَیئاً فَإِذَا فَعَلتَ ذَلِکَ بِإخلَاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلَى نَفسِهِ أن یَکفِیَکَ أمرَ الدّنْیَا وَ الآْخِرَةِ وَ یَحْفَظَ لَکَ مَا تُحِبّ مِنهَا؛ اما بزرگترین حق خدا این است که او را بپرستى و چیزى را با او شریک ندانى؛ پس چون با اخلاص چنین کردى، خدا بر عهده گرفته است که کار دنیا و آخرتت را خود کفایت کند و آنچه از آن بخواهى، برایت تأمین کند.»
اولین بند از رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام به حق خداوند متعال اختصاص دارد که پیام‌های بزرگ آن، پرستش خداوند، توحید و اخلاص است. اینکه خداوند را بپرستی، در پرستش خداوند، احدی را شریک نسازی و همهٔ اینها خالصانه و برای حضرت دوست باشد. هرگاه شرط اخلاص رعایت شد، پاداش آن برای بنده، سامان‌یابی امور دنیوی و اخروی اوست.
جملهٔ پایانی این بند، با حدیثی از حضرت فاطمهٔ زهرا سلام‌الله‌علیها قرابت معنایی دارد که می‌فرمایند: «هرکس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت‌ها و برکات خود را براى او تقدیر مى‌کند.»
پس ای خدای مهربان! ما را در معرفت حق بزرگت موفق دار و شمه‌ای از توحید توأم با اخلاص را نصیبمان فرما که جز به ارادهٔ تو دانه‌ای از خاک سر برون نمی‌آورد و برگی از درخت نمی‌افتد.

به قلم: زهرا نصیری 

  • علی اکبر مظاهری
۲۱
شهریور


بچه‌ها
پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به پرسشی دربارهٔ بددهنی کودکان

پرسش:
در برابر حرف‌های بدی که بچه‌ها از جاهای مختلف یاد می‌گیرند و تکرار می‌کنند، چه باید بکنیم؟

پاسخ:
* بچه‌های ما در همین جامعه بزرگ می‌شوند، به مدرسه می‌روند، به کوچه و خیابان و پارک می‌روند. نمی‌شود که بچه‌ها را از جامعه جدا کرد. جامعه خوبی‌هایی دارد و بدی‌هایی.
* نباید نگران شد. نگرانی والدین اصلاً خوب نیست. نگرانی، همسایه استرس است. نگرانی، بخشی از انرژی انسان را تباه می‌کند. انسان نگران نمی‌تواند خوب فکر کند و خوب تربیت کند. نگرانی و استرس، با تربیت، یک‌جا جمع نمی‌شوند.
* تربیت، یک فن دقیق و هنر ظریف است که باید آن‌را آموخت؛ با مطالعه، مشاوره، کلاس، تفکر.

با توجه به این مقدمه:
۱. اولین شرط تربیت، آرامش است. بر خویشتن مسلط باشید. با اضطراب و شتاب‌زدگی، اول خودتان را پریشان می‌کنید و سپس فرزند را.
۲. آنچه را که شما بد می‌بینید، معلوم نیست که واقعا بد باشد.
در مشاوره‌هایمان بسیار می‌بینیم که والدین می‌خواهند فرزندانشان را خوب تربیت کنند، ولی به سبب امر و نهی‌های زیاد، تربیتشان ضدتربیت می‌شود؛ چون بچه را کلافه می‌کنند. حتی گاهی خودشان هم اقرار می‌کنند فلانی که خیلی هم اصول تربیتی را نمی‌داند، فرزندش بهتر از فرزند ما شده است.
بگذارید بچه‌ به حال خودش باشد. نباید او را کلافه کنیم. کلافه‌کردن بچه، ضدتربیت است. گیردادن به کودک در مواردی مانند: تمیز نگه‌داشتن لباس، خوب‌خواندن و ‌نوشتن درس و مشق و مؤدب و مرتب نشستن، او را به ستوه می‌آورد و عاصی می‌کند. باید بگذاریم جان بچه، مثل نهال، پرورش یابد. همان‌گونه که اگر به نهال، آب و کود زیاد دهیم، فاسد می‌شود، به کودک نیز اگر زیاد امر و نهی کنیم و به او فشار آوریم، تباه می‌شود. بچه‌ها تطور دارند؛ یعنی طور به طور می‌شوند. احوالشان تغییر می‌کند. ممکن است بچه‌ای، در زمانی، ناآرام و بداخلاق باشد؛ اما بعد از مدتی، آرام و خوش‌اخلاق شود.

برخی از دلایل فحش‌دادن کودک
فحش‌دادن کودک، عواملی دارد. مثلا:
می‌خواهد خود را نشان دهد. شاید به او کم‌توجهی شده، یا اینکه به خواهرش بیشتر توجه و محبت شده است.
از چیزی ناراحت است که نمی‌تواند آن‌را بیان کند؛ پس فحش می‌دهد.
رنج‌ها و فشارهای درونی دارد که نمی‌تواند نشان دهد؛ پس فحش می‌دهد.
جیغ‌زدن و گریه‌کردن و گازگرفتن، از راه‌های بروز و دفع این فشارهای درونی است.
از چیزی عصبانی است.
باید به‌گونه‌ای با فرزندمان رابطه داشته‌ باشیم که بتواند عصبانیت‌ها و رنج‌ها و ناراحتی‌هایش را به ما بگوید، تا به فحش و جیغ و خرابکاری پناهنده نشود. نیز باید عوامل فحش‌دادن و دیگر ناهنجاری‌های رفتاری، اخلاقی و روانی‌اش را بشناسیم و علاج کنیم.
دیگر آنکه در برابر رفتارهای ناخوشایند او جوش نیاوریم، برآشفته نشویم، آرام و خویشتن‌دار باشیم. دیگر آن‌که تغیّر داشته باشیم؛ یعنی وقتی از فرزندمان رفتار نادرستی سر زد، حالت چهره و رفتار و گفتارمان تغییر کند. رو ترش کنیم. اندک‌زمانی با او صحبت نکنیم یا اندک‌زمانی با او قهر کنیم. با توجه به ظرفیت و سن و روحیهٔ کودک، نیز نوع و مقدار کار ناروایی که کرده‌ است، زمان عبوسی با او متفاوت است. نیز می‌توان برای پیشگیری از طغیان کودک و «تنبّه» او، از «تنبیه محرومیت» استفاده کرد؛ محرومیت موقت او از دوست‌داشتنی‌هایش.

#ماهنامه_خانه_خوبان
#شماره۱۲۵
#شهریور۱۳۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۲۰
شهریور

مشاوره‌ٔ خانواده


عشق ویژه

پرسش:
آقا یا خانمی پرسیده‌اند:
آیا رواست که مرد متأهل، با عشق دختر دیگری به سر کند، هرچند این امر را فقط درد دل داشته باشد و ابراز نکند؟

پاسخ ما:
۱. آدمی برای وصول به «سعادت»، نیازمند «ریاضت» است. زندگی این‌جهانی، برای آدمیان، چنان ساخته شده که برداشتن دست از پیش لگام نفس، فسادانگیز است.
۲. اگر همسران؛ چه زنان و چه مردان، به‌جز همسر خویش، به دیگری چشم بدوزند یا دل ببندند (که دل‌بستن، اغلب، پس از چشم‌دوختن می‌آید)، زندگی خانوادگی‌شان آسیب می‌بیند. از این‌روست که خداوند سبحان به پیامبر رحمت فرموده است:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ ﴿۳۰﴾ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ ...}»؛ (ای پیامبر ما!) به مردان مؤمن بگو که چشمانشان را فروخوابانند و دامانشان را پاکیزه گردانند، که این برای ایشان پاک‌تر است. خدا بر آنچه می‌کنند آگاه است. و زنان مؤمن را بگو که چشمانشان را فروخوابانند و دامانشان را پاکیزه گردانند و زیورهایشان را آشکار نکنند... (سورهٔ نور، آیات ۳۰ و ۳۱)
۳. تنوع‌طلبی، همه‌جا بد است، اما در مسائل شهوانی بدتر است. شرط ایمان‌مداری است که مرد و زنی که پیمان همسری بستند، به آن پیمان، پایبند بمانند، و شرط خردمندی است که همسران، از کاشانه‌شان صیانت کنند، و شرط شریعت است که شریعت‌مداران، حریم شریعت را پاس بدارند، و شرط دیانت است که دینداران، قناعت ورزند؛ افزون‌خواهی، خلاف تقواست. تنوع‌طلبی، با قناعت، ناسازگار است.
۴. با عشق دیگری به‌سرکردن، از سهم عشق به همسر می‌کاهد و کاهش این سهم، سستی ارکان خانواده را سبب می‌شود. پس، از سر نیک‌خواهی، به همسران می‌گوییم:
دلارامی که داری دل در او بند
دگر چشم از همه عالم فروبند!
الاهی چنین باد!

علی‌اکبر مظاهری
۲۰ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۶
شهریور

ادامهٔ مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی

کودک


ادامهٔ راهکارهای استاد علی‌اکبر مظاهری برای مادر دغدغه‌مند:

٣. کنترل محسوس
پدر و مادر به مدت دو هفته به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که کودک تنها نباشد.
همان‌گونه که اگر فرزند شما بیمار باشد یا خدای ناخواسته تصادف کرده باشد، مادر بیش از پیش در کنار فرزندش می‌ماند، در شرایط کنونی نیز بیشتر از گذشته در کنار فرزندتان بمانید و او را تنها نگذارید.
کودک می‌داند گرفتن اندام تناسلی و و بازی با آن نزد شما قبیح است و این کار را در حضور شما انجام نمی‌دهد.
بنا بر مثال، هنگامی که کودک در اتاق بازی می‌کند، بداند که شما ناظرش هستید. نیاز نیست توضیح دهید که چرا پیش او می‌مانید، ولی او را کلافه هم نکنید. کنترل محسوس کودک، کم‌کم موجب ترک رفتار قبیح‌اش می‌شود.

۴. پر کردن اوقات فراغت کودکان
بیکاری و تنهایی افکار و رفتار انسان را به انحراف می‌کشاند. با کودکان‌مان بازی کنیم و برنامهٔ روزانه‌شان را با بازی و ورزش و... ساماندهی کنیم.

۵. مراجعه به مشاور کودکان
مشاوره حضوری با مشاوری دانا و توانا، متخصص مشاوره کودکان، می‌تواند بسیار سودمند باشد.

سخن پایانی
اگر با همهٔ این روش‌ها، راهکارها و تدابیر، بازهم کودک این رفتار را تکرار کرد، سخن امیرمومنان علیه‌السلام (اکثر توان و زمان خویش را مصروف خانواده مساز، زیرا اگر همسر و فرزندت، دوستان خدا باشند، خداوند دوستانش را وانمی‌گذارد و تباهشان نمی‌سازد و اگر از دشمنان خدا باشند، تو را به دشمنان خدا چه کار؟*١) را برای خود تداعی کنیم و روح و روان خود را اذیت نکنیم.
البته غالباً اینگونه است که کودک هنگامی که بزرگتر شود و عقلش رشد کند، زشتی این کار را متوجه می‌شود و رهایش می‌کند.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو

↩️ پی نوشت:
١. نهج‌البلاغه، حکمت ٣٥٢

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

عاشورا


گردش ایام، ورق‌خوردن برگ‌های تقویم و رسیدن به روزهای نینوایی اولین ماه از سال قمری، بیرق‌های عزا و مادرانی که طفل شیرخوار در آغوش فشرده و ناله بر گلو دارند، بار دیگر شوری به دل‌ها انداخته و نوای محتشم را بر زبان جاری ساخته:


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


شاید بتوان گفت محرم فرصتی است برای همگان؛ همه از نیکان و بدان؛ آنان که فرصت محرم را گوشزد می‌کنند و آنان که آن‌را دستمایه‌ای برای منحرف‌کردن فکر و دل مردم از اصل ماجرا قرار داده‌اند، اما شکی نیست:


این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند
آن‌را که خبر شد خبری باز نیامد


محرم با گره‌خوردن به نام امام حسین علیه‌السلام شرف یافته و سرمایهٔ همیشگی و زوال‌ناپذیر برای شیعیان و آزادگان عالم شده است. الگو و سرمشقی که همواره در کارزارهای حق و باطل، شجاعت در دل‌ها زاده و شاخ و برگ باورها را به ایمان آراسته است.
گویی ندایی در گوش جان فریاد می‌کند که ای خفته در مرداب روزمرگی‌های تاریک! هوشیار و بیدار شو که عاشورا از راه رسید تا بار دیگر پیام‌های اسوهٔ آزادگی را فریاد کند و بگوید که شکم‌بارگی از حرام مانع از تأثیر سخن حق بر دل‌ها می‌شود؛ هشدار!
آمده است تا یادآوری کند که هرگز زیر بار ذلت نروید، حتی اگر خود را تنها و اسیر در میان دیو و ددها بیابید.
آمده است تا بار دیگر رسم زندگی بیاموزد؛ آنچه مقاتل و برگ برگ تاریخ از رفتار حضرت عشق با خانواده و دوستان خود حتی در بحبوحه کارزار منتقل می‌کنند، جز محبت و صبر و نیکی نیست و در کنار آن، بازهم این حضرت عشق است که حتی دشمنان را با گفتاری نرم و مهرآگین دعوت به صلاح می‌کند. در این میان آزاده‌ای چون حر از عمق جان آن‌را می‌شنود و می‌رود تا اولین جانی باشد که نثار محبوب می‌شود. ولی دریغ از دل‌هایی که دیدند و شنیدند، اما جان نگرفتند...
بازهم حضرت عشق از پا ننشست و تا آخرین لحظه برای آنان نیز جز نیکی نخواست، به حدی که دشمنان یاغی را که در بحرانی‌ترین لحظات قصد هجوم به خیام عشق را کرده بودند، به آزادگی دعوت کرد؛ گویی از دین آنان ناامید شده بود که فرمود: «ای پیروان شیطان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌هراسید، در دنیایتان آزاده باشید و... تا من زنده هستم به خیمه‌ها حمله نکنید.»
نوری در تاریک‌ترین و ظلمانی‌ترین لحظات تابید تا دل‌های زنگار گرفته را روشن سازد؛ اما دریغ! شکم‌هایی که از حرام پر شده بود، آن نور را دید و صلاح را فهمید، اما میل به روشنی نکرد؛ چنان که به نقل از مقاتل، یکی از جانیان بعد از شهادت حضرت عشق، به خود می‌بالید و با مباهات می‌گفت: «منم که کشتم آن پیشوا و زعیمی را که در زیر حجاب عصمت خدایی مستور و از لغزش‌ها مصون بود. من کسی را کشتم که بهترین مردم از جهت مادر و پدر بود.»
و حسین علیه‌السلام همان پیشوای صبوری‌ست که در سخت‌ترین شرایط نه از مهروزری به خانواده غفلت می‌کند و نه از ارشاد دشمنان جاهل دست می‌کشد، بلکه در آن هنگامه، شهدا را نیز درمی‌یابد و با شهادت عزیزانش آیه‌ای از سورهٔ مبارکهٔ احزاب را زمزمه می‌کند: «از مؤمنان مردانی هستند که آنچه را با خدا بر سر آن پیمان بستند، به مرحلهٔ صدق درآوردند، پس برخی از آن‌ها به عهد خویش وفا کردند (شهید شدند) و برخی از آنان انتظار می‌کشند و هیچ تغییری (در پیمان خود) ندادند.»
اما شاید امروز فرصت آن باشد که به آینهٔ عاشورا بنگریم و چهرهٔ خود را در آن نمایان ببینیم! تکلیفمان را با خود روشن کنیم که در کجا قرار گرفته‌ایم و چه می‌کنیم... آیا چشم و گوشمان آنقدر بینا و شنواست که حق را دریابد و آیا سفره‌هایمان آنقدر پاک و حلال است که نور حق راهمان را روشن سازد و ندای آن در جان و دلمان مؤثر شود یا اگر کربلایی باشد و یار یاری بخواهد، «ضلالت» انتخاب ما خواهد بود؟!
باور دارم که ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین علیه‌السلام ندایی برای درخواست کمک نبود، بلکه در نهایت دلسوزی فریاد می‌کرد که چه کسی می‌خواهد یاری‌اش کنم؛ بیاید و در سایه مهر و معرفتم آرام گیرد...
حسینا! امروز دل‌های بیقرارمان ندایت را شنیده و دست یاری به‌سویت دراز کرده است تا یاری از تو بجوید... این ماییم که بار دیگر آمده‌ایم تا عذر تقصیر بخواهیم و بگوییم که ما را دریاب!
و ای خدای مهربان و مقصود عاشقان! ما را دریاب تا اشک بر حسین علیه‌السلام که از بدو تولد با جاری‌شدن از گونهٔ مادر و آمیختن با شیرهٔ جانش، روزی ما شده، امروز هم آب کُری باشد برای مصفاکردن دل‌هایمان و عزاداری بر حضرت عشق، دری بگشاید بر عالم معرفتش و حاصل مُحرم برای ما توشه‌ای باشد برای رسیدن به سرمنزل مقصود.


با گریه بر حسین به معراج می‌رویم
این ارث مادریست دمادم رسیده است...

زهرا نصیری / روزنامهٔ مردم‌نو

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

پیام یک دوست

نهج‌البلاغه

یکی از خوانندگان فرهیخه‌مان دربارهٔ نهج‌البلاغه‌مان فرموده‌اند:

✉️ سلام و عرض ادب.
مهدی بختیاری هستم.
حاج‌آقا، اگر شما همان مترجم نهج‌البلاغه هستید، من دست شما را می‌بوسم. نثر و سبک فاخر شما در ترجمهٔ کلام امیر، مرا شیفته‌ٔ این کتاب کرده است. خداوند والدین شما را قرین رحمت کند. تحصیلات من زبان و ادبیات فارسی است و به‌خوبی ارزش سبک فاخر شما را می‌فهمم. برایتان همیشه دعا می‌کنم که ما را با کلام امیر صلح دادید.

اگر به همین سبک و سیاق ملکوتی، دست به ترجمه‌ٔ قرآن بزنید، چقدر کار شایسته‌ای خواهد بود. ترجمه‌های موجود، همه، به سبک نثر روان و امروزی است و ترجمه با زبان و نثر فاخر و نثر وزین و ادبی نداریم.

پاسخ ما:


سلام و نور.
الاهی جانتان آباد باشد.
بلی. خودمم.
از شما، بابت لطفتان، سپاسگزارم.
پیشنهادتان را بر دیده منت می‌نهم.
دعا کنید که خداوند توفیق ترجمهٔ صحیفهٔ سجادیه و غررالحکم و قرآن کریم را نیز به این بنده عنایت فرماید.
نهج شریف را، با عنایت امیر بیان، در چند صورت، ترجمه و منتشر کرده‌ام. نهج‌الفصاحه را نیز. دربارهٔ صحیفهٔ امام ساجدان نیز همین قصد را دارم. قرآن مجید اما، دل شیر می‌طلبد، که این‌را نیز از صاحب قرآن می‌طلبم. شما هم دعایم کنید.
ارتباط بیشتر با شما صاحبدل عزیز را از خدایمان می‌طلبم.
انه ولی‌النعم.

علی‌اکبر مظاهری
۱۵ شهریور ۹۸

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
شهریور

ادامهٔ مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به مادری متعهد و پریشان‌حال:

اگر راهکارهای گذشته؛ یعنی گذر زمان (حدود دو هفته) انجام شده و راهکار‌های بهداشتی هم بررسی شده است، ولی بازهم بازی‌کردن با اندام تناسلی در فرزندتان وجود دارد، دو عامل موجب ادامهٔ این رفتار است:
١. لذتی که در ذائقه‌اش باقی مانده است.
٢. عادت به این عمل.

راهکارها:

١. شیوهٔ تغافل

پدر و مادر باید صبور باشند و به‌گونه‌ای رفتار کنند که گویا اصلاً مسئله‌ای وجود ندارد؛ گویا این رفتار کودک را نمی‌بینند و در واقع باید آن‌را نادیده انگارند.
شیوهٔ تغافل، از حساسیت کودک جلوگیری می‌کند.
اگر پدر و مادر، فرزند را شماتت و نهی کنند و بگویند به آلتت دست نزن، اندامت را نگیر و با آن بازی نکن و... این تذکرها موجب می‌شود کودک حساس‌تر شود. اگرچه ممکن است در ظاهر و نزد والدین این کار را ترک کند، اما در خلوت و تنهایی باز بازی می‌کند. با ادامه، مقدمات خودارضاعی‌اش فراهم می‌شود.
(خودارضاعی مختص دوران بلوغ و پس از آن نیست، بلکه در سنین کمتر هم وجود دارد و تنها تفاوتش در خارج نشدن منی است.)

٢. سخنی کوتاه و آشکار
پدر یا مادر، در مکانی دنج و آرام، بدون شماتت و ملامت، با فرزند صحبت کنند، البته خیلی باز و مبسوط نباشد که پرده‌های حیا بین آنان دریده شود و خیلی بسته و مبهم هم نباشد. به فرزندشان بگویند دست‌زدن به آنجا و بازی با آن کار خوبی نیست، از کارهایی است که نباید بکنی ... .
مثال‌زدن، به قدر فهم کودک، به روشن‌شدن مسئله کمک می‌کند.
دقت کنید که پس از اتمام صحبت با کودک، فضا را تغییر دهید تا کودک مجالی برای جواب‌دادن و اطالهٔ کلام نداشته باشد.
مثلاً بگویید: بیا حاضر شویم که به پارک برویم یا سر سفره برویم.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو

ادامهٔ مطلب را در پست بعدی دنبال کنید.

  • علی اکبر مظاهری
۱۴
شهریور

ادامهٔ مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی

اشاره:
پس از انتشار مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی با عنوان «کودکان و دستکاری اندام تناسلی (١) و (٢)»، مادری متعهد و پریشان‌حال پیامی را با عنوان «جانا سخن از زبان ما می‌گویی» برای استاد فرستادند.

بخوانیم:
«ما یک خانوادهٔ مذهبی هستیم. مدتی است پسر من نیز دچار مشکل دست‌زدن و بازی با اندام تناسلی شده است.
این عمل فرزندم روح و روانم را آزار می‌دهد و احساس می‌کنم در تربیتش شکست خورده‌ام. هر بار که این رفتار را می‌بینم، قلبم به درد می‌آید و رنجور می‌شوم.
برای تکرار این عمل، دلایل دیگری غیر از آنچه که در پست‌های قبلی اشاره شد، وجود دارد؟
برای مهار این رفتار در کودکی که تجربه اینگونه لذت‌های جنسی را دارد، چه راهکارهایی مناسب است؟»

پاسخ استاد مظاهری:
این موضوع نگران‌کننده نیست. نگرانی زیاد و اذیت روحی و روانی موجب می‌شود که انرژی‌تان هدر رود.
البته ما باید در اندیشهٔ تربیت صحیح فرزندانمان باشیم و اصول تربیت فرزند را یاد بگیریم و برای آن تلاش کنیم، اما نباید از سایر امور زندگی‌مان غافل شویم.
ممکن است شما نسبت به آیندهٔ فرزندتان نگران باشید که مبادا او منحرف جنسی شود.
بدانید که اصلاً جای نگرانی نیست. نه فقط در این مسئله، بلکه در هیچ مسئلهٔ تربیتی نیاز نیست تا این حد نگران باشیم و انرژی خود را صرف آن کنیم.
وقتی نگرانی، روح و روان شما را رنجور کند، نمی‌توانید فرزندتان را خوب تربیت کنید. نگرانی حالتی را ایجاد می‌کند که توان فکری و جسمی شما را برای تربیت صحیح از بین می‌برد؛ پس اصلاً نگران نباشید.
در حال‌حاضر، مادران تحصیل‌کرده که تعهد اخلاقی و دینی دارند، تلاش می‌کنند برای تربیت فرزندانشان سنگ ‌تمام بگذارند، اما خود را اذیت می‌کنند.
امیر مومنان علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: کسی که به تاز برود و بتازاند، به‌زودی نه کمری برای اسبش باقی می‌ماند و نه رمقی برای خودش.*¹

در تربیت فرزند خود، وسواسی نباشید
وقتی نسبت به تربیت فرزندمان حساسیت زیاد نشان می‌دهیم، در واقع روح و جسم خود را داغان می‌کنیم و نتیجهٔ عکس هم می‌گیریم. افرادی را می‌بینیم که در تربیت، حساس نبودند و حتی به اندازهٔ نیمی از زمانی را که ما برای کودکانمان گذاشته‌ایم، صرف تربیت فرزندانشان نکرده‌اند، اما به‌خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تربیت فرزند برآمده‌اند.
وسواس، سخت‌گیری و نکته‌سنجی زیاد در تربیت نتیجهٔ عکس می‌دهد.
امیر مؤمنان در باره نگرانی در مورد خانواده و فرزند، در کلامی روشنگر، آرامش‌بخش و کارساز می‌فرمایند: اکثر توان و زمان خویش را مصروف خانواده مساز، زیرا اگر همسر و فرزندت، دوستان خدا باشند، خداوند دوستانش را وانمی‌گذارد و تباهشان نمی‌سازد و اگر دشمنان خدا باشند، تو را به دشمنان خدا چه کار؟ ۱

به قلم خانم نرگس صفرخانلو

↩️ پی نوشت
۱. نهج‌البلاغه، حکمت ٣٥٢


ادامه دارد...

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
شهریور

ادامهٔ مشاورهٔ تربیتی - بهداشتی

ادامهٔ عوامل و درمان: 

عامل دوم:
لباس بچه مهم است. از جمله ویژگی‌های لباس مناسب عبارتند از:
١. گشاد باشد و چسبان نباشد.
٢. سایش نداشته باشد؛ مالیدن لباس کودک به آلت تناسلی آسیب‌زاست.
٣. بافت پلاستیکی نداشته باشد و از نخ باشد.
۴. گرم نباشد؛ چون گرم‌شدن، اعضای خاص انسان را تحریک می‌کند.

عامل سوم:
بازی‌کردن با عضو تناسلی، تحریک‌کننده است. بازی کم، موجب بازی بیشتر می‌شود.
در گذشته مادران با اندام تناسلی پسران بازی می‌کردند و برایش شعر می‌خواندند.
در عصر حاضر، احتمالاً کمتر کسی دست به چنین کاری بزند، ولی به گونه‌ایی دیگر وجود دارد.
والدین، بچه را به حمام می‌برند و آن قسمت از بدن را صابون می‌زنند و مالش می‌دهند. مالش زیاد بد است، باید به کمترین حد مالش اکتفا شود. مالیدن موجب تحریک و لذت می‌شود، لذا بچه بعداً آن‌را تکرار کند.

درمان:
هنگام شست‌وشوی بچه‌ها (دختر یا پسر، عقب یا جلو) وسواس به خرج ندهید و کمترین مالش را در اعضای تناسلی‌شان داشته باشید.

به قلم: نرگس صفرخانلو
۶/۱۳/٩٨

{ادامه دارد}

  • علی اکبر مظاهری