وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

برگی از کتاب «آداب عشق ورزی» 1

شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۲، ۱۰:۰۹ ق.ظ

استوانه زندگی

مسائل جنسی زن و شوهر و روابط عاطفی ایشان، رکن‏ زندگی خانوادگی است. حال اگر این استوانه، لرزان شود، همۀ اجزای‏ این بنا، نااستوار می‌‏شوند و اگر چاره‏‌اندیشی و استوارسازی نشود، بیم‏ آن است که کلّ ساختمان فرو ریزد. از این روست که شرع و عقل و علم، حکم می‏کنند که صاحبان این‏ بنا همواره هشیارانه مراقب سلامت آن باشند و با نگاهی آفت‏‌شناسانه و آسیب‏‌شناسانه، به آن بنگرند، تا اگر آفتی و آسیبی پدید آمد، آفت‏‌زدایی‏ و آسیب‏‌زدایی کنند. این نمونۀ درس‏‌آموز را ببینید:

 از زبان مشاور

معجزه یا ثمرۀ آموزش؟

آقای خویش‌خواه و همسرش، با این‌که هر دو تحصیل کرده و فرهنگ‌مند بودند، نزاع سنگینی داشتند و کارشان به دادگاه کشیده و خانم‏ درخواست طلاق داده بود. خانواده‌هاشان نگرانشان بودند و جدایی‏ ایشان را نمی‌خواستند. با پیشنهاد و اصرار خانواده‏‌ها حاضر به مشاوره شدند. البته امیدی به بهبودی زندگی‏شان نداشتند و به‏ جدایی می‏‌اندیشیدند؛ به خصوص خانم. هر دو از این زندگی آشوب‏ زده، کلافه شده بودند؛ به خصوص خانم. اما بستگانشان ایشان را تشویق می‌‏کردند که پیش از طلاق، مشاوره را تجربه کنند تا تلاش خود را برای ساماندهی زندگی کرده باشند که مبادا پس از جدایی، دچار پشیمانی شوند.

در مشاوره، پرسش‏‌ها و پاسخ‏‌ها، گفت و شنودها و علّت‌یابی‏‌ها انجام گرفت. هیچ کدامشان‏ دلیل قانع کننده‌‏ای برای جدایی نداشتند. آقا کم‌تر سخن می‏‌گفت؛ امّا خانم بهانه‏‌هایی می‏‌آورد که همگی بی‏‌ریشه بودند. معلوم بود که این‌ها علّت تصمیم به طلاق نیستند. دانستم که باید علّت دیگری در کار باشد و خانم از چیز دیگری‏ رنج می‏‌برَد که نمی‏‌تواند بر زبان آورَد و آن را پنهان می‏‌کند. از آقا خواستم خانم را تنها بگذارد. آقا که بیرون رفت، به خانم گفتم: خودتان می‏‌دانید که این بهانه‏‌هایی که می‏‌آورید، هیچ کدام علّت اصلی‏ نزاع و درخواست طلاق نیست. علّت اصلی را بگویید. آیا از چیزی رنج‏ می‏‌برید که نمی‏‌توانید بیانش کنید؟ نگران نباشید. اگر مطلب پنهانی‏ هست، آن را به من بگویید؛ مانند یک بیماری خاص که بیمار آن را به پزشک امین می‏‌گوید.

مقاومت خانم، کم و کم‌تر شد تا آن‌که آرام آرام ریشۀ مشکل، آشکار گشت. او گفت: «وقت آمیزش، شوهرم فقط به فکر خویش‏ است و توجّهی به نیاز من ندارد. کارش که تمام شد، مرا رها می‏‌کند و می‏‌خوابد. در این حال از همسرم بدم می‏‌آید. او را خودخواه می‏‌دانم؛ زیرا هدفش ارضای خویش‏ است و من را به حساب نمی‏‌آورد یا من را وسیلۀ ارضای خواهش‏‌های‏ خودش می‏‌داند. آن وقت است که احساس حقارت می‏‌کنم و از زندگی‏ با او دلسرد می‏‌شوم. این دلسردی‏‌ام به همۀ مسائل زندگی‏مان سرایت‏ می‏‌کند و همین می‏‌شود که حالا شده… .»

به خانم گفتم: چرا موضوع را با همسرتان مطرح نمی‏‌کنید؟ گفت: «هم خجالت می‏‌کشم، هم نمی‏‌خواهم غرورم را بشکنم و به او التماس کنم.»

آن‌گاه خانم را به اتاق انتظار هدایت کردم و آقا را به درون دعوت‏ نمودم و با بیان مقدّمه‏‌ها و توضیح‏‌هایی مسألۀ اصلی را برایش بیان‏ کردم. تعجّب کرد و تأسّف خورد. کمی هم خجالت کشید. سپس اعتراف‏ کرد که متوجّه این موضوع نبوده و اصلاً نمی‏‌دانسته که در آمیزش‏ جنسی باید هر دو به انزال و اشباع و ارگاسم برسند. افسوس خورد که‏ چرا این مسئله را نمی‏‌دانسته و باعث شده که زندگی‏شان چنین آسیب‏ بخورد.

او را دلداری دادم و گفتم اگر آموزش ببیند و مهارت‌‏های این کار را کسب کند، می‏‌شود گذشته را جبران کرد و لطمه‏‌های پیشین را التیام بخشید. آن‏‌گاه آموزش‌‏هایی به او داده شد. این آموزش‌‏ها چند جلسه ادامه یافت تا آن‌که وی مهارت‏‌های ضروری را آموخت و مسئله حل شد و طلاق منتفی گشت و زندگی‏شان سامان گرفت.

خویشان ایشان که در جریان نزاع‏‌هایشان بودند و تصمیم به‏ طلاق‏شان را می‏‌دانستند، با تعجب می‏‌پرسیدند: «چه شد؟ معجزه‏ شد؟!» ما به آنان جواب‏‌های سربسته می‏‌دادیم. با آقا و خانم نیز قرار گذاشته بودیم که مسئلۀ اصلی به هیچ کس گفته نشود؛ زیرا این گونه‏ مسائل نباید بی‏‌پروا بیان شود. حریم خلوتِ‏ همسران باید محفوظ بماند.

منبع: کتاب «آداب عشق ورزی»، ص65 تا 67

نظرات  (۷)

سلام وقتتون بخیر
یه سوال دارم. کتابهاتون رو چطوری تهیه کنم؟ من ساکن استان تهران هستم و از طریق اینترنت دوتا از کتاباتون رو به انتشاراتش سفارش دادم اما کلی گذشت و به دستم نرسید و آخر هم پیگیری کردم سفارشم معلق بود انصراف دادم. الان نمیدونم چطوری کتاباتون رو بخرم لطفا کمکم کنید. آداب عشق ورزی و فرهنگ خانواده و نبرد بی برنده رو میخوام
پاسخ:
سلام علیکم. متاسفم که کتاب ها به آسانی به دستتان نرسیده است. نمی باید چنین باشد. با این سایت تماس بگیرید تا کار به خوبی انجام گیرد. ان شاءالله

یه پیشنهاد استاد

یه بخشی تو وبلاگتون بزارید که بتونیم سوالامونو بپرسیم  مشکلاتمونو بنویسیم و از تجارب گرانمایه شما بهره مند بشیم
برای سوالای کوتاه و مشاوره های کوچولو فک کنم خیلی کاربردی و جالب بشه
پاسخ:
پیشنهاد نیکویی است. ان شاءالله اجرا می کنم.
منم با شمیم یاس موافقم
روزی دو یا سه بار وبلاگتونو چک میکنم به عشق اینکه چیز تازه ای یاد بگیرم که راهگشای زندگی خودم و اطرافیان باشه
پاسخ:
چشم. ان شاءالله. وب را به روز می کنم.

مامطلب جدید میخوایم....

از تجارب مشاوره ایتون واسمون بگید.

پرتوقعمون کردید دیگه!!!!

 

پاسخ:
 چشم. ان شاءالله فردا.

خوشحالم که این مساله بوسیله این کتاب و مشاوره های اینچنین بازتر میشه تا مساله ای به این سادگی کانون گرم خانواده ها رو از هم نپاشه.

متاسفانه بعضی اوقات حیای بی مورد باعث میشه کلاف اختلاف مدام گره کور بخوره...

معتقدم اکثریت افراد نمیدونن این موضوع چقدر اهمیت و تاثیر روی روان و جسم انسان داره.

  • از تبار آفتاب
  • سلام استاد.
    مجدد تبریک عرض میکنم بابت این اثر ارزشمند.
  • در هوای او
  • سلام وسپاس

    اینها همه از جمله مسائلی است که متأسفانه علارغم ضرورت آموزش و
     آگاه سازی همگانی، کمتر نهاد ،سازمان و یا فردی متولی و عهده دار انجام آن میشود!
    جناب استاد پیشنهاد میکنم، مطالب و تجارب خود را در ذیل عناوین موضوعی و به طور منسجم در وبلاگتان قرار دهید تا حین مراجعه، افراد بتوانند متناسب با نیاز و سوالشان هم از مطالب وبلاگ استفاده کنند،به طور مثال این وبلاگ را http://moshaver41.ir/ملاحظه کنید (گاه به آن سر میزنم)به نظرم در حد بضاعت خوب کار میکنند!

    خدایتان خیر دهاد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">