وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۱۱۸ مطلب با موضوع «مطالب دیگران» ثبت شده است

۱۰
مرداد

بلای خانمان‌سوز

نویسنده: خانم سارا سعادتخواه، استاد دانشگاه

سلام. روزتون به‌خیر.
لطفا در مورد بلای خانمان‌سوز این نسل؛ گوشی‌های تلفن همراه، از نوع هوشمند و غیر هوشمند نیز در گروه و کانال "از زبان مشاور" مطالبی بگذارید.
🔹️همسرانی که شب‌ها آخرین تصویرمان از آنها خوابیدن با موبایل است و صبح‌ها هنگام بیدارشدنمان اولین تصویرمان، همان.
زندگی‌هایی که با ابزارهای دیجیتال، مختل شده؛ از تلویزیون به موبایل، از موبایل به کامپیوتر، از کامپیوتر به تلویزیون. وای بر زمان‌هایی که هر سه همزمان کار می‌کنند.
و وای بر فرزندانی که هوشمندانه می‌بینند، می‌شنوند، به خاطر می‌سپرند و اینگونه در این شرایط کرونایی تربیت می‌شوند.
فرزندانی که والد یا والدین را، در هر ساعتی از شبانه‌روز، با موبایل می‌بینند و آن را جزء اجزاء اصلی زندگی قلمداد می‌کنند و در بازی‌هایشان این نکته کاملا مشهود است.
لالایی‌ و ذکر قبل از خوابشان، تصویر و صدای کلیپ‌های موبایل است و بسی جای خوشبختی می‌شود اگر کلیپ و فیلم و صدا کودکانه باشد! و گرنه که هیچ.

۱۳۹۹/۰۵/۱۰

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
مرداد

دعای عرفه؛ زمزمه‌ای عاشقانه از خاک تا افلاک

نویسنده: زهرا نصیری

عرفه

صحرای عرفات در حافظۀ تاریخی خود، زمزمه‌های عارفانه و عاشقانه‌ای را به گوش جان سپرده است که در درازنای تاریخ، بزرگ‌مردانی چون آدم ابوالبشر علیه‌السلام، ابراهیم خلیل‌ا... علیه‌السلام، پیامبر اعظم صلی‌ا... علیه وآله و نیز امام حسین علیه‌السلام با معبود خود سر داده‌اند و اکنون دعای عرفه از عاشقانه‌های امام عشق برای ما به یادگار مانده است که در روز نهم ذی‌الحجه نجوا می‌شود.

اگر خوب بنگری و گوش جان باز کنی، درمیابی که هنوز هم زمزمه‌ای زیباتر از نجوای میوۀ دل بتول در گوش زمان نقش نبسته است؛ نجوایی که در خلوت ملکوتی صحرای عرفات، گاه طنین عاشقانه می‌گیرد و گاه صدای بندهٔ مضطر را به معبود می‌رساند و سیل اشک را از دیدگان امام سرازیر می‌کند.
امام حسین علیه‌السلام در این دعا، با جملاتی آکنده از عشق الهی و اظهار بندگی، اعتقادات خود را بازگو می‌کند؛ از شهادتین گرفته تا اعتراف به دریافت نعمت‌های جسمی، روحی، مادی و معنوی و این شهادت را نه فقط با زبان ظاهر که با حقیقت ایمان و اعتقاد درونی، از مکنونات دل، با خطوط چهره، با مجاری تنفسی، با مفاصل و اعضا، با همۀ بافت‌ها و نسوج داخلی و در یک کلام، با تک‌تک سلول‌های وجودش بیان می‌کند و خود را عاجز از شکرگزاری آن نعمت‌ها می‌داند؛ آنجا که می‌فرماید: «با بند بند دیدگانم و روشنایی چشمانم، با چین‌ها و چروک‌های صفحۀ پیشانی‌ام، با زوایای حفره‌های وجودم، با نرمینۀ پرده‌های بینی‌ام، با تارها و دهلیزهای پردۀ شنوایی‌ام و... شهادت می‌دهم اگر بخواهم شکر یکی از نعمت‌های تو را به‌جا آورم، نخواهم توانست.»

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
مرداد

حلاوت ازدواج

نویسنده: خانم دکتر فاطمه کوثر

ازدواج و درک رابطۀ حلال عاشقانه، نه تنها یکی از شیرین‌ترین، بلکه شیرین‌ترین هدیۀ خداوند به انسان‌ها، البته بعد از حلاوت رابطه با خودش است. خدا عجب پدیده‌های باشکوهی را در این جهان خلق کرده است!
اگر دست زیر چانه بزنیم و به تماشای آفرینش بنشینیم، تا آخر عمر فرصت داریم که تماشا کنیم و لذت ببریم.

در این میان، دیدنی‌ترین آفریده، عشق سالم میان زن و مرد است.
اگرچه متاهل شدن، همراه با افزایش مسئولیت‌ها و متضمّن تلاش بیشتر، خصوصا در شرایط فعلی اقتصادی است، اما همه‌ اینها به داشتن ذهن و دلی آرام و پاک از انواع افکار و دلبستگی‌های آزاردهنده، می‌ارزد. گویی نوعی احساس طهارت اندیشه داری. علاوه بر اینکه یک ازدواج موفق، شیرینی‌هایی دارد که به هر قیمتی، ارزش چشیدن دارد.

این یک واقعیت است که انسان، هر اندازه قوی و مراقب باشد و حتی شخص موفقی باشد، نداشتن همسر به او آسیب می‌زند. تنها در یک صورت، آدمی معذور است و آن این‌که واقعا کاری از او برای ازدواجش بر نیاید.
ولی آیا واقعا کاری از ما برنمی‌آید؟!
عمر انسان آنقدر ارزش دارد که لازم است وضعیت ازدواج‌مان را بازنگری کنیم و ببینیم آیا واقعا کاری از ما برنمی‌آید یا ...؟

۱۳۹۹/۰۵/۰۸

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
مرداد

سلام بر عشق!

حاج‌آخوند گفته بود:
«عشق، برای جوانان، مثل بال برای پرواز است. نباید بال آن‌ها را ببندیم یا بشکنیم یا سنگ بزنیم. وقتی ازدواجی می‌خواهد با عشق آغاز شود، خدا را شکر کنیم که عشق، سنگ بنا و بنیاد زندگی بچه‌های ما باشد. تو نمی‌خواهی پسری مثل هادی داشته باشی؟»

آناهید، از شوق، خودش را توی بغل آرتیس [پدرش] انداخته بود. صدای گریه‌هاش بلند شده بود. آرتیس موافقت کرده بود.

سال‌ها بعد، به خانهٔ آرتیس رفته بودیم. حاج‌آخوند هم بود. آناهید برای ما چای با نبات آورد. وقت نماز، سجادۀ هادی را برای حاج‌آخوند انداخت. شعاع مهتاب از پنجره‌ای که رو به شرق، رو به چما، باز بود، توی صورت حاج‌آخوند افتاده بود. چشمانش افق دوردست چما را، که حالا آبی تیره بود، می‌کاوید... .

آناهید گفته بود:
«زندگی ما از همین پنجره که رو به آفتاب باز می‌شود، آغاز شد.»

📚شیخ‌ بی‌خانقاه. صفحهٔ ۵۲. با تقطیع.

  • علی اکبر مظاهری
۲۸
تیر

🔸پاسخی دیگر به پرسش دکتر صدرا صبایی که در پست‌های قبلی به آن پرداخته شد

🔹پاسخ را از خانم طیبه نوحی، استاد دانشگاه، می‌خوانیم:

🔸جبران ابهت از دست‌رفته

اقتدار مرد در خانواده، جزو ویژگی‌های اصلی اوست. باید سعی شود این ویژگی خدشه‌دار نشود. مرد تکیه‌گاه، استحکام‌بخش و امنیت‌بخش خانواده است. همان‌طور که اگر شاخه‌ای شکست، دیگر نمی‌توان به آن تکیه کرد، اگر ابهت مرد هم از دست برود، دیگر تکیه‌گاه خوبی نخواهد بود.

گاهی اتفاق می‌افتد که به‌علت روش‌های نادرست تربیتی، مرد اقتدار خود را از دست می‌دهد، که، هرچند به‌سختی، اما می‌توان آن را با تغییر شیوهٔ تربیتی جبران کرد.
برخی با استفاده از تله‌های تربیتی مانند دروغ‌گفتن، تخریب افراد، رشوه‌دادن، تهدیدکردن، می‌کوشند این مسئله را ترمیم کنند. با این روش مشکل حل نخواهد شد که هیچ، بنیان تربیتی نابود می‌شود.

برای جبران ابهت از دست‌رفته، ابتدا لازم است مرد نگرش خود را به زندگی و نحوهٔ تربیت تغییر دهد؛ چراکه او بر پایهٔ اقتدار آفریده شده است.

برخی از مردان اقتدار را با اعمال قدرت و زور نابه‌جا نسبت به زن و فرزندان اشتباه می‌گیرند، تا جایی که زن و فرزند اگر کار اشتباهی کنند، جرئت بیان آن را ندارند. در اینگونه موارد اگر به فرزندان سخت بگذرد، قصد تخریب ابهت مرد را می‌کنند. آنچه لازم است قدرت همراه با امنیت است، نه قدرت با خشونت.

نکتهٔ دیگر این است که مرد باید از دستوردادن زیاد و مستقیم اجتناب کند. افراد را تحت فشار و تهدید قرار ندهد و نقش آرام‌بخش را برای خانواده داشته باشد و نقش امنیت‌دهی خود را در خانواده پررنگ کند.

با توجه به نتایج تحقیقات انجام‌شده، زن خانواده در این امر نیز نقش اساسی دارد. وی در زندگی باید از همسرش اطاعت صمیمانه داشته باشد و از قهر و جدل دوری کند. مرد نیز از ابراز محبت به زن دریغ نکند. فرزندان، با مشاهدهٔ این رفتارها، جایگاه پدر را ارتقایافته می‌یابند. و اینگونه تا حدی اقتدار از دست رفته، باز خواهد گشت.
به امید خدا.

۹۹/۴/۲۸

  • علی اکبر مظاهری
۲۶
تیر

🔸پاسخی دیگر به پرسش دکتر صدرا صبایی که در پست قبلی مطرح شد

🔹پاسخ را از خانم دکتر فاطمه کوثر می‌خوانیم:

احساس شما را که به این سؤال منجر شده است، می‌فهمم‌. دربارهٔ سؤال شما، نکاتی به ذهنم می‌رسد:

۱. همهٔ زندگی ما تجربه است. زندگی ما مثل بالارفتن از کوه تا رسیدن به قله است. در این صعود، گاه کمی به پایین می‌لغزیم و دوباره بالا می‌رویم تا در نهایت به قله می‌رسیم.

۲. تجربهٔ شخصی من این است که بهتر است در هنگام بروز خطا، به جای عذاب وجدان و سرزنش خودم، تغییر کنم. پس بیایید خودمان را سرزنش نکنیم و نگران نشویم، بلکه ببینیم چه کاری از ما برمی‌آید.

۳. به گذشته و اتفاقاتی که افتاده، نیندیشید. کام جانتان را با این کلام امیرالمومنین (ع) شیرین کنید: آن که بر گذشته دریغ نخورد و به آینده شادمان نباشد، زهد را از هردوسو گرفته است.

۴. به‌خاطر وجود خدا، همه‌چیز جبران‌پذیر است. البته مسئله‌ای که شما به مطرح کرده‌اید، به‌عقیدهٔ من امری بسیار سهل‌الجبران است که جای هیچ‌ نگرانی ندارد.

۵. کافی است، زین‌پس روی رفتارهای خود متمرکز باشید که با فرزند و اطرافیانتان محترمانه برخورد کنید‌. احترام، ایجاد می‌شود، زیرا احترام چیزی است که به دست آورده می‌شود، نه اینکه داده شود.

در سایهٔ امن الاهی، خوشدل باشید.

۹۹/۴/۲۶

  • علی اکبر مظاهری
۲۵
تیر

پرسشی و پاسخی

🔸در پی انتشار مطلب «احترامتان دست خودتان است»، آقای دکتر صدرا صبایی پرسیده‌اند:

با سلام و درود.
اگر در مواردی، برخی از اشتباهات مطرح‌شده در مطلب «احترامتان دست خودتان است» را انجام داده باشیم و پسر احساس کند ابهت پدری کم‌رنگ‌ شده است، چطور می‌توان جبران کرد؟

🔸پاسخ را از سرکار خانم زهره شفیع می‌‌خوانیم:

از بزرگی پرسیدند تربیت را از کی آغاز کنیم، گفت: قبل از تولد.

می‌شاید بلکه می‌باید که پدر و مادر، قبل از تربیت فرزند، رفتارهای اشتباه خود را اصلاح کنند.
اگر اشتباهی سر زده و باعث کم‌رنگ‌شدن قدرت و ابهت پدر و مادری شده است، باید رفتارها را به‌تدریج اصلاح کرد.
اقتدار پدر، با رفتار و گفتار سنجیدهٔ مادر، حاصل می‌شود و محبت مادر، در کنار اقتدار پدر، شالودهٔ زندگی را می‌سازد.

با اصلاح رفتارهای اشتباه، به مرور زمان می‌توان امید داشت که فرزندان تغییر مثبت را احساس کنند و آنها نیز اصلاح شوند.

تربیت را باید یک کار عملی دانست، نه گفتاری و آموزشی. اگر تاکنون تربیت‌هایمان گفتاری و آموزشی بوده، حالا باید به‌تدریج در عمل، احترام را نشان داد.

کمرنگ‌شدن اقتدار پدر، علاوه‌بر رفتار خودش، به دست مادر نیز هست. زمانی که شیوه‌های تربیتی مادر با پدر هماهنگ نباشد و مادر، در حضور یا غیبت پدر، با آنها مخالفت کند، درخت اقتدار خواهد شکست.

پدر و مادر ابتدا باید هوادار همدیگر باشند و سپس هوادار فرزندانشان.

  • علی اکبر مظاهری
۲۲
تیر

برگی از «شیخ بی‌خانقاه»

در خانه عمه‌ام، همه چشم‌ها به سمت حاج‌آخوند بود که حرفی بزند. دو زانو نشسته بود. 

گفت: در بندر، وقتی کشتی لنگر داشته باشد، توفان هم که بشود، کشتی باقی و بر جای می‌ماند. البته کژ و مژ می‌شود، اما توفان که آرام گرفت، کشتی آرام و قرار پیدا می‌کند.
این مصیبت‌ها، مثل سوختن پسرمان "قربان"، مثل توفان است. لنگری که توجه و تعادل ما را حفظ می‌کند، توکل به خداوند و توسل به اهل بیت است.
انسان متوکل و دارای روح طمانینه، در مصیبت‌ها صبور است و در شادی‌ها اندازه نگاه می‌دارد و دچار غرور نمی‌شود.
کاش من هم می‌توانستم جلوه‌ای از این آیه سوره حدید را در زندگی‌ام شاهد باشم:
"لا تاسَوا عَلیَ مَا فَاتَکُم وَ لَا تَفرَحُوا بِمَا آتَاکُم"؛ از چیزی که از دست می‌دهیم، نبایست دچار نومیدی و حسرت شویم و برای آن چه هم که به دست می‌آوریم، نبایست شادی [غافلانه] کنیم.
باباطاهر به همین معنا توجه داشته است:
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
"قربانِ" شما، با آن صفا و معصومیتی که داشت، در بهشت خداوند است. دعاگوی شما است.

شیخ‌ بی‌خانقاه

۹۹/۴/۲۲

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
تیر

اخلاقم آرزوست...

🔸پای درس علامه جعفری

علامه محمدتقی جعفری، پس از پایان کلاس درس مثنوی مولوی، گفت:

من خیلی فکر کردم و به این جمع‌بندی رسیده‌ام که رسالت همهٔ پیغمبران در یک عبارت خلاصه می‌شود، و آن «کوک چهارم» است.

شاگردان پرسیدند: کوک چهارم چیست؟

‏استاد با آن لهجهٔ شیرین تبریزی، گفت:
یک شخصی کفش‌هایش را برای تعمیر نزد کفاشی می‌برد. کفاش با نگاهی به کفش، می‌گوید: این کفش سه کوک می‌خواهد و هر کوک ده تومان می‌شود. خرج تعمیر کفش می‌شود سی تومان.
مشتری هم قبول می‌کند. پول را می‌دهد و می‌رود ‏تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیرشده بشود.
کفاش دست به کار می‌شود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام.
اما با یک نگاه عمیق درمی‌یابد اگرچه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر می‌شود و کفش، کفش‌تر خواهد شد.
‏از یک سو، قرار مالی را گذاشته و نمی‌شود طلب اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزند.
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعده‌ٔ توافق، مانده است.
یک دوراهی ساده که هیچ‌کدام خلاف عقل نیست.
‏اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده، اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم خواهد کرد.
اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون راه رفته، اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد.

دنیا پر از فرصت کوک چهارم است و ما کفاش‌های دودل.

برایتان دعا می‌کنم که در این دنیای فانی، همیشه و هر لحظه با نگاهتان، با کلامتان، و با قدم‌هایتان، با مهرورزی و از سر وجدان، کوک چهارم را برای دیگران بزنید. شما هم برای ما دعا کنید که کوک چهارم را بزنیم.

دنیایی سراسر خیر و نیکی خواهیم داشت اگر با هم مهربان باشیم.

۹۹/۴/۱۲

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
تیر

روش درست برندهه شدن

دو نفری که در این عکس می‌بینید، ایوان فرناندز، دوندهٔ اهل اسپانیا و آبل موتای دونده اهل کنیا هستند (هشت سال پیش).
دوندهٔ سیاه‌پوست کنیایی، آبل موتای، نفر اول است و تا خط پایان ده متر فاصله دارد که با خیال اینکه از خط پایان عبور کرده، سرعتش را کم می‌کند.
ایوان فرناندز، دوندهٔ سفیدپوست اسپانیایی که نفر دوم و پشت‌سر او بوده متوجه اشتباهش می‌شود. ابتدا به او اشاره می‌کند که خط پایان آنجاست! وقتی می‌بیند که متوجه زبان او نمی‌شود، حریف را هل می‌دهد و پشت‌سر او می‌دود. موتای سیاه‌پوست به‌عنوان نفر اول از خط پایان عبور می‌کند و فرناندز دوم می‌شود.
همهٔ این‌ها در چند ثانیه اتفاق می‌افتد.
خبرنگار از فرناندز می‌پرسد: «برای چه این کار را کردی؟»
او پاسخ می‌دهد: «رؤیای من این است که روزی همهٔ ما اینچنین زندگی اجتماعی‌ای داشته باشیم.»
خبرنگار قانع نمی‌شود: «ولی چرا اجازه دادی دوندهٔ کنیایی اول شود؟»
ایوان می‌گوید: «من که اجازه ندادم! او خودش داشت اول می‌شد.»
خبرنگار اصرار می‌کند: «اما تو می‌توانستی اول شوی.»
ایوان نگاهی به او می‌اندازد و می‌گوید: «درست است؛ اما حاصل آن پیروزی چه بود؟ آن مدال چه افتخاری برای من داشت؟ مادرم چه فکری در مورد من می‌کرد؟»

🔸جایی دیدم که نوشته بود: «روش«ها و ابزارهای درستِ برنده‌شدن را به بچه‌هایمان بیاموزیم.»
جا دارد که به هنر مادر ایوان فکر کرد و به رؤیایی که در وجود فرزندش پرورانده و به رابطهٔ عمیقی که با او ساخته اندیشید.

برگرفته از کانال «جلال و بی‌بی خانم» در ایتا

  • علی اکبر مظاهری