وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۱۲
آبان
پس از چهل سال...

آیت‌الله جوادی آملی، در سال ۱۳۶۰، تفسیر قرآن را در حوزهٔ علمیه قم آغاز کردند؛ تفسیری ترتیبی؛ از ابتدای قرآن به‌سوی انتهای آن.
اینجانب حدود ده سال در این محفل الهامی حضور داشتم. ارجمندترین توشهٔ علمی و لطیف‌ترین بهرهٔ روحی‌ام از این درس بود.
نزدیک کرسی درس می‌نشستم تا چهرهٔ استاد را بهتر و بیشتر ببینم و علاوه‌بر شنیدن از زبان شیرین ایشان، ملاحت زیبای چهره‌شان را نیز تماشا کنم.
گاهی چنان به وجد می‌آمدم که می‌گفتم: «روحی فداک»؛ جانم به قربانت. از بلندشدن صدایم که مبادا دیگران بشنوند، باکی نداشتم و پیشگیری نمی‌کردم. و گاه دیگر، چنان به شور می‌آمدم که اشکم روان می‌شد. چه خوش وجدهایی و چه شیرین اشک‌هایی!
گاهی اندیشه‌ای به ذهنم می‌زد که دلم را می‌لرزاند: نکند این درس به فرجام نرسد! نکند قبل از رسیدن به «سین» «و الناس»، اتفاقی بیفتد!
از بن جان دعا می‌کردم که الاهی! به عمر استاد چندان برکت ده که این تفسیر به آخر برسد.
یقین داشتم که این تفسیر، کامل‌ترین تفسیر قرآن کریم است. برای تکمیل این کامل‌ترین، دلهره داشتم و دعا می‌کردم.
استاد، امسال، باء بسم‌اللهی را که در چهل سال پیش خوانده بودند، به سین والناس رساندند و این مجاهدت عظیم چهل‌ساله را به انجام رساندند.
الاهی شکر.
🖋علی‌اکبر مظاهری 
۱۲ آبان ۱۳۹۹
شب میلاد پیامبر رحمت.
  • علی اکبر مظاهری
۰۹
آبان
عشق واقعی هنوز هم وجود دارد💞
🖋 نویسنده: خانم ریحانه فرجی، دانشجوی روانشناسی
محمدم برای من هم پدر است، هم مادر، هم برادر، هم خواهر، هم دوست و هم شوهر...
آقامحمدم جزء نفرات اول بود که درگیر ویروس کرونا شد؛ ویروسی که به بزرگ و کوچک، پیر و جوان و زن و مرد رحم نمی‌کند.
استرس تمام وجودم را فراگرفته بود و اشک، رفیق لحظه‌هایم شده بود.
آقامحمدم اول بهمن ماه درگیر ویروس کرونا شد، اما متأسفانه ۲۵ بهمن ماه بیماری‌اش را تشخیص دادند و در بیمارستان بستری شد. 
بیمارستان پر شده بود از بیماران کرونایی؛ در حدی که هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد به عیادت بیمارش برود.
 پزشکان و پرستاران، همانند رزمندگان زمان جنگ تحمیلی، در خط مقدم جبهه بودند و با تمام وجود با ویروس کرونا می‌جنگیدند.
یک لحظه هم نمی‌توانستم نبود محمدم را تصور کنم؛ برای من نبودِ محمدم برابر بود با مرگ خودم.
اجازهٔ ورود هیچ همراهی را به بخش عفونی مردان نمی‌داند. بالاخره با مشقت فراوان توانستم اجازهٔ ورود بگیرم.
ورودم به بخش عفونی، برابر بود با درگیرشدن خودم به ویرورس کرونا؛ اما با رضایت قلبی وارد بیمارستان شدم.
نود درصد ریهٔ محمدم درگیر شده بود و از دست هیچ‌کس کاری برنمی‌آمد و دکترها محمدم را جواب کرده بودند.
با قلبی شکسته و چشمانی پراشک به دامان خدا آویختم و به اهل‌بیت علیهم‌السلام متوسل شدم. در اوج ناامیدی، خداوند متعال امیدی در دلم قرار داد تا با تمام وجودم ۲۴ ساعته به محمدم خدمت کنم.
بار دیگر در اوج تنهایی، آغوش خداوند متعال را احساس کردم.
خدای مهربان زندگی دوباره به محمدم داد. بعد از دو ماه و چهارده روز، نتیجهٔ آخرین سی‌تی‌اسکن و آزمایش، اشک پزشکان و پرستاران را درآورد؛ هیچ‌کس باورش نمی‌شد که محمدِ من با درگیری نوددرصدی ریه، بار دیگر رو پای خودش بایستد.
شکر ایزد...
۹۹/۸/۹
  • علی اکبر مظاهری
۰۷
آبان
💔 و اینک راحله!
✍️ نویسنده: استاد علی‌اکبر مظاهری
دو ماه پس از گریز عماد از چنگال کرونا، به یاری راحله، حالا خود راحله بیمار شد؛ مسمومیت شدید گوارش.
حالش چنان شد که فقط مادرها می‌توانند پرستاری کنند، آن هم برای فرزندان خردسالشان!
عماد آستین جوانمردی را بالا زد و کمر همت را بست، برای خدمت به راحله.
آن‌ها در همان مکانی که قبلا عماد در آن قرنطینه بود، به درمان پرداختند. 
اوضاع به‌گونه‌ای شد که کمتر پرستار یا نیروی خدماتی آن را تاب می‌آورد. 
چند روز زمان لازم  بود تا مسمومیت از دستگاه گوارش راحله دفع شود. 
عماد، چنان صبورانه و مهربان‌تر از مادرانه، راحله را نواخت، که شرمندگی و سپاس بسیار راحله را سبب شد.
اما عماد، شرمندگی راحله را اصلا نمی‌پذیرفت و تشکر او را مهربانانه پاسخ می‌گفت.
با دوهفته همت جانانه عماد، دستگاه گوارش راحله سالم شد. 
از آن پس، راحله می‌گفت:
«اگر سجده‌ بر غیر خدا جایز بود، روزی پنج بار سجده‌ات می‌کردم»!
نوش جان همدیگر باشند💞
۷ آبان ۹۹
  • علی اکبر مظاهری
۰۵
آبان
💔 راحله و عماد!
✍️ نویسنده: علی‌اکبر مظاهری
 از ازدواج راحله و عماد، یک سال گذشته بود که کرونا آمد. 
کرونا عماد را گرفت؛ سخت! 
در منزلشان قرنطینه‌اش کردند؛ قرنطینه کامل.
فقط یک‌نفر می‌شد نزد عماد بماند.
راحله گفت: "من با عماد می‌مانم." 
به او گفتند: کرونا بی‌رحم است، تو را نیز می‌گیرد.
راحله گفت: می‌دانم. اما می‌مانم.
گفتند: خطر جدی است.
گفت: فقط برای عماد؟! من با او می‌مانم. و ماند.
او گفت: تنها راه ممکن همین است. هیچ «یک‌نفر»ی نمی‌تواند برای عماد مثل من باشد.
قرنطینه خانگی عماد بیست روز طول کشید.
راحله لحظه‌ای او را تنها نگذاشت.
کرونا از وجود عماد رفت. نه! راحله آن را بیرون کرد. 
عماد به زندگی بازگشت.
از آن پس عماد می‌گوید: «اگر پرستش غیر خدا جایز بود، تو را می‌پرستیدم»! 
گوارایشان باد💞
5 آبان ۹۹
  • علی اکبر مظاهری
۰۳
آبان
💔 گریز همسر!
✍️ نویسنده: علی‌اکبر مظاهری 
او، کرونا گرفت. همسرش، تنها، رهایش کرد و نزد خانواده‌اش به شهر دیگر رفت. 
او، رنجید! و حق داشت. 
گفت: همسرم از من گریخت. ترسید کرونایم او را بگیرد!
۳ آبان ۹۹
  • علی اکبر مظاهری
۰۱
آبان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا: انالله و انا الیه راجعون. اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون. 

آوارشدن سوگ پدر بر جان خانواده، حزن‌اندود است. اما اتکال به خداوند و پناهیدن به دامان پرمهر او، تلخی هر اندوهی را مرهم است؛ مرهمی سوزش‌خاموش‌کن. 

برادر فرهیخته‌مان، دوست سی‌ساله‌مان، جناب آقای رضا حمیدی، سلام علیکم. 

رحلت پدرتان - رحمه‌الله‌علیه - 

را صبورباشتان می‌گویم.

الاهی باقیات صالحاتشان باشید.

علی‌اکبر مظاهری 
 ربیع‌المولود. 
۱ آبان ۱۳۹۹
قم مقدس
  • علی اکبر مظاهری
۲۸
مهر
💠 حکایت آن دو یار وفادار
✍ نویسنده: علی‌اکبر مظاهری
اکنون (سال ۱۳۹۱) عموعباس‌علی، نود ساله است و زن‌عمو، ۸۲ ساله. حدود ۶۵ سال است که زندگی مشترک دارند.  زندگی ایشان را از حدود پنجاه سال پیش، از نزدیک مشاهده کرده‌ام. اگرچه قامت عمو، اکنون اندکی خمیده است، اما نشاط روحی و صفای اخلاقی او نسبت به پنجاه سال پیش رشد کرده است. او را مهربان‌تر و مؤمن‌تر از پنجاه سال قبل می‌بینم و کمالات اخلاقی و روحی‌اش فزونی یافته است.
سه عامل را در نیرومندی روحی عمو مؤثر می‌دانم.
۱. وراثت:
خاندان عمو مثبت‌اندیش‌اند. مادر ایشان را ـ که اکنون به جهان جاوید رفته است و رحمت خدا بر او باد ـ دیده‌ام که روحیه‌ای شاد داشت و در صدسالگی، مثبت‌اندیش بود. پدر عمو را ندیده‌ام، اما از شادابی روحی او حکایت‌ها شنیده‌ام. این حالت‌های فرخندۀ والدین، به عمو سرایت کرده است. برخی دیگر از اعضای خاندان عمو را نیز دیده‌ام که مثبت‌نگر و پر امید بوده‌اند.
۲. ایمان مذهبی:
عمو، مؤمن است و مرید و ذاکر اهل بیت علیهم‌السلام و هرچه از عمرش می‌گذرد، ایمانش عمیق‌تر و وسیع‌تر می‌شود. پیوند او با خداوند، پیوندی استوار است. این پیوند، به عمو نشاط و امید می‌دهد. این از خاصیت‌های ایمان مذهبی است. از بهترین عوامل ایجاد نشاط روحی، همانا ایمان مذهبی است، زیرا پیوند قطره با دریا، قطره را دریاوَش می‌کند.
قطره دریاست اگر با دریاست  
ورنه آن قطره و دریا دریاست
۳. رفاقت عمو و زن‌عمو:
ای‌کاش می‌شد زوج‌های جوان و غیرجوان را که با هم نامهربانی می‌کنند و بر سر هیچ‌ها و پوچ‌ها زندگی‌شان را خراب می‌کنند، به دیدار عمو و زن‌عمو می‌بردیم، تا ایشان را ببینند و حکایت زندگی مشترک ۶۵ ساله‌شان را از زبان خودشان بشنوند، و باور کنند که می‌شود زن و شوهر، ۶۵ سال با هم زندگی کنند و حتی یک بار دعوا نکنند.
ما با ایشان حدود ده سال در یک خانه زندگی می‌کردیم؛ از آن پس تاکنون نیز از زندگی ایشان اطلاع کافی دارم. سراغ ندارم که حتی یک‌ بار نزاع و بی‌مهری کرده باشند؛ حتی یک بار.
شاید برخی از زوج‌های امروزی ـ که درگیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی زندگی کنونی‌اند ـ ذهنشان به این سمت رود که عموعباس‌علی و زن‌عمو گرفتاری‌های زندگی ما را نداشته‌اند؛ وگرنه آنان نیز به نزاع‌ها و بداخلاقی‌ها دچار می‌شدند.
ما به ایشان می‌گوییم: آری؛ مشکلات زندگی‌های امروزی به اخلاق و رفتار زوج‌ها لطمه می‌زند، اما این، همۀ علت نیست؛ عوامل دیگر سهم بیشتری در تخریب زندگی‌های کنونی دارند. اما زندگی عمو و زن‌عمو سرشار از رفاه مادی نبوده و نیست. سختی‌های مادی و عادی زندگی ایشان کمتر از سختی‌های زندگی‌های امروزی نبوده و نیست. هنر آن است که با وجود سختی‌ها و تنگناها، بتوان مهربانانه و آبرومندانه زندگی کرد. باید فضیلت‌ها را یافت و آن‌ها را جانمایۀ زندگی کرد.
چندی قبل که به دیدار عمو و زن‌عمو رفتیم، ایشان را در باغشان زیارت کردیم؛ باغی که خودشان از دوران جوانی و در دوره‌های گوناگون زندگانی ساخته و پرداخته‌اند و کاشته‌اند و برداشته‌اند و اکنون نیز از ثمره‌هایش بهره‌مندند. فرزندشان حاج غلامرضا  نیز در خدمتشان بود و با جان و دل به ایشان رسیدگی و خدمت می‌کرد.
در چهرۀ سالخوردۀ عمو، ذره‌ای ناامیدی مشاهده نمی‌شد. هرچه بود، صفا و امید و مهربانی و رضایت بود؛ همان چیزهایی که زوج‌های جوان به آن‌ها سخت محتاج‌اند.
راستی که حکایت زندگی عموعباس‌علی و زن‌عمو، تابلویی است درخشان برای زوج‌های جوان و بازنشستگان و کهنسالان. خداوند به عمر و زندگی عمو و زن‌عمو برکت و صفای بیشتر عطا فرماید.
💠منبع: کتاب فرهنگ خانواده، بخش سوم، فصل چهارم، صفحهٔ ۴۹۱، انتشارات نورالزهراء-قم، چاپ دوم، به قلم: علی‌اکبر مظاهری
٩٩/٧/٢٨
  • علی اکبر مظاهری
۲۶
مهر
 حاجت‌های عارفانه
🖋 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری
پس از نماز و زیارت و نیایش، نزدیک طلوع آفتاب، در ایوان مسجد گوهرشاد نشسته بودم و جان را از شمیم بهشتی فضای حرم سرشار می‌کردم. می‌شد صدای روح‌نواز بال فرشتگان را به گوش جان شنید، که از عرش الاهی می‌آمدند و گنبد و گلدسته‌های امام رضا علیه‌السلام را طواف می‌کردند.
چند نفر از زائران، که از لهجه‌شان برمی‌آمد اصفهانی‌اند، آمدند و کنارم نشستند. یکی از آنها که بزرگ‌تر بود، خطاب به من گفت: 
«این چه رازی است که آدم، در اینجا که هست، اصلاً در فکر کارگاه و کارخانه، کارگر و کارفرما، و ثروت و شهرت خود نیست؟ گویا اینجا با دنیای بیرون، متفاوت است؟»
گفتمش: «آری؛ هرچه آدمی به معنویات روی آورد، از مادیات فاصله می‌گیرد. جهان چنان آفریده شده که غوطه‌وری در شهوات و خواهش‌های نفسانی، آدمی را از معنویات، دور می‌کند. و نیز شناوری در شط معنویات، انسان را از آلودگی‌های مادیات، پاکیزه می‌سازد.
اینجا محل نزول ملائکه الله است؛ فرشتگان، گروه گروه، به این سرا فرود می‌آیند و بالا می‌روند. کسانی که به این بارگاه، بار یابند، به عنایت امام، از برکات الاهی بهره‌مند می‌شوند و فرشتگان، به فرمان حضرت، بال‌های خود را بر سر و جان آنان می‌تکانند و بر آنان، نعیم بهشتی می‌افشانند. و چنین است که آدمی، از مادیات و تعلقات آن، دور و به معنویات جان‌نواز، نزدیک می‌شود.»
و باز به عالم خویشتن بازگشتم و جانم را به موج‌های حریرگونهٔ دریای کرامت امام سپردم و عنان اختیار، از خویشتن برداشتم تا آن که دوست، به آنجایم برد که خاطرخواه اوست.
🔸خواستن بهترین‌ها
زائران امام رضا علیه‌السلام بهتر است که در حرم ایشان، از خداوند چه بخواهند؟ 
پاسخ این است: نمی‌توان برای کسی تعیین کرد که از خداوند چه بخواهد و امام را برای چه حاجتی به درگاه خدای رحمان، شفیع کند. هر کس نیازهایی دارد و همان‌ها را می‌طلبد. اما می‌توان گفت که در حاجت خواستن، باید که «بهترین‌ها» را خواست. چه‌ چیز بهتر از خود خدا و خود امام؟!
حیف نیست که هنگام شرف‌یابی به بارگاه امام رضا علیه‌السلام دعاها و خواسته‌هایمان همه‌اش حقیر و کودکانه و این‌جهانی باشد؟!
هر چند که خواستن این حاجات، هیچ منعی ندارد؛ اما همت عالی داشتن و «حاجت‌های عارفانه» طلبیدن، چیز دیگری است.
یارب! ز تو آنچه من گدا می‌خواهم
افزون ز هزار پادشا می‌خواهم 
هر کس ز در تو حاجتی می‌طلبد
من آمده‌ام از تو، تو را می‌خواهم
چنگ‌زدن در دامان پرمهر خداوند و خود او را از او خواستن، چه خواستهٔ فرخنده‌ای است! و پنجه در پنجرهٔ بارگاه حضرت رضا افکندن و خود او را از او خواستن، چه خواهش خجسته‌ای است!
در ضمیر ما نمی‌گنجد به غیر دوست کس
هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس!
 ۹۹/۷/۲۶

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
مهر

انا لله و انا الیه راجعون 

◾️زن‌عموجان، به دیار جاوید، پر کشید.
عمو‌عباسعلی، پس از هشتاد سال زندگی عاشقانه با زن‌عمو، به سوگ یار وفادارش نشست.
راستی، جوانان! این‌گونه هم می‌شود زندگی کرد؛ هشتاد سال زندگی مهربانانه. 
رحلت خانم‌عموی خوبم را به عموجانم و فرزندانشان و خاندان مظاهری، و نیز به خودم، صبورباش می‌گویم. 
از خداوند رحیم و رحمان، برای خانم‌عموجان، رضوان الاهی را می‌طلبم.
رحمت‌الله علیها؛ رحمه واسعه.
علی‌اکبر مظاهری 
۲۴ مهر ۹۹. قم
  • علی اکبر مظاهری
۲۲
مهر
چرخاندن اراذل و اوباش و ضرب‌وشتم در ملاء عام خلاف صریح قانون است!
نویسنده: دکتر محسن برهانی، عضو هیئت علمی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
ریاست محترم قوهٔ قضاییه جمهوری اسلامی ایران
حجت‌الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی
با سلام و تحیت
🔸اخیراً در چند شهر مختلف کشور از جمله شهر تهران، نیروی انتظامی افرادی را به‌عنوان اراذل و اوباش بر روی ماشین‌ها سوار کرده و جلو چشمان مردم با ضرب‌وشتم، ایشان را به عذرخواهی و خودفحاشی وادار نموده است و این افراد نیز با صدای بلند از مردم عذرخواهی می‌کنند!
🔹به‌عنوان یک استاد دانشگاه در رشتهٔ حقوق، هرچقدر در کتب حقوقی کنکاش کردم مجوز پس‌گردنی و کشیدن مو و سیلی و زدن دمپایی به سر افراد را نیافتم. از آنجایی که در برخی نقاط صریحاً اعلام می‌شود که با دستور مقام قضایی این اتفاق می‌افتد، یافتن مستند این خیمه‌شب‌بازی و تراژدی حقوقی برای بسیاری جالب خواهد بود.
🔸اخیراً در مادهٔ ۹ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزش‌های انسانی در قوهٔ قضائیه ابلاغ فرمودید: «در اجرای اصل سی‌و‌نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی‌بر منع هتک حیثیت افرادی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده‌اند، مراجع قضایی مکلف‌اند موارد زیر را رعایت کنند:
الف- اجتناب از هر گونه رفتار تحقیرآمیز و موجب اذیت و آزار جسمی یا روحی و روانی یا بی‌حرمتی به متهمان یا محکومان؛
ب- اجتناب از هرگونه رفتار غیرقانونی یا سلیقه‌ای مانند تراشیدن سر، استفاده از پابند، چشم‌بند، پوشانیدن صورت، نشستن پشت‌سر متهم و یا انتقال وی به اماکن نامعلوم توسط ضابطان دادگستری در جریان بازجویی.» بین این مصوبه و رفتارهای اخیر هیچ سنخیتی وجود ندارد و دستورالعمل صادره به روشنی نقض و به سخره گرفته شده است.
🔹ثانیاً به‌عنوان دانش‌آموختهٔ حوزهٔ علمیه، فقدان مستند فقهی و شرعی این اقدام، مسلّم و اظهر من الشمس است. از لحاظ فقهی و شرعی نمی‌توان محکوم به اعدام را هم هتک کرد چه برسد به کتک زدن عملی جلو چشمان سایرین.
🔸ثالثاً به‌عنوان یک شهروند ایرانی اعتقاد دارم این شکنجهٔ علنی باعث وهن و آسیب به آبروی ایران و ایرانی است و حیثیت نظام اسلامی و نظام قضایی و نظام حقوقی ایران را در عرصهٔ بین‌المللی به حراج گذاشته است.  
🔹نهایت آن که این اقدامات از لحاظ جرم‌شناسی هیچ تأثیری بر پیشگیری از تکرار ارتکاب جرم از سوی این افراد نخواهد داشت و بیشتر باعث شهرت مجرمین شده و من‌بعد، ایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و شهروندان عادی باید هزینهٔ قدرت‌نمایی نیروی انتظامی را پرداخت کنند.
🔸با توجه به مراتب فوق، به استناد مادهٔ ۷ و بند ب مادهٔ ۶۴ و مادهٔ ۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد ۵۷۰ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مراتب اعلام جرم را خدمت جنابعالی اعلام می‌نمایم و تقاضا دارم دستور فرمایید ضمن شروع به تعقیب، با مسببان و مرتکبان جرم برابر مقررات قانونی برخورد شود.

99/7/22

  • علی اکبر مظاهری