وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۲۶ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است

۲۳
آبان

مشاورهٔ تربیتی

دزدی در کورکان

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به مادری حیران 

✔️ادامه راهکارهای اختصاصی:

۴. برجسته‌کردن حضور خدا

باور به نظارت خداوند بر اعمال انسان‌ها را برای کودکانمان پررنگ کنیم. برخی می‌گویند کودک که خداشناسی نمی‌فهمد. اشتباه است. خداشناسی در جان و فطرت کودکان نهاده شده است.
امام صادق - علیه‌السلام - می‌فرمایند: «کل مولود یولد علی الفطره» *١: هر نوزادی بر مبنای فطرت و سرشت خدایی متولد می‌شود.
برای برجسته‌کردن حضور خداوند در وجود کودکانمان، از قبل با همسرمان هماهنگ کنیم و در حضور فرزندمان با همسر شروع به صحبت کنیم. مخاطب ما همسرمان است، ولی کودک هم می‌شنود.
حدیثی یا داستانی در زمینهٔ حاضر و ناظربودن خداوند بیان کنیم و مسئله را با مثال، روشن و ملموس کنیم.
مثال:
فرض کنیم دوربینی در اتاق ما وجود دارد و شخصی ما را می‌بیند. به اتاق دیگر می‌رویم، آنجا هم دوربین هست. هر جای خانه که می‌رویم، دوربین گذاشته‌اند. در این صورت محال است ما کار زشت یا دزدی کنیم، چون می‌دانیم دوربین از همهٔ کارهای ما فیلم می‌گیرد. خداوند هم در همهٔ این عالم هستی دوربین دارد؛ هر جا که برویم دوربین خدا از ما فیلم می‌‌گیرد و خدا می‌بیند.
اگر دزدی کنیم، حتی اگر تنهای تنها باشیم و هیچ‌کسی نفهمد، خدا می‌بیند. خدا گفته است دزدی نکنید. اگر کسی دزدی کرد، خدا تنبیهش می‌کند.
روی عذاب خداوند خیلی مانور ندهیم، چون کودک را باید جذب مهربانی و محبت خداوند کرد.
برجسته‌کردن حضور خداوند برای کودکان به مقدار سن و فهمشان، از همهٔ راهکارهای گذشته مهم‌تر است.

حکایتی ماندگار:
زنگ تفریح شد. حسین کیفش را باز کرد تا خوراکی‌هایش را بردارد، ولی دید خوراکی‌هایش را در منزل جا گذاشته است.
خیلی گرسنه‌اش بود.
پژمان گفت: حسین، خوراکی نیاورده‌ای؟
حسین با ناراحتی گفت: بله، جا گذاشته‌ام.
پژمان گفت: بیا برویم باهم خوراکی بخریم، من پول زیادی دارم.
حسین خوشحال شد. باهم به سمت بوفهٔ مدرسه رفتند و دو تا کیک شکلاتی بزرگ و خوشمزه و آبمیوه خریدند.
پژمان گفت: حسین، تو هم باید فردا برای من خوراکی بخری.
حسین گفت: من که اینقدر پول ندارم.
پژمان نیشخندی زد و گفت: از جیب پدرت بردار.
حسین گفت: کیف پول پدرم همراهش هست.
پژمان گفت: کاری ندارد؛ وقتی پدرت از سر کار برگشت و کسی در اتاق نبود و تو را نمی‌دید، برو و از کیفش پول بردار.
حسین با تعجب گفت: وقتی کسی در اتاق نبود و مرا نمی‌دید! خدا همیشه و همه‌جا ما را می‌بیند. من این کار را هرگز نمی‌کنم.
حسین دست پژمان را رها کرد و گفت: خوراکی‌هایت هم برای خودت باشد. من نمی‌خورم.

↩️١.بحارالانوار، ج ٢، صفحه ٨٧-٨٨

به قلم خانم نرگس صفرخانلو
۹۸/۷/۲۰

  • علی اکبر مظاهری
۲۳
آبان

مشاورهٔ تربیتی

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به مادری حیران: 

✔️راهکارهای اختصاصی: 

١. تغافل

کارش را مستقیم به رخش نکشید. فعلاً «تغافل» کنید؛ چشم‌پوشی بزرگوارنه. چنان عمل کنید که با این‌که می‌دانید، گویا نمی‌دانید.
این بهترین شیوه است، چون کودک را شرمنده می‌کند، اما او را از مهر شما ناامید نمی‌کند. در عین اینکه باعث بی‌پروایی او نمی‌شود. حریم‌ها حفظ می‌شود و فایده‌های بسیار دیگری نیز دارد.
تغافل از بهترین راهکارهای اخلاقی و تربیتی است. حقا که تغافل، کلید طلایی تربیت و اخلاق است.

٢. تظاهر و تجاهر

اگر تغافل پدر و مادر مؤثر نبود و موجب جری شدن و طغیان کودک شد و کودک با تغافل، احساس مصونیت کرد و کارش را گسترش داد، تغافل کم‌کم تبدیل به تظاهر و تجاهر می‌شود.
زمانی که متوجه شدیم کودک دزدی کرده است، مچ دست او را می‌گیریم و به نشانهٔ تنبیه پشت دستش می‌زنیم، به‌گونه‌ای که کبود نشود و به او می‌گوییم این کار، کار بدی است؛ هر وقت پول لازم داشتی به خودم بگو. این کار باید در زمان ۳ الی ۵ دقیقه تمام شود.
یادمان باشد که کودک را به باد ملامت نگیریم تا در او احساس پستی ایجاد نشود و از توهین به او جداً بپرهیزیم، تا حرمت والدی و فرزندی شکسته نشود.

٣. رجوع به مشاور

گاهی پدر و مادر در مسائل روانی و اخلاقی نمی‌توانند عوامل و راه‌کارها را به‌درستی تشخیص دهند و باید به مشاوری دانا و توانا رجوع کنند.
ابتدا پدر و مادر بدون حضور کودک نزد مشاور می‌روند و با او مسئله را در میان گذاشته و تبانی می‌کنند. در جلسهٔ بعدی کودک را نیز همراه خود می‌برند. این راهکار بسیار مؤثر است.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو
این مطلب ادامه دارد...

  • علی اکبر مظاهری
۲۳
آبان

مشاورهٔ تربیتی

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به مادری حیران

راهکارها:

راهکار عمومی:

✔️کرامت نفس

کرامت نفس و بزرگواری یک قاعدهٔ عمومی و روشی بسیار کارساز و مؤثر در تربیت است.
شخصیت کودک را تکریم کنیم و او را بزرگوارمنش بار بیاوریم. پدر و مادر به فرزندشان بگویند:
تو چه انسان خوبی هستی؛
به‌به! چه انسان شریفی؛
کارهای خوب او را پر رنگ کنیم و به رُخش بکشیم، حتی گاهی با حالت بازی بگوییم: دختر خوب کیه؟ دخترمان در جواب بگوید: من من، من من
یا بپرسیم: پسر خوب کیه؟ پسرمان بگوید: من من، من من
و یا جملاتی با این مضمون گفته شود: تو می‌توانی این کار را بکنی؛ تو از عهدهٔ این کار برمی‌آیی.
گاهی هم مسئولیت‌هایی به کودکمان بدهیم، مثلاً بگوییم: دخترم قاشق‌ها را بشوی. پسرم فلان چیز را از مغازه بخر.
کودکی که با کرامت نفس رشد کند و شخصیت بزرگی داشته باشد، نه سراغ دزدی می‌رود، نه دروغ و نه پلیدی‌های دیگر.
به‌قول بزرگترین روانشناس عالم، امیرالمومنین علیه‌السلام:
«من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته»*١: کسی که نزد خودش احساس بزرگواری کند، پستی‌هایش نزد او خوار می‌شود و تن به پلیدی نمی‌دهد.

حکایتی دلنشین:

حسن آقا که تازه وارد دبستان شده بود، با خانواده به میهمانی رفته بودند. پسر صاحب خانه (آقا مهدی) چندین گوی زیبا و درخشنده داشت، که به‌دور خودشان می‌چرخیدند و همه جا را نورانی می‌کردند.
در تمام مدت میهمانی، حسن دلش پیش این گوی‌ها بود و دوست داشت حداقل یک گوی داشته باشد.
حسن آرام کنار مادر نشست و گفت: مامان برام از اینا میخری؟
مادرش که مشغول صحبت بود به گفته حسن اعتنایی نکرد.
مهدی، حسن را صدا کرد و گفت: حسن بیا بریم اتاق من بازی کنیم.
حسن گفت: باشه و وارد اتاق شدند.
حسن پرسید: مهدی چند تا از این گوی‌ها داری؟
مهدی گفت: زیاد بودند چند تاشون گم شدند، الان چهار تا مونده. حسن و مهدی با‌هم بازی کردند تا اینکه مهدی گفت: پسر خاله‌ام آمده، من می‌روم با او بازی کنم، حسن اینجا بمان.
حسن در اتاق تنها بود. ناگهان چشمش به گویی افتاد، که پشت تخت مهدی افتاده بود. فرصت مناسبی بود، چون حسن در اتاق تنها بود.
هیچ‌کس نمی‌فهمید حسن این گوی را برداشته است. حسن چشمش را از گوی برداشت و با خود گفت: نه، من این کار را نمی‌کنم.
پس از نیم ساعت مادرش به اتاق آمد، روی تخت پیش حسن نشست و چشمانش به گوی کنار تخت افتاد.
مادر گفت: حسن جان گفتی گوی برایت بخرم.
حسن گفت: بله مامان.
مادر می‌خواست حسن را امتحان کند. گفت: چرا این گویی را که کنار تخت افتاده است، برنداشتی؟ تو اینجا تنها بودی، هیچ‌کس نمی‌فهمید، تو آن‌را برداشتی.
حسن گفت: من تنها بودم، کسی نبود، اما خودم که بودم.
مادرش گفت: الهی قربوووون خودت بشم. پسر خوب! برایت گوی می‌خرم.
این یعنی کرامت نفس؛ وقتی کسی شخصیتش برای خودش ارجمند شد، خودش را ارزان نمی‌فروشد.
کودک فطرتاً می‌فهمد دزدی بد است، خانواده هم می‌گویند دزدی بد است، چنین کودک بزرگوارمنشی دزدی نمی‌کند.


↩️ ١. امیرالمؤمنین، غررالحکم، صفحه٢١٣
به قلم خانم نرگس صفرخانلو
این مطلب ادامه دارد...

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
آبان

مشاورهٔ تربیتی

ادامهٔ پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به مادری حیران

عوامل و ریشه‌های دزدی در کودکان:

١. تجربه‌طلبی

کودک تمایل دارد همه چیز را تجربه کند. او برای تجربه‌کردن چیزهایی که از آنها منع شده، حریص‌تر نیز می‌شود.
تطور کودکان و از حالی به حالی شدنشان موجب می‌شود که در موقعیت‌های جدید و سنین مختلف، مسائل جدیدی را تجربه کنند.
مثلاً کودک در دورهٔ نوزادی، همه اجسام را به سمت دهان می‌برد و تجربه‌شان می‌کند.
با بزرگ‌شدن کودک، این موضوع پیچیده‌تر می‌شود. او تلاش می‌کند کارهای پنهانی را دور از چشم بزرگترها تجربه کند. دزدی و پول برداشتن از کیف پدر و مادر نیز از همین کارهای پنهانی است.
البته او کم‌کم بدی کارهای زشت را متوجه می‌شود، اما در این سنین احساس کودک از عقلش قوی‌تر است و بسیاری از کارهای او را که ما زشت می‌دانیم، خودش اصلاً زشت نمی‌داند و فقط می‌خواهد آنها را تجربه کند.
با بزرگ‌شدن کودک و تربیت صحیح، عقل بر احساس پیشی می‌گیرد.

٢. احساس پَست بودن

این عامل بسیار مهم و گسترده است و هر کار پلیدی از جمله دزدی، دروغ‌گویی و... را شامل می‌شود و زمانی به‌وجود می‌آید که نهال عقل جوانه زده باشد.
اگر کودک احساس پستی کند، دست به هر کار زشتی خواهد زد.
کودکی که در معرض توهین باشد، خود را پَست می‌بیند.
گاهی پدر و مادر یا اطرافیان، مستقیم به کودک خود می‌گویند که تو بدی، تو پَستی، تو پلیدی و ...
فرض کنیم هفته‌ای یکبار به کودک چنین سخنان شرم‌آوری زده شود، او با خود می‌گوید حالا که من بد هستم، دزدی هم می‌کنم، کارهای زشت دیگری هم انجام می‌دهم.
گاهی هم به‌طور غیرمستقیم کودک را تحقیر می‌کنند. کودک بینوا تصمیم به انجام هر کاری می‌گیرد، به او می‌گویند تو نمی‌توانی، تو بلد نیستی، تو از عهدهٔ کار برنمی‌آیی.
یا اینکه پدر و مادر همهٔ کارهای کودک را انجام می‌دهند، ظاهر این کار خیررسانی است، ولی منجر به تحقیر کودک می‌شود.
امیرالمؤمنین - علیه‌السلام - می‌فرمایند: «من هانت علیه نفسه فلا تامن شره»: *١
کسی که نزد خویشتن پَست شد، از شر او در امان نیستی.
مقتضای طبع کسی که احساس پَستی کند، انجام کارهای زشت، از جمله دزدی است.
گاهی در مشاوره‌ها می‌بینیم که کودک از خانوادهٔ متمول و ثروتمند است، روی میز منزل و داخل جیب خودش پول زیادی دارد ولی از کیف مادرش پول برمی‌دارد. چون کودک احساس پَستی و پلیدی می‌کند، با خود می‌گوید چون من پَستم کارهای پَست هم انجام می‌دهم؟

↩️ ١.نهج‌البلاغه، فیض‌الاسلام، حکمت٣۴١،صفحهٔ ١٢٩٣

به قلم خانم نرگس صفرخانلو
این مطلب ادامه دارد...

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
آبان

مشاورهٔ تربیتی

پاسخ استاد علی‌اکبر مظاهری به مادری حیران


پرسش:
مادر جوانی هستم. در تربیت پسرم با مسئلهٔ تاسف‌باری مواجه شده‌ام. به خاطر این مسئله، بسیار نگران و غمگینم و برایش اشک می‌ریزم.
پسر ٨ ساله‌ام از حدود ٢ سال پیش تاکنون چندین بار از کیف من دزدی کرده است. به‌تازگی متوجه شده‌ام که از جیب پدرش نیز پول‌ برمی‌دارد.
از همان اوایل که متوجه دزدی‌اش شدم، به‌شدت تنبیه‌اش کردم، اما الان به این نتیجه رسیده‌ام که تنبیه سودی ندارد.
درمانده و حیرانم، نمی‌دانم راهکار صحیح چیست.
لطفا راهنمایی‌ام کنید.

پاسخ استاد:


راهکارهی مقدماتی:
به این نکته‌ها، به‌دقت، توجه کنید:

١. نگران نباشید، صبور و دلآرام باشید تا کار خراب‌تر نشود. با حوصله عمل کنید و شدت‌عمل نداشته باشید تا آرام‌آرام بررسی‌های لازم را انجام دهیم.

۲. اگرچه ظاهر این مسئله بزرگ است، باطنش اصلا بزرگ نیست. می‌دانم این مسئله، برای والدین، سخت و ناراحت‌کننده است و در نظرشان بزرگ جلوه می‌کند.

۳. بر این کار اسم دزدی نگذارید. این یک عادتِ گذرای دوران کودکی است. همهٔ بچه‌ها در دوران خردسالی این کار را تجربه می‌کنند، پسران بیش از دختران.

۴. به فرزندتان به چشم دزد نگاه نکنید. او دزد نیست.

۵. کارش را مستقیم به رخش نکشید. فعلا "تغافل" کنید؛ چشم‌پوشی بزرگوارنه. چنان عمل کنید که با این‌که می‌دانید، گویا نمی‌دانید. این بهترین شیوه است. بچه را شرمنده می‌کند، اما او را ناامید از مهر شما نمی‌کند. او را بی‌پروا نمی‌کند. حریم‌ها حفظ می‌کند. و فایده‌های بسیار دیگری دارد. تغافل، از بهترین راهکارهای تربیتی و اخلاقی است. حقا که تغافل، کلید طلایی تربیت و اخلاق است.

به قلم خانم نرگس صفرخانلو

این مطلب ادامه دارد...

  • علی اکبر مظاهری
۰۵
آبان

گزیدهٔ رسالهٔ حقوق امام سجاد علیه‌السلام

حق گوش

«وَ أَمّا حَقّ السّمْعِ فَتَنْزِیهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِیقاً إِلَى قَلْبِکَ إِلّا لِفُوّهَةٍ کَرِیمَةٍ تُحْدِثُ فِی قَلْبِکَ خَیْراً أَوْ تَکْسِبُ خُلُقاً کَرِیماً فَإِنّهُ بَابُ الْکَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ یُؤَدّی إِلَیْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِی عَلَى مَا فِیهَا مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوّةَ إِلّا بِاللّه. و اما حق گوش این است که از هر چیز چنان پاکش دارى که آن‌را راهى به دل خود سازى (و آن‌را نگشایى) مگر براى (شنیدن) سخن خوبى که در دلت خیرى پدید آورد یا اخلاق والایى بدان کسب کنى، زیرا گوش دروازه سخن به‌سوى دل است که معانى گوناگونى را که متضمن خیر یا شر است به آن می‌رساند. و نیرویى جز از ناحیه خداوند نیست.»

گوش یکی از اعضای بدن است که اهمیت آن در آیات و روایات زیادی گوشزد شده است، از جمله اینکه خداوند در آیه 36 سورهٔ مبارکه اسراء می‌فرماید: «از آنچه نمی‌دانی پیروی نکن؛ چراکه گوش و چشم و دل‌ها همه مسئولند.»
گوش نیز مانند سایر اعضای بدن، هم می‌تواند در خدمت صاحبش در مسیر کمال و تعالی قرار بگیرد و هم می‌تواند صاحبش را به‌سوی غرق‌شدن در جهل و گمراهی و معصیت بکشاند، لذا هر انسانی به حکم انسان بودنش و در وهلهٔ دیگر هر مسلمانی به حکم مسلمان بودنش باید همواره از گفته‌ها و شنیده‌ها و افکارش مراقبت داشته باشد؛ چراکه چشم و گوش و دل همه مسئولند.
یکی از بزرگترین گناهان نکوهیده که همواره به دوری جستن از آن تاکید شده، گناه «غیبت» است. در کتاب مستدرک آمده است که پیامبر اکرم صلی‌ا... علیه و آله و سلم درخصوص غیبت می‌فرمایند: «گوش‌ها را از شنیدن غیبت پاکیزه نگه دارید، زیرا گوینده و شنونده در گناه با یکدیگر مشترکند.»
در حدیث دیگری نیز می‌فرمایند: «گوش‌دهنده غیبت هم یکی از غیبت‌کنندگان است.»
اصولاً پرداختن به غیبت، کار کسی است که ضعیف‌النفس است؛ چنان که یا حرفی که بر زبان می‌راند حرفی سست است و قابل گفتن در پیش‌روی فرد مد نظر نیست، یا اینکه جرأت و جسارت صحبت‌کردن در حضور او را ندارد، از این‌رو متوسل می‌شود به غیبت که باعث آلوده‌شدن زبان خود و گوش دیگران می‌شود. چه‌بسا این گناه با گناه دیگری به نام تهمت نیز آمیخته شود.
در کتاب وسائل آمده است که پیامبر اکرم صلی‌ا... علیه و آله و سلم فرمودند: «سریع‌تر از آنکه مرض جذام و خوره در درون انسان پیشرفت کند، بیماری غیبت در انسان، دین او را از بین می‌برد.»
گناهان زبانی که لاجرم گوش مخاطبان را نیز درگیر و مرتکب گناه می‌کند، چنان بر روح و روان و دنیا و عقبای انسان اثر می‌کند که می‌تواند همه اعمال او را تحت تاثیر قرار دهد، چنانکه امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «غیبت، حسنات و اعمال نیک انسان را نابود می‌کند، همان‌گونه که آتش هیزم را از بین می‌برد.»
گوشی که برای حرکت در مسیر بندگی و انسانیت به انسان عطا شده است، ای‌بسا که عامل گمراهی او و به هلاکت افتادنش شود، چنان که در کتاب بحار آمده است که امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «فاصلهٔ حق و باطل چهار انگشت است؛ آنچه دو چشمت دید، آن حق است و آنچه دو گوشت می‌شنود، اکثر آن باطل است.»
بنابراین گوش بر انسان حقی دارد که برای رعایت آن باید این عضو از بدن را در راه حق و رشد و تعالی به کار گرفت و از پرداختن به آنچه ممنوع شده است، دوری کرد.
پس ای خدای مهربان! یاری‌مان کن تا از نعمات و اعضا و جوارحی که باید در راه خیر به کار افتند و فردا برای هر یک حسابی است، به‌درستی استفاده کنیم و حق آن‌را ادا کنیم.

به قلم خانم زهرا نصیری
#روزنامه_مردم‌نو

  • علی اکبر مظاهری