وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

دختران و انتخاب همسر 2 (فهیم و فهیمه)

پنجشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    » پیشگامی دختر در خواستگاری

 در جامعه و فرهنگ ما پسر از دختر خواستگاری می کند. این کار، کار درستی است. طبیعت و فطرت دختر بر مطلوب و معشوق بودن است و طبیعت و فطرت پسر بر طالب و عاشق بودن. پسر خواهنده است و دختر خواسته شده. این از قوانین افرینش است و خدای حکیم، از سر حکمت، این دو گونه موجود را این گونه آفریده است.

اکنون سخن این است که آیا دختر نیز در انتخاب همسر نقشی دارد؟ او هم می تواند خواهان پسر باشد و خواستنش را ابراز کند؟ اگر دختری پسری را بخواهد و پسر، بی خبر باشد یا بپندارد اگر از این دختر خواستگاری کند و جواب منفی می شنود و سرافکنده می شود، دختر باید چه کند؟ سکوت کند؟ به انتظار بماند تا شاید پسر اقدام کند؟ از پسر خواستگاری کند؟...  

پیش از این که به این پرسش ها پاسخ دهیم، این واقعه تلخ را ببینید:

نمک بر زخم

چندی پیش در یکی از برنامه های خانوادگی تلویزیون، که به گونه زنده پخش می شد و به پرسش های بینندگان پاسخ می داد، دختری پرسشی را مطرح کرد دردناک و کارشناس برنامه پاسخی به او داد دردناک تر.

دختر پرسید: "چند سال پیش به پسری از خویشاوندان علاقه مند شدم. پسری مؤمن و متین. او را مناسب همسری خود می دانستم. این علاقه هر روز بیشتر می شد. نمی دانستم پسر نیز به من علاقه مند است یا نه؟ حیا می کردم در این باره با کسی سخن بگویم، حتی با مادرم. برای ازدواج با او بسیار دعا می کردم و از خدا به التماس می خواستم که علاقه من را در دل او بیندازد. آتش این عشق هر روز در دلم سوزان تر می شد، تا این که آن پسر، چند روز پیش، با دختری دیگر عقد کرد و قلب من شکست و جانم سوخت. اکنون سؤالم این است که چرا دعاهایم مستجاب نشد؟ من که خالصانه دعا می کردم. چیز نامشروعی هم نمی طلبیدم. گناه هم که نمی کردم. عفت می ورزیدم. اقدام به رابطه نامشروع هم که نکردم. چرا خدا دعایم را اجابت نکرد و حالا به این درد جانگداز مبتلا شده ام؟»

کارشناس برنامه به دفاع از خدا برآمد. گویا وکیل مدافع خدا بود و گویی آن دختر کفر گفته و به اقتدار و عدالت خدا طعنه زده است و او می بایست از آبرو و اقتدار خدا دفاع کند. گفت: "مشکل شما این است که دیکته غلط خود را به حساب خدا می گذارید..." که مثلا جلوی چشم و دلت را نگرفتی تا عاشق شدی و حالا شکست خوردی و از خدا طلبکاری.

همان وقت برای آن برنامه و به آن کارشناس پیام دادم که شما بر زخم دل این دختر نمک پاشیدید. اگر نمی توانید بر زخم دلش مرهم بگذارید، چرا نمک می پاشید؟!

 

پیشگامی دختر در خواستگاری

اکنون چه باید کرد؟ پاسخ این دختر دل سوخته – که مانندهای او بسیارند- چیست؟ پاسخ آن پرسش هایی که پیش ازحکایت دختر دل سوخته مطرح کردیم چیست؟ آیا دختر می تواند در گزینش همسرش نقشی ایفا کند؟ سخن مان درباره نقش ابتدایی است، نه پاسخ دادن به خواستگاری پسر. پاسخ مثبت یا منفی دادن به خواستگاری پسر که واضح است و از حقوق قطعی دختر است و همیشه و همه جا این نقش را داشته است. مطلب تازه ای نیست. سخن اکنون ما این است که آیا دختر می تواند از ابتدا پسر را به همسری خویش دعوت کند؟ می تواند، بدون این که حرمتش شکسته شود، در خواستگاری و ازدواج، پیشگام باشد؟

پاسخ ما مثبت است. دختر می تواند بلکه می باید، هنگام لزوم، نقش برجسته ای در گزینش همسر خویش بر عهده گیرد. بی آن که حریم ریحانگی اش خدشه پذیرد، مرد زندگی اش را گزینش کند. بدون این که "خواستگار" به شمار آید، در خواستگاری، پیشگام شود. چگونه؟ با چه شیوه هایی؟ مگر می شود خواستگار بود و نبود؟ مگر پیشگامی در خواستگاری، همان خواستگاری نیست؟ آیا پیشگامی دختر سبب طعنه پسر در زندگی آینده شان نمی شود؟ در معارف اسلامی و آموزه های دینی مان مطلبی در این باره هست؟

این پرسش ها و بسیاری دیگر از پرسش ها درباره این موضوع مهم، مطرح است که پاسخ هایی جامع می طلبد. ان شاءالله همه را پاسخ می گوییم. اکنون این نمونه راهگشا را ببینید:

از زبان مشاور

فهیم و فهیمه

فهیمه به مشاوره آمد. 19 ساله بود و ترم اولی. چون حیا می کرد سخن اصلی اش را بگوید، مقدمه چینی می کرد. کمکش کردم تا از مقدمه بگذرد و اصل مطلب را بگوید.

گفت: "برادرم دوستی دارد به نام فهیم. به خانه ما رفت و آمد دارد. برادرم از او به نیکی یاد می کند. من برای او احترام قائلم و به او علاقه هم دارم. زمان ازدواج من رسیده و خواستگارانی دارم. چون آقا فهیم را در ذهن دارم، خواستگارانم را به بهانه هایی رد می کنم. سؤالم از شما این است که چه کنم؟ از طرفی منتظر اقدام آقا فهیم هستم و او هیچ اقدامی نمی کند. از سوی دیگر خواستگاران خوبی را دارم رد می کنم و نگران آینده ام هستم. اگر او همچنان اقدام نکند، من هم همچنان خواستگارانم را رد کنم، آینده ام چه می شود؟ چه کار کنم؟"

به او آفرین گفتم که عاقلانه در اندیشه سرنوشت خویش است و آینده نگر است. سپس داستان حضرت موسی و دختران حضرت شعیب را که در قرآن آمده ، برایش بیان کردم و نقش صفورا در ازدواجش با حضرت موسی را توضیح دادم و تشویقش کردم نقش خود را برای حل مسئله به عهده گیرد.

فهیمه گفت :" اصل مسئله را قبول دارم و حاضرم نقشم را ایفا کنم، اما راه آن را نمی دانم."

گفتم: موضوع را به مادرتان بگویید تا ایشان به برادرتان بگویند و برای حل مسئله راهی پیدا کنند.

فهمیه گفت: "خجالت می کشم به مادر بگویم."

گفتم: از زبان من بگویید. به مادر بگویید در مسائلی که به مشاوره نیاز داشته باشید، با مشاور دانشگاه مشورت می کنید. مسئله ازدواجتان و خواستگارانتان و آقا فهیم را هم با من مطرح کرده اید و من گفته ام چنین نقشی را به عهده بگیرید. اگر لازم شد بگویید خانوادتان با من تماس بگیرند. چند روز بعد برادر فهیمه تماس گرفت و گفت که خواهرش همه مطالب را به مادرمان گفته، مادر نیز با من در میان گذاشت. من با ازدواج فهیم و فهیمه موافقم و آن دو را مناسب هم می دانم. من و مادر نیز از قبل در این فکر بودیم که آقا فهیم می تواند داماد خوبی برایمان باشد. اما نمی دانم موضوع را چگونه با دوستم مطرح کنم که برایمان سبک نباشد و شخصیت خواهرم شکسته نشود. و نیز می ترسم اگر موضوع را با دوستم مطرح کنم، جوابش منفی باشد و خفیف شویم و به دوستی مان لطمه بخورد.

گفتم: شما که با آقا فهیم دوستی دیرینه دارید و او را خوب می شناسید. خواهرتان را نیز خوب می شناسید و می دانید مناسب هم اند. پس در اصل کار تردید ندارید، اما در چگونگی بیان مطلب دقت کنید. باید بیان این مطلب به گونه ای باشد که نه تنها اکنون سبب کسر شأن برای خواهرتان و خانوادتان نباشد،بلکه در آینده نیز اگر ازدواج کردند، کسی نتواند بگوید شما از پسر خواستگاری کرده اید.

برادر فهیمه گفت: "همین را چگونه مطرح کنم؟ چه دیالوگی انتخاب کنم که بتوانم به خوبی از عهده کار برآیم؟ "

گفتم: با توجه به شناختی که از احوال روحی و اخلاقی و شخصیتی آقا فهیم دارید، آیا او ظرفیت آن را دارد که اگر بخواهید مطلبی را به عنوان یک راز و امانت نزدش بسپارید که برای همیشه و در هر موقعیتی آن را فاش نکند؟

گفت: "بله. شخصیت با ثباتی دارد. ظرفیتش خوب است. رازدار هم هست."

گفتم: بنابراین نگران نباشید. اما دیالوگی که باید انتخاب کنید این گونه باشد: در یک موقعیت مناسب که وقت کافی داشته باشید و نگران گذشتن زمان و ناتمام ماندن سخن نباشید، موضوع را با آقا فهیم چنین مطرح کنید:

1. می خواهم مطلبی را با شما در میان بگذارم که برای همیشه به عنوان یک راز نزدتان امانت باشد. " المجالس بالامانته ; مجالس خصوصی، امانت اند." آیا مایلید این امانت را نزدتان بسپارم و تعهد الاهی می کنید که برای همیشه و در همه موقعیت ها; مثبت و منفی، خوشی و ناخوشی، قهر و آشتی، نزد خویشان و غیر خویشان، آن را محفوظ بدارید؟

اگر پذیرفت و آن گاه که از او تعهد گرفتید و دانستید که به عهدش وفا می کند، بگویید:

2. هر  خانواده عاقل و فهیمی درباره افراد خود، احساس مسئولیت می کند و به آینده آنان می اندیشد و هر کار عاقلانه ای را برای خوشبختی آنان انجام می دهد، نیز والدین و برادران و خواهران بزرگتر، به فکر زندگی آینده فرزندان و برادران و خواهران کوچکتر هستند و برای سعادت ایشان می کوشند.

3. هر دوست و رفیق خیرخواه، در اندیشه دوست خود است و برای خوشبختی او می کوشد. آن گاه اندکی صبر کنید تا دوستتان آقا فهیم درباره آنچه گفتید، اندیشه کند و اگر پرسشی داشت و توضیحی درباره آنچه گفتید خواست، بدهید. و بعد بگویید:

4. من در باره شما، که دوست صمیمی ام هستید، احساس مسئولیت می کنم و در صدد آنم که برای خوشبختی تان و زندگی آیندتان کاری بکنم. از سوی دیگر من وخانواده ام به فکر ساماندهی زندگی آینده برادران و خواهرنم هستیم و از جمله مسائلی که در باره ایشان احساس وظیفه می کنم، ازدواجشان است. یکی از کسانی که الآن موقعیت شایان توجهی دارد، خواهرم فهیمه است. او به سن و موقعیت ازدواج رسیده و خواستگارانی دارد. چون من و مادرم در این باره مشورت داریم و برای زندگی آینده او همفکری می کنیم و خود فهیمه نیز کارهایش را با ما مشورت می کند و در باره خواستگارانش با من سخن می گوید، بر اثر این همفکری ها و مشورت ها و نیز شناخت بالایی که من از شما و خواهرم دارم، به این نتیجه رسیده ایم که شما و فهیمه، برای ازدواج، مناسب هم اید. حالا من به شما پیشنهاد می کنم که در این باره فکر کنید و اگر به نتیجه و تصمیم رسیدید، هر کمکی بتوانم برای ازدواجتان می کنم.

سپس به برادر دختر گفتم: من احتمال می دهم آقا فهیم نیز در اندیشه ازدواج با خواهرتان باشد. با توجه به رفاقت صمیمانه ای که با شما دارد و آشنایی طولانی که با خانواده تان و حتی خواهرتان فهیمه خانم دارد و امتیاز های خوبی که خواهرتان دارد و هر دو مجرد هستید، احتمال می دهم آقا فهیم در فکر این ازدواج باشد، اما حیا می کند مطرح کند و می ترسد شما فکر کنید او از دوستی تان سوء استفاده کرده و می ترسد به دوستی اش با شما لطمه بخورد.

برادر فهیمه، با شجاعت و اطمینان و راهکارهایی که به او دادم، رفت که کاری کند کارستان. او مسائل را همان گونه که توافق کرده بودیم، با فهیم مطرح کرد و معلوم شد احتمالی که می دادم درست بوده و فهیم از قبل در اندیشه ازدواج با فهیمه بوده و تنها عاملی که مانع مطرح کردن با خانواده خود و خواستگاری از فهیمه می شده، حیای او از دوستش بوده و نیز ترس از پندار سوء استفاده از دوستی شان بوده است. و چنین شد که یک ماه بعد، فهیم و فهیمه را در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها برای هم عقد کردم و برای خوشبختی شان دعا کردم و کتاب " جوانان و دوران نامزدی" ام را هدیه شان دادم تا در دوران عقد، توشه راهشان باشد. الاهی شکر.

 

نظرات  (۱۵)

با سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی
اصل این پیشنهاد بسیار صحیح و بجاست .
اما به نظرم با توجه به گستردگی ارتباطاتی که بین دختر و پسر وجود دارد و در بسیاری از موارد مبنای علاقه مندی ها ، احساسات زودگذر است ، انجام چنین پیشنهاد خطیری می بایست  منوط به مشورت با مشاوران دلسوز و امینی همچون حضرتعالی باشد .
زیرا انجام کارهای خودسرانه و ناپخته ، به آینده زندگی زوجین لطمات زیادی وارد می کند .

مؤید باشید انشاءالله
با سلام و احترام
نظرات دیگر دوستان را خواندم،نکته اصلی و ضروری انتخاب مشاور و استفاده از راهنمایی های ایشان است تا با توجه به شناخت از فرد موردنظر خواسته مطرح شود زیرا در هر موقعیتی نمی شود هر موضوعی را مطرح کرد.
کاش همیشه خانواده ها با فرزندانشان همراه باشند.
با سلام و عرض ادب
سالروز ولادت مادر تشیع، برترین بانوی دو عالم و همچنین روز مادر و زن رو به تمامی عزیزان تبرییییک میگم
چند روز پیش که این مطلب رو خوندم برام خیلی جالب بود. گاهی تو این فاصله با خودم فکر می کردم که اگر روزی خواهان کسی باشم، به عنوان یه دختر حاضرم از طرف خواستگاری کنم یانه؟حالا با واسطه یا ...
تو کنکاش های ذهنی خودم به این سوالا برخوردم که از شما استاد ارجمند می خوام در اینجا و یا در فرصتی دیگر پاسخم رو بدید...
آیا هر پسرس جنبه این را دارد که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از او خواستگاری شود؟
اگر این پسر در محیط دیگری مانند کار یا تحصیل باشد، آن وقت چگونه می شود اقدام کرد؟
با توجه به عاطفی بودن خودم والبته اکثردختران، این عاشق شدن یا حتی به دل نشستن آیا جلوی یک انتخاب عاقلانه را نمی گیرد؟
در صورت رد بودن جواب طرف مقابل، با احساس های منفی چه باید کرد؟
و اما چیزی که از همه مهمتر است اینکه چه در صورت خواستگاری پسر چه خواستگاری دختر، چگونه می توان خود واقعی طرف مقابل را شناخت؟...

بقیه سوالاتم را در فرصتی دیگر می پرسم
با تشکر :-) 
  • ه سید حسین بنی هاشمیان
  • هوالحق
    من نیز همه ی مطالب دوستان را تایید می کنم.
    تمنای دعای فرج

    سلام و خدا قوت،

    مطلب تان نیاز سنج و به روز است .اما سوالاتی که مطرح کردید دو حالت دارد، اگر از جنبه عششششقی نگاه کنیم و بگیم اگر دختری عاشق یا علاقمند شد موضوع کمی خطرناک میشود چون خانمها سرشار از عاطفه اند و میزان خطا به دلیل احساسشان بالا میرود و اگر هم منجر به ازدواج نشود بسیار لطمه میخورند . برای پسر هم اگر موضوع غالب علاقه باشد احتمال بیراهه دارد اما با خطری خ کمتر.

    جنبه دوم میتواند به این سوالات میتواند انتخاب و پسند باشد ،یعنی بگیم اگر دختری پسری را مناسب دید چه کند؟؟  که این صحیح تر و قابل بررسی است.

    اما با تمام  این ها درد جامعه امروزمان علاوه بر دیر ازدواج کردن و آثار بد آن  و بهانه تراشی ها، روش های نامناسب گزینش همسر است. اکنون انواع سایتها با بهانه انتخاب همسر، سایت ها و مراکز مخصوص انتخاب همسر، دوستی های جنس مخالف، معرفی ها و مهمانی های همسالان به این بهانه وبسیاری دیگر  نشان از اهمیت انتخاب دارند.

    و متاسفانه کسی هم نیست که به این دوستان خوبمان که اکثرا هم نیت نیکوی تشکیل خانواده را دارند و در به در دنبال نیمه گمشده شان میگردند، بگوید راه چیست و چاه چیست؟؟؟؟؟؟؟

    خداوندا به تمام مجردانمان همسری نیکو عنایت کن!

    (زیاده گویی ام را به بزرگواری تان ببخشید)

  • تیران -اصفهان
  • سلام براستاد گرامی

    موضوع بسیار جالب و واجب المطرحی را بیان فرموده اید

    اما انشااله بیان این موضوع بعنوان آمادگی اذهان باشد وانشااله بزودی شاهد تالیف یک کتاب جامع وکامل در این باب از جنابعالی باشیم

    با سلام
    مطلب جالب و عالی بود ایشالا که بهره ببرن همه از و اینکه  به قول شما استاد عزیزم  بجای مرحم کذاشتن روی زخم کسانی که بلد نیستن نمک نذارن لا اقل سکوت اختیار کنن.

    باسلام

    مطلب بسیار عالی بود، ضمن تایید نظر دوستان مخصوصا جناب "رشیده" از شما خواستارم در موضوع" نمک بر زخم" پاسخ خودرا به دختر بیان کرده و این موضوع راکمی تحلیل کنید.

    موضوع انتخاب دخترتان بعنوان پیشقدم در باب ازدواج ظرافتهای خاص خودش را دارد! بهترین راه آن معرفی کردن است... که اگر خیرخواهان و بزرگان آنرا ترویج دهند بسیار راهگشا خواهد بود من جمله همین معرفی دختر به خانواده پسر. حتی اگر دختری یا خانواده دختر پسری را پسندیدند با واسطه ای امین و دلسوز در میان بگذارند،تا او بسیار هوشمندانه دختر را معرفی کند! بنده در اطرافیان دیده ام که موفق هم بوده است.

    اینها همه زیرکی ها و غیر مستقیم ها از باب فرهنگ و تفکرات ماست چه بسا بسیاری از افراد نا آگاهانه قضاوت کرده و حرفها میبافند و عکس العملها از خود نشان میدهند(متاسفانه)!!! گس باید هرکس بسته به محیط و اطرافیان خود روشی مناسب انتخاب کند.

    ضمنا برنامه گلبرگ در موضوع واسطه ها برنامه مفصل  و بسیار مفیدی داشت که در سایت اش هم موجود است

    بسم الله،سلام خدمت استاد عزیزم،مطلب بسیار مفیدی بود،
    بعضی ادعا میکنند دوره عمل به دستورات دین گذشته،زمانه تغییر کرده و...
    این مطلب زیبا بیان میکند ک دین و آموزه های آن برای همیشه است،تفاوتی هم ک دین بین خانم و آقا قائل شده با اندک تأملی قابل تأیید است ک خانم باید خواسته شود و آقا باید بخواهد تا زندگی شان زیبا و با دوام باشد.
    امیدوارم تمام اوقات زندگیتان سرشار از فایده و برکت باشد.

    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام و درود
    سپاس از بیانتان
    اما ای کاش کسانی که میتوانند و دستشان میرسد و کسانی که باید کاری بکنند زودتر به فکر بیفتند و یاری دهند جوانان را.
     تسهیل ازدواج چه در مرحله انتخاب و چه در مراحل بعد بسیار ضروری است اما ....!!!
    گاهی اوقات دلم به تنگ می آید از اینکه مدیریتی که باید باشد نیست و گویی گذر زمان و تبعات عدم طی شدن مراحل طبیعی ازدواج به چشم مبارک متولیان و دیگر عهده داران نمی اید که نمی آید که نمی آید....

    *********************************

    بسیارزیبابود.زندگی شان مستدام باد.

    با سلام  واحترام

    با توجه به فرهنگ و سنتی که ما در کشورمان داریم ( خواستگاری پسر از دختر )مطلبی که بیان کردید حرف دل بسیاری از دختران جامعه ماست .بنده در دانشگاه الزهرا در حال تحصیل هستم و این موضوع را در صحبت با چندی از دوستان مشاهده کردم.

    اما بنده فکر می کنم حتی باید از آن چه که شما گفتید بیشتر احتیاط کرد یعنی به جای این که برادر فهیمه به فهیم پیشنهاد بدهد و از او قول بگیرد  ، می توان نفر سومی که خارج از خانواده فهیمه باشد مثلا دوست مشترک یا شخص بزرگتری که امین هر دو است، کمک گرفت یعنی طوری به پسر نشان داده شود که آن واسطه این دو را مناسب هم می داند نه خانواده دختر! بنده خود یک زن هستم و همسرم هم مرد کاملا منطقی و قابل اعتماد است؛ اما با شناختی که از مردان دارم هیچ پیشنهاد مستقیمی از سوی خانواده دختر را برای به صلاح نمی دانم و این کار باید به طور کاملا غیر مستقیم و به صورت تحریک پسر (مثلا گفته شود خواهر آقای فلان دختر نجیبی است و خواستگارانی دارد اگر دست نجنبانید از دست می رود) صورت گیرد.چون مردان  همان طور که اشاره کردید ذاتا دوست دارند طالب باشند تا طلبیده شوند! و چیزی را که آسان به چنگ بیارند گران قدر نمی دانند و حقیقتا انگشت شماری از مردان ظرفیت  پیشنهاد از طرف خانواده دختر را دارند.

    ولی از طرف دیگر سکوت و اقدام نکردن دختر نیز آثار زیانباری را برای او دارد همان طور که خودتان نیز اشاره کردید از دست دادن موقعیت های خوب ، بالا رفتن سن، متوسل شدن به راههای نامشروع و.... اولین و مهم ترین گام این است که از یک مشاور یا واسطه ی با تجربه و کیاس کمک گرفت.

    باتشکر و سپاس فراوان

    پاسخ:
    سلام و تحیت. بله. تا جای ممکن باید کسانی خارج از خانواده دختر اقدام کنند. پیشنهادتان فرخنده است. ان شاءالله در مباحث آینده به این موضوع می پردازیم. این نمونه که بیان شد از تجربه های مشاوره ای نزدیک خودم بود.
    تحقیق ارزنده تان در این باره را دارم و از آن بهره مندم. باز هم یاری و همراهی فرمایید.

  • بلور خراسانی
  • سلام استاد. من هم موافقم که مطلب ضروری و مفیدی بود. با نظر دوستی که کامنت با نام "شکری" را گذاشته بودند هم خیلی موافقم. به نکات خوبی اشاره کرده بودند. من قبول دارم که اصل این کار درست است ولی به نظرم  اجرای صحیح آن خیلی ظرافت و شناخت از پسر میطلبد. واقعا کار هر کسی نیست و هر پسری نیز ظرفیت چنین کاری را ندارد.
    پاسخ:
    سلام و تحیت. بله. کامنت «رشیده» و پاسخ بنده را نیز ببینید. ورود به این موضوع، تحقیق ( و البته شجاعت) بسیار می طلبد. کمتر کسانی به این مبحث ورود می کنند. اکنون که ما - با استمداد از خدا - وارد شده ایم، یاریمان کنید تا ثمره ای نیکو حاصل شود.
    ازدواج سنت الهی است ؛ مهم نیست که چه کسی شروع کننده باشد ؛ مهم این است که دو طرف همدیگر را بپسندد. که البته نقش خانواده و مشاوران بسیار حساس و سازنده است .
    امیدوارم همه جوان ها خوشبخت و پاینده باشند.
    سلام بر استاد عزیزمان و همه مخاطبان و خوانندگان
    مطلب نوشته شده بسیار عالی و مورد نیاز و مفید است. از استاد عزیزمان بسیار سپاسگزاری میکنیم.
    اما بنده میخواهم توجه خوانندگان عزیز را به سه نکته بسیار بسیار مهم دیگر که در مقاله ی فوق نهفته است جلب کنم:
    اول: واجب و ضروری بودن مراجعه به مشاور خوب، و اینکه سوال هایمان را بی جواب نگذاریم. که اگر فهیمه خانم به مشاور مراجعه نمی کرد و سوالش را نمی پرسید، عاقبتش مثل آن دختر خانمی که در ابتدای مقاله از او یاد شده می شد.
    دوم: در انتخاب مشاور هم باید بسیار دقت شود. هر کسی صلاحیت اینکه ما تصمیم گیری در مسائل مهم زندگی مان را به دستش بسپاریم ندارد.
    یک مشاور خوب باید 5 خصوصیت داشته باشد:
    1: متخصص باشد در آن موضوعی که ما می خواهیم از او راهنمایی بگیریم.
    2: متعهد و دیندار باشد، و مشاوره اش خلاف دین نباشد بلکه از معارف دین باشد.
    3: عاقل باشد.
    4: با تجربه باشد.
    5: دلسوز هم باشد.
    باز هم اگر آن خانم در انتخاب مشاور دقت می کرد، دچار آن شکست روحی و عاطفی نمی شد.
    سوم: پذیرفتن حرف حساب. باید حرفی را که از یک مشاور خوب با ویژگی های فوق می شنویم، با جان و دل بپذیزیم و عمل هم بکنیم. که اگر برادر فهیمه خانم و خود ایشان و مادرشان با بهانه تراشی های واهی مختلف، به حرف مشاورشان عمل نمی کردند، باز هم عاقبت ماجرا خوشایند نمی شد.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">