وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبلاگ شخصی علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ خانواده» ثبت شده است

۰۳
مهر

نویسنده: جناب آقای محمد شکری  

در سالروز خجسته‌ترین ازدواج عالَم؛ پیوند امیرمؤمنان و حضرت فاطمه -سلام الله علیهما- سایت پاتوق خانواده راه‌اندازی شد.

هدف از ایجاد این سایت، که با پیگیری بلند همتانه استاد علی اکبر مظاهری همراه بوده است، ارائه خدمات به خانواده‌های عزیز است؛ خدماتی که دوران قبل از ازدواج، ازدواج و بعد از ازدواج تا دوران کمال و کهن‌سالی را در بر گیرد. این هدف به‌تدریج و با گسترش فعالیت‌های پاتوق خانواده محقق خواهد شد. ان شاء الله.

فعالیت‌هایی که این پایگاه برای تحقق هدف خود و زیر نظر استاد مظاهری انجام خواهد داد، معرفی و فروش کتاب‌، پیرامون مسائل خانواده خواهد بود. فعالیت تخصصی و متمرکز این سایت، ویژگی متمایزکننده آن خواهد بود.

پاتوق خانواده، در آغاز فعالیت خود، اقدام به فروش کتاب‌های حوزه خانواده می‌کند. این کتاب‌ها، که با قیمتی کمتر از قیمت پشت جلد عرضه می‌شود، همگی مورد تأیید کارشناسان خبره در زمینه مسائل خانواده هستند. لیست کتاب‌های عرضه‌شده، به‌مرور زمان افزایش خواهد یافت.

امیدواریم با همراهی و مشارکت متخصصین و اهل فن مسائل خانوادگی و شما دوستان گرامی، شاهد رشد هرچه بیشتر این نهال مبارک باشیم. ان شاء الله.

     محمد شکری

  مدیر سایت پاتوق خانواده

   www.patoghekhanevade.ir  

  • علی اکبر مظاهری
۱۹
فروردين

                                                    از زبان مشاور

آقای منصوری، مردی 35 ساله، نزدم آمد به مشاوره. بی‌نشاط بود و پکر. پس از گفت‌وشنودهایی مقدماتی، گفت: «دچار بی‌انگیزگی در زندگی شده‌ام. نمی‌دانم کجای جادۀ زندگی ایستاده‌ام. نه پیش می‌روم و نه پس می‌آیم.»

او را تحسین کردم که برای حل مسئله‌اش به مشاوره آمده و مانند برخی از مردمان نپنداشته که این حالت، سرنوشت حتمی اوست و چاره‌ای جز تحمّل آن نیست. آن‌گاه گفتم: کار که می‌کنید؟ کارتان چطور است؟ 

گفت:«بله. کارمندم. کارم برایم یکنواخت شده. همه روزه، در زمانی معیّن، کاری معیّن را با دستمزدی معیّن انجام می‌دهم. این کار برایم کسالت و ملالت می‌آورد. نه شوقی، نه تغییری، نه هیجانی، نه تازه‌ای؛ یکنواخت و بی‌فراز و فرود.» 

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
بهمن

اوسّا حیدر، بنّایی است ماهر. همسرش زهرا خانم، زنی است فهیم. درآمد اوسّا، کفاف هزینه‌های زندگی‌شان را می‌کرد؛ امّا از قضای روزگار، بازار کار اوسّا حیدر کساد شد. او دیگر نمی‌توانست هزینه‌های زندگی را تأمین کند. گاهی چند روز می‌گذشت و از مطبخ‌شان دودی برنمی‌خاست. خوراکشان نان بود و آب.

منزل ایشان نزدیک خانة والدین زهرا خانم بود. مادرخانم برای دخترش دلسوزی می‌کرد؛ غذایی می‌پخت و دختر و دامادش را به سفره‌اش دعوت می‌کرد. امّا هر وقت برای بردن دختر و دامادش به منزلشان می‌آمد، می‌دید قابلمة غذاپزی‌شان روی اجاق است؛ می‌جوشد و بوی خوش از آن برمی‌آید.

زهرا خانم به مادرش می‌گفت: «غذای ما حاضر است. شما بفرمایید بر سفرة ما.» مادر بازمی‌گشت و زهرا خانم اجاق را خاموش می‌کرد و با اوسّا حیدر نان و آب می‌خوردند؛ چون در قابلمه چیزی جز آب و ادویة خوشبو نبود.

چند ماه بر این منوال گذشت تا این‌که کار اوسّا دوباره رونق گرفت. حالا این زهرا خانم بود که غذا می‌پخت و پدر و مادرش را بر سفره‌شان دعوت می‌کرد.

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
بهمن

چند ده سال پیش، مؤسسه‌ای در اصفهان تأسیس شد به نام «مؤسسۀ ابابصیر»، که به نابینایان خدمات می‌داد. از جمله خدماتش که بر روشنیِ دلِ روشندلان می‌افزود، ارائه و تعلیم خط بریل بود. پیش از ایجاد این خط، نابینایان از کتاب خواندن بی‌بهره بودند. کسانی از ایشان که همّتی بلند داشتند و تشنۀ دانش بودند، از راه گوش، دانش می‌آموختند؛ مانند دکتر طه حسین مصری، در عصر ما، و ابوالعلای مَعَرّی، در روزگاران قدیم.

آقای سیّد هاشم لارستانی، که روشندلی نابینا و دانش دوست بود و از پدید آمدن خطّ بریل و تأسیس مؤسسۀ ابابصیر و خدماتی که به نابینایان می‌داد باخبر شده بود، از من خواست تا در یکی از سفرهایم به اصفهان، به آن مؤسسه بروم و کتاب‌ها و ملزومات خواندن با آن خط را برایش بگیرم، و چنین کردم.

سیّد هاشم به آموختن آن خط و خواندن آن کتاب پرداخت. چندی بعد که ملاقاتش کردم، او را چندان شادمان و امیدوار یافتم که سخت تعجب کردم. وی جهانی تازه را کشف کرده بود. می‌گفت: «از آن وقت که این خط را آموخته‌ام و این کتاب‌ها را می‌خوانم، زندگی تازه‌ای برایم پدید آمده و افق‌های جدیدی پیش دل و اندیشه‌ام باز شده است … .»

سیّد هاشم چنان امیدمندانه سخن می‌گفت که من را نزد خودم شرمنده می‌کرد. با خویش می‌اندیشیدم: او با این محرومیتِ سخت (نابینایی)، چنان از یک نعمت تازه یافته (خط بریل و کتاب‌های آن) به وجد آمده که گویا چشمانش بینا گشته و جهانی فراخ به او عطا شده است؛ امّا برخی از ما چشم‌داران، موهبت بینایی را اصلاً به حساب نمی‌آوریم و از داشتن آن هیچ به وجد نمی‌آییم.

آری، آموختن خط بریل و خواندن کتاب با آن خط، می‌تواند نوری درخشان را پیش دیدگان جان آدمی ساطع کند و تاریکی‌های ناامیدی را ناپدید نماید.

فراگیری خط بریل و کتاب‌خوانیِ با این شیوه، هدفی است عالی ـ اگر چه به ظاهر کوچک‌نما باشد ـ و می‌تواند زندگی یک نابینا را هدفمند کند.

  • علی اکبر مظاهری
۱۵
آذر

چون میلاد کتاب«فرهنگ خانواده»  نزد ناشر پیشین به تاخیر افتاد، آن را به ناشر دیگری سپردم. اکنون امید دارم - ان شاءالله - به زودی میلاد یابد. کسان بسیاری در انتظار میلاد آن اند، و خودم بیش از همه. این کتاب حاصل سال ها تلاش من است. اگر چه گله مند است که چرا میلادش دیرتر از خواهر کوچکش «آداب عشق ورزی» شده، اما از دلش در می آورم و هنگام میلادش جشن مفصلی خواهم گرفت. برای زودتر آمدنش دعا کنید.

  • علی اکبر مظاهری