وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۱۳
تیر

 #آزادی_از_وابستگی_اینترنتی

 مشاورهٔ اخلاقی - روان‌شناختی

 #نویسنده_و_مشاور: #علی‌اکبر_مظاهری

⁉️ پرسش

خانم یا آقایی پرسیده و خواسته است:

متأسفانه، به طرز بدی، گرفتار اینترنت شده‌ام. راه حلی برای رهایی از این وابستگی نشانم دهید.

 پاسخ ما

۱. کارسازترین ابزار برای رهایی از وابستگی به اینترنت، اراده است.
اگر اراده‌تان را در این هدف به کار گمارید، به‌حتم نجات می‌یابید.
۲. ساعاتی از شبانه‌روز، مودمتان را خاموش کنید و به عنوان «ساعت خاموشی»، هرگز آن را روشن نکنید.
۳. تا جای ممکن، به سمت اینترنت سیمکارت نروید. هیچ لزومی ندارد که اینترنت، همه‌جا، در دسترس باشد. می‌توان، با برنامه‌ریزی، در زمان‌هایی که دسترسی به اینترنت ثابت دارید، کارهایتان را انجام دهید. پس به آنلاین‌بودن دائمی فکر نکنید.
۴. یکی از جایگزین‌های مناسب برای مواقعی که از اینترنت جدا می‌شوید، کتاب است. تا جای ممکن، دسترسی‌تان به کتاب را بیشتر کنید.
۵. استفادهٔ از اینترنت را تنها به زمان‌هایی که کار خاصی دارید، محدود کنید. از اینکه اوقات فراغت و بیکاری را با چرخ‌زدن در اینترنت پر کنید، بپرهیزید.
۶. هنگام استفادهٔ از اینترنت، هدفتان از آن استفاده را فراموش نکنید.
بنابرمثال: وقتی می‌خواهید خریدی انجام دهید، فراموش نکنید که شما تنها در صدد خرید کالایی هستید. پس مراقبت کنید به کاری غیر از خرید، مشغول نشوید.
۷. شما اینترنت را محدود کنید، نه که اینترنت بر شما تسلط داشته باشد و شما را محدود کند.

 در ادامهٔ مسیر، ما همراهتانیم.
به امید خدا.

خداوند رحیم و رحمان، مددکارتان باشد.

۳ تیر ۱۴۰۱

#اینترنت
#مشاوره
#اعتیاد
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌐 https://zil.ink/Mazaheriesfahani_ir

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

با یک گل هم بهار می‌شود!

 در سوگ سَیّدِ «دعایی»

این سخن را که می‌گوید: «با یک گل، بهار نمی‌شود»، می‌شود اصلاح کرد.‌ این‌چنین: اگر در فضایی باز و در هوای طبیعی، یک گل برویَد، بهار شده است دیگر!
برای ناامیدنشدن از آمدن بهار و شکفتن گل، باید یک گل شاداب را ببینیم و ببوییم و نشان دهیم و بگوییم: آهای! این گل است ها! بهار آمده!

آفتاب آمد، دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب!

برای ناامیدنشدن از وجود انسانیت، باید یک نفر انسان ناب را یافت و گفت: هان! این است ها! این انسان است!
سید محمود دعایی را ببینید! آهان! این است ها! این انسان است ها! انسانیت، هنوز هست. اخلاق، هنوز هست. روحانیت، هنوز هست.

 خدایا! سپاس که نمی‌گذاری از اخلاق و انسانیت و «روحانیت»، ناامید شویم.

علی‌اکبر مظاهری

۲۷ خرداد ۱۴۰۱

🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

مؤمن و تهمت!

نویسنده و مشاور: عای اکبر مظاهری

مشاورهٔ اخلاقی - خانوادگی

اگر بشنوید: یک «مؤمن»، به کسی «تهمت» زده است، باور می‌کنید؟
آیا می‌توانید ایمان‌داشتن به خدا و پیامبر و معاد را با تهمت‌زدن، در یک جا جمع کنید؛ در یک قلب، یک مغز، یک روح؟
نه! نمی‌شود. هرگز! اصلا! هیچ!
خانمی عفیف به مشاوره آمد. داغی چندساله بر قلب داشت. گفت:
«مادرشوهرم می‌گوید: تو، وقتی عروس ما شدی، دختر (دوشیزه) نبودی... .»
و گریه افتاد. سخت گریست. اندکی که آرام شد، پرسیدم:
برای این سخنش دلیلی دارد؟ چرا چنین می‌گوید؟
گفت: «خودش می‌داند راست نمی‌گوید. گواهی سلامت پزشکی‌ام دست اوست. وقتی عصبانی می‌شود، برای چزاندن من، این حرف را می‌زند.
پرسیدم:
ایشان نماز می‌خواند؟
گفت:
«بله، سجادهٔ نماز جماعتش در صف اول مسجد محله، پهن است. به مؤمن‌بودن معروف است.»
گفتم: نه! ایمان، با تهمت، در یک قلب جمع نمی‌شوند. سپس گفتم: داوری نمی‌کنم. ایشان را نمی‌شناسم. سخن او را نشنیده‌ام. اما این سخن را بر پایهٔ یک قاعدهٔ دینی، اخلاقی می‌گویم:
ایمان و تهمت، جمع‌شدنی نیستند. ممکن نیست کسی مؤمن باشد و تهمت بزند. کسی که تهمت می‌زند مؤمن نیست.
به «عفیفه‌خانم» گفتم: اگر چه شما را راستگو می‌دانم، اما باور این سخن برایم سخت است. خوب است پیش از آن‌که راهکار بگویم، ایشان را به مشاوره دعوت کنیم. سخن او را نیز بشنویم. شاید به مشاوره‌مان کمک کند.
عفیفه‌خانم پذیرفت و گفت: «به حرف من که نمی‌آید. طور دیگری دعوتش کنید.»
از طریق پذیرش مرکز مشاوره، مادرشوهر را دعوت کردیم. دعوتمان به‌گونه‌ای بود که او را هم کنجکاو کرد، هم ترساند.
آمد؛ حساس، ترسان، بر چهره‌اش علامت سؤال. به او خوش‌آمد گفتم و تشکر کردم که دعوتمان را پذیرفته است.
گفتم: مسئله‌ای برای عروس‌تان، عفیفه‌خانم پیش آمده. برای حل آن به مشاوره آمد. شما را دعوت کردیم تا در حل آن مسئله، یاریمان کنید. پذیرفت.
گفتم: در فرهنگ جامعهٔ ما، به غلط، عروس و مادرشوهر را دشمن می‌دانند یا هوو. این پندار باطل، در عمل هم خود را نشان می‌دهد؛ مادرشوهر و عروس، دشمنی و هووگی می‌کنند.
گویا همین باور غلط، میان شما و عروستان را شکراب کرده. بله؟
گفت: «ای... گاهی دعواهایی داریم.»
گفتم: چرا؟
گفت: خب، طبیعی است دیگر. مگر می‌شود عروس و مادرشوهر، هیچ دعوایی نداشته باشند؟
گفتم: آهان! این همان فرهنگ غلطی است که گفتم. این دو باید مثل مادر و دختر باشند، نه دشمن‌.
اندکی در این موضوع و نادرستی این پندار، برایش سخن گفتم. آن‌گاه پرسیدم: اگر مادرشوهر و عروس، با هم دعوا کنند، حق دارند به هم تهمت بزنند؟
گفت: «نه!»
گفتم: اگر چه خیلی عصبانی شوند؟
تردید کرد و گفت: «نمی‌دانم. شاید. ممکن است که چیزی از دهانشان بپرد.»
گفتم: حتی تهمت عفتی؟
جا خورد و گفت: «مثلاً؟»
گفتم: مادرشوهر به عروسش بگوید وقتی عروس ما شدی، دوشیزه نبودی.
ساکت شد؛ سکوت طولانی. مجال دادم بیندیشد.
به گریه افتاد.
مجال دادم گریه کند.
آرام شد و ساکت ماند.
گفتم: شما که می‌دانید عروستان پاک است. چرا او را متهم به ناپاکی می‌کنید؟
گفت: «از سر غیظ. برای چزاندن او. تا دلم خنک شود... .»
گفتم: اما این سود، در برابر عذاب الاهی، چه ناچیز است!
تهمت، چند پیامد دارد؛ یکی آن است خشم خدا را می‌خروشاند. دیگر آن‌که دل تهمت‌خورنده را سخت می‌رنجاند. سه‌دیگر آن‌که آبروی او را می‌ریزاند. چهاردیگر آن‌که تهمت‌زننده را مشمول عذاب خدای غیرتمند می‌گرداند. پنج‌دیگر آن‌که تهمت‌زننده را نفرت‌زده می‌کند. شش‌دیگر آن‌که دیگران نیز به تهمت‌زننده، بهتان می‌زنند. هفت‌دیگر آن‌که تهمت‌زننده به دروغزنی شهرت می‌یابد؛ زیرا؛ تهمت‌زن، دروغگو هم هست؛ چون تهمت، همان دروغ است، به اضافهٔ فحش و بی‌رحمی و بی‌حیایی.
حالا بگویید آیا می‌ارزد برای لذت کثیف این‌ «دل‌خنکی»، این‌همه خسارت کنیم؟
او باز به گریه افتاد و با ناله گفت: «نه! نمی‌ارزد. به خدا نمی‌ارزد... .»
باز به او مجال گریه و ناله دادم.
آرام که شد گفت: «حالا می‌گویید چه‌کار کنم؟»
گفتم: کلید حل مشکلتان دست عفیفه خانم است. دل او را به دست آورید. حلالیت تشریفاتی و لفظی هم کافی نیست. حال نوبت آن است که شما دل او را خنک کنید. بعد هم توبه کنید و جبران.

پذیرفت و رفت تا جبران کند.
ببینیم چه می‌کند... .

۱۴ خرداد ۱۴۰۱

🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌐 https://zil.ink/Mazaheriesfahani_ir

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

 کتاب‌های استاد علی‌اکبر مظاهری

 وبلاگ علی‌اکبر مظاهری

🌐 https://mazaheriesfahani.blog.ir › page
کتاب‎های ما :: وبسایت علی‌اکبر مظاهری

🔻 تهیهٔ اینترنتی

۱. آداب عشق‌ورزی
۲. جوانان و انتخاب همسر
۳. فرهنگ خانواده
۴. دختران و انتخاب همسر
۵. نبرد بی‌برنده
۶. جوانان و دوران نامزدی
🌐 https://beheshteghalam.ir

۷. از زبان مشاور
🌐 https://www.bustaneketab.ir

۸. نهج‌البلاغه پارسی
🌐 https://fidibo.com

۹. هشدارهای تربیتی
🌐 https://ketabeqom.com

۱۰. از اوج آسمان
🌐 https://www.bustaneketab.ir
🌐 https://fidibo.com

۱۱. خانه‌ای در بهشت
🌐 https://www.iranketab.ir

۱۲. نهج‌البلاغه
🌐 https://www.digikala.com

۱۳. شیوهٔ شهریاری
🌐 https://www.gisoom.com

۱۴. نهج‌الفصاحه
🌐 https://beheshteghalam.ir

۱۵. این‌گونه زندگی کنیم
🌐 https://fidibo.com

🔹 ناشران و مراکز پخش

۱. نشر جمال
۲. بوستان کتاب
۳. خادم‌الرضا
۴. نورالزهرا
۵. هجرت
۶. عطش
۷. به‌نشر
۸. قدسیان
۹. پارسایان
۱۰. بهشت قلم
۱۱. فیدیبو
۱۲. طاقچه
۱۳. پاتوق کتاب فردا
🌐 https://bookroom.ir/people/11155/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C

۷ خرداد ۱۴۰۱

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

 کتاب «جنگ و صلح همسران»، در انتظار انتشار

 نویسنده و مشاور: علی‌اکبر مظاهری

 مقدمهٔ کتاب

 سخن نویسنده

 نیکبختانه‌ها و شوربختانه‌های خانوادگی

بیشتر پیشفرض‌های ذهنی، بدل به عمل می‌شوند. کثیری از باورها، کردارها را ایجاد می‌کنند. بسیاری از عقیده‌ها، جامهٔ واقعیت می‌پوشند.
نیکبختانه، در عصر ما، دانش روان‌شناسی، شکوفایی شایانی یافته است. در موضوع تبدیل افکار به کردار، که از مقوله‌های روان‌شناسی است، کتاب‌های فراوانی نوشته شده است، نیز مقاله‌ها و پایان‌نامه‌ها و جزوه‌ها. نیز در مجامع علمی و عمومی، در این باره، بسیار سخن گفته شده و می‌شود، نیز در رسانه‌های اجتماعی، فضاهای مجازی، محفل‌های انگیزشی و جمع‌های تفرحی.
پس، دربارۀ این مقولۀ روان‌شناسی؛ تبدیل افکار و باورها به رفتارها و کردارها، کمبود دانش نداریم، و یا کمبود چندانی نداریم. اما شوربختانه، آنچه کم داریم، تشخیص درستی یا نادرستی باورهاست و پیشفرض‌ها و عقیده‌ها.
از عرصه‌هایی که این کمبود، سخت محسوس است، عرصۀ خانواده است. با وجود رشد دانش‌ها، اما اسب چموش جهل و خرافه، در میدان خانواده‌ها، جَوَلان می‌دهد؛ بیرحمانه. شاخ‌های غول باورهای نادرست، بلند است و تیز؛ ترساننده.
دامن این بحث، دراز است. جای آن، مقدمۀ کتاب نیست. در فصل ۱، دراین‌باره، سخن می‌گوییم، نیز در جاهای دیگر کتاب، به مناسبت‌های مناسب.

 اما حکایت این «جنگ و صلح همسران»

۱. در سالیان بلند مشاوره‌هایمان، به واقعیت‌های تلخ و شیرین فراوانی از زندگی خانواده‌ها و خاندان‌ها رسیده‌ایم. پاره‌هایی از آن‌ها را در رسانه‌هایمان آورده‌ایم، نیز در کتاب‌ها و مقاله‌هایمان نوشته‌ایم.
اینک در این کتاب، مطالبی نیکبختانه و شوربختانه، از فرهنگ، آداب، باورها، کردارها، گفتارهای اعضای خاندان، به ویژه همسران را آورده‌ایم؛ هم از صُلحواره‌‌هایشان، هم از جَنگواره‌هایشان.
۲. در سراسر کتاب، مطالبی داریم با نام «از زبان مشاور»، که از زیباترین و مفیدترین مطالب کتاب‌اند. این‌ها تجربه‌ها و حکایت‌هایی زنده و ملموس و محسوس‌اند که در مشاوره‌ها و مشاهده‌هایمان تحصیل شده‌اند. نام‌های کسانی که در این مباحث آمده است، مستعار است، به‌گونه‌ای که هیچ‌یک از اشخاص واقعی شناخته نشوند. حتی گاهی نام مکان‌ها را نیز تغییر داده‌ایم. مگر در برخی از موارد مثبت، که با رضایت صاحب اسم، نام واقعی او آمده است. اما راز این که چرا به جای نام‌های مستعار، از رمزها و حروف الفبا (مانند آقای الف و خانم ب) استفاده نکرده‌ایم؟ زیرا نام‌ها بیشتر در ذهن خواننده می‌مانند و نیز، دلپذیرترند از رمزها.
۳. حق‌گزاری
در این سیر و سفر شیرین و تلخ، عزیزانی همراهمان بوده‌اند که نام‌هایشان در جای‌جای کتاب آمده است، امّا خانم «مریم یوسفی عزّت»، بیشترین یاوری را نموده‌اند؛ هم در تألیف، هم در تدوین. ایشان را سپاس فراوان می‌گوییم و تلاش‌های مشکورشان را ارج می‌نهیم.
آقای جواد محمدی نیز در میانۀ سفر، به کاروانمان پیوستند. از ایشان تشکر می‌کنیم.
۴. نشر جمال ـ شَیَّدَالله‌ُ أَرکانَها ـ عهده‌دار انتشار کتاب است. از این رو، مدیر محترم نشر، جناب آقای علی‌رضا سبحانی‌نسب و همراهان ایشان را سپاس می‌گوییم.
۵. آنچه در این کتاب، دربارۀ «جنگ و صلح همسران» آمده، کمتر است از آنچه که باید بیاید. از این رو، پروندۀ این کتاب را باز گذاشته‌ایم و بنا داریم این باب را هرگز نبندیم. بنابراین، میدان مشارکت در گسترش و تکمیل مطالب کتاب، برای شما و همگان، همواره گشوده است.
نظرها، انتقادها، و پیشنهادهایتان را بر دیدۀ سپاس می‌نهیم و از آن‌ها در گسترش و پرورش و بالندگی کتاب، بهره می‌جوییم.
و در همه حال، از خداوند سبحان، مدد و هدایت می‌طلبیم. إِنّهُ وَلِیُّ التَّوفِیق.

علی‌اکبر مظاهری
بهار ۱۴۰۱

🌐 http://mazaheri.andishvaran.ir
#علی‌اکبر_مظاهری_اصفهانی _ #پایگاه_اندیشوران_حوزه

🌐 http://mazaheriesfahani.ir
#وبسایت_علی‌اکبر_مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

 چاپ دهم کتاب «نبرد بی‌برنده»

مژده ای دل...

میلاد جدید دردانهٔ ده‌ساله‌مان

یک‌دهه است که این نازدانه‌مان میلاد یافته است. در این یک‌دهه، ده‌بار تجدید میلاد داشته است؛ ده بهار، ده تجدید حیات.

 کتاب برگزیدۀ وزارت ورزش و جوانان، در موضوع خانواده
 نخستین و تنها کتاب مستقل دربارۀ مجادلۀ همسران

کتاب «#نبرد_بی‌_برنده» به چاپ دهم رسید.
این کتاب، از درخشان‌ترین آثارمان است.
از گل‌های سرسبد کتاب‌هایمان است.
خداوند را بر دادن این نعمت، سپاس می‌گوییم.

 بر مدیران لایق نشر «خادم‌الرضا»، آفرین می‌‌فرستیم.

۵ خرداد ۱۴۰۱
🌐 http://mazaheri.andishvaran.ir
#علی‌اکبر_مظاهری_اصفهانی _ #پایگاه_اندیشوران_حوزه

🌐 http://mazaheriesfahani.ir
#وبسایت_علی‌اکبر_مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

 بچه‌ها را نزنیم!

 حکمت‌های تربیتی (۱)

 نویسنده و مشاور: علی‌اکبر مظاهری

 از زبان مشاور

 مشاورهٔ تربیتی ـ روان‌شناسی

دیروز آقای «دانایی» آمد به مشاوره. غمگین بود؛ اندکی. خشمگین بود؛ بسیار.
گلایه‌مندانه و دردمندانه گفت: «از همسایه‌مان شکایت‌مندم.»
برای آن که جوّ را اندکی رقیق کنم، با لبخند گفتم: توجه دارید که اینجا مرکز مشاوره است، نه دادگاه، و من مشاورم، نه قاضی؟!
گفت: «بله. مشاوره می‌خواهم نه دادگاه، مشاور می‌خواهم نه قاضی.»
گفتم: پس درست آمده‌اید. حالا بفرمایید.
گفت: «همسایه‌ای دردسرساز داریم. هم از پدر در رنجیم هم از پسران. اینان برای همسایگان، به‌خصوص ما که دیوار به دیواریم، دردسر می‌سازند، بدون این که سودی ببرند. همین‌ که بتوانند همسایگان را اذیت کنند، راضی‌اند، اگر چه هیچ نفعی به آنان نرسد، که هرگز نرسیده و نمی‌رسد.»
گفتم: حالا چرا به مشاوره آمده‌اید؟ اینجا دنبال حلّ چه مسئله‌ای هستید؟ مشاور چه کمکی می‌تواند به شما بکند؟
گفت: «به سه منظور آمده‌ام:
۱. تسکین خشم و رنجش خودم.
۲. دانستن دلیل بدبودن این همسایه.
۳. چه کنم فرزندانم این‌گونه نشوند؟ فرزندان کودک و نوجوان دارم. رفتار همسایه را که می‌بینم، فکر می‌کنم نکند فرزندانم مانند فرزندان همسایه شوند. حتی گاهی می‌ترسم نکند خود مانند همسایه شوم»!

 پاسخ ما
۱. او را آفرین کردم که برای پیشگیری از ضرر احتمالی نیز فرونشانی خشم و التیام اندوه نیز به جای مقابلهٔ به مثل با همسایه، به سلامت و سعادت خود و خانواده‌اش می‌اندیشد.
۲. گفتم: این‌که دانایان و روان‌شناسان عاقل، با مردمان کج‌رفتار، درنمی‌پیچند، به این دلیل است که دلیل یا دلیل‌ها، ریشه یا ریشه‌های رفتار کج دیگران را می‌دانند یا می‌جویند.
اگر دلیل‌ها و ریشه‌های کج‌رفتاری‌های همسایه را بجویید و کشف کنید، سطح خشمتان فرو می‌آید. رنجیدگی ناپدید یا کم‌پدید می‌شود. مثلا: بگوییدم که روابط این پدر و پسران چگونه است؟
آقای دانایی گفت: «این پدر، همیشه این پسران را کتک می‌زد. حالا که پسران بزرگ شده‌اند، کمتر کتکشان می‌زند، چون دیگر زورش به آنان نمی‌رسد، اما بیشتر فحششان می‌دهد.»
گفتم: معما حل شد! این همان دلیل و ریشه‌ای است که گفتم. احتمالا پدربزرگ یا دیگران نیز این پدر را کتک می‌زده‌اند و فحش می‌داده‌اند.
دقت کنید! کتک، خشم را برمی‌انگیزد، فحش و سرزش نیز. این خشم، به درون جان کتک‌خورنده و فحش‌شنونده و سرزنش‌شونده فرو می‌ریزد، چرکین می‌شود، رشد سرطانی می‌کند. هرگاه فرصتی پیش آید، بیرون می‌پاشد.
اگر کتک‌خورنده نتواند کتک را پس‌ بزند، فحش‌شنونده نتواند فحش را پس دهد، سرزنش‌شونده نتواند سرزنش را مقابلهٔ به مثل کند، خشمش بیشتر می‌شود، حقارتش افزون می‌شود و هنگام پس‌زدن خشم، شدیدتر عمل می‌کند... .
مشاوره‌مان ادامه دارد.

 بیایید برای خوشبختی فرزندانمان، نیکبختی خانواده‌مان، سعادت جامعه‌مان، فرزندانمان را کتک نزنیم.
تنبیه بدنی، هیچ سودی ندارد؛ همه‌اش زیان است.

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

 به نام خداوند قلم و سخن.


کتاب‌هایمان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 👇👇👇


✅ انتشارات نورالزهرا
✅ نشر جمال
✅ انتشارات بوستان کتاب
✅ انتشارات هجرت
✅ انتشارات خادم‌الرضا

علی‌اکبر مظاهری
اردیبهشت ۱۴۰۱

🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

 اثرگذاری معلم قرآنی منوط به اخلاق حسنه است.

مصاحبه با #خبرگزاری_بین‌المللی_قرآن: حجت‌الاسلام والمسلمین #علی‌اکبر_مظاهری

 استاد اخلاق حوزه و دانشگاه گفت: اثرگذاری معلم قرآن زمانی بیشتر است که معلم علاوه بر آموزش علم، متخلق و آراسته به اخلاق حسنه، آداب معنوی و معارف قرآنی باشد.

 حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مظاهری، استاد حوزه و دانشگاه در گفت‌وگو با ایکنا از قم، با توجه به اهمیت جایگاه علم قرآنی نسبت به سایر آموزه‌ها و دانش‌ها در علوم، اظهار کرد: قرآن کتاب ماندگار است و قرآن، مثال خورشید است که هر روز تازه است و هیچ‌گاه کهنه نمی‌شود.

 وی افزود: در کتاب اصول کافی، بخش فضل‌القرآن از امام صادق (ع) به نقل از رسول خدا (ص) روایتی داریم که می‌فرمایند: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فإنّه شافع مشفّع و ماحل مصدّق» و سپس می‌فرماید: «لَا تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تُبْلَى غَرَائِبُهُ»، یعنی شگفتی‌ها و نوآوری‌های قرآن هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود که ما در کلاس‌ و درس‌هایی که درباره تدبر در قرآن به‌مناسبت نوآوری‌های قرآن داشتیم به این روایت که می‌فرمایند: «مَثَلُهُ کَمَثَلِ اَلشَّمْسِ کُلَّ یَومٍ جَدیدٌ» بسیار توجه داشتیم و بسیار استفاده می‌کردیم.

 پژوهشگر علوم دینی در حوزه و دانشگاه با اشاره به اهمیت اثرگذاری منش معلم قرآن در متعلمین، گفت: اثرگذاری معلم قرآن آن زمان بیشتر و مورد توجه خواهد بود که معلم علاوه بر آموزش علم، متخلق و آراسته به اخلاق حسنه، آداب معنوی و معارف قرآنی باشد.

 وی افزود: با یک نسبیت‌سنجی بین معلم و علمی که تدریس می‌شود می‌توان دریافت که این اثرگذاری نه تنها صرفا از سمت معلم قرآن بلکه در سایر معلمین می‌تواند به رمز ماندگاری و جاودانگی یک معلم تبدیل شود که تأثیرات معلم قرآن در متعلمین می‌تواند بیش از معلمان در سایر علوم باشد.

 مظاهری در خصوص نیاز انسان به معلم اخلاقی و وابستگی‌های رشدی متعلمین در سایه‌سار اخلاق معلمی، تصریح کرد: اخلاق معلم اگر آراسته به مکارم و فضایل اخلاقی باشد نه تنها مغز شاگرد در فهم درس فربه می‌شود بلکه علاوه بر درس‌آموزی و تعلیم و تربیت، جان شاگرد نیز فربه خواهد شد.

 استاد حوزه و دانشگاه گفت: گاهی یک معلم به‌عنوان یک ناجی در بحران‌های زندگی می‌تواند سبب حیات بخشیدن بر زندگی دانش‌آموز و محصل و یا متعلم خود باشد. معلم نه تنها در بحران بلکه در امور غیربحرانی نیز می‌تواند راهبری برای متعلم و محصل خود باشد و ما این موضوع را می‌توانیم در تمام موارد تعمیم دهیم.

 مظاهری افزود: یک معلم به خصوص معلم قرآنی می‌تواند سبب عشق معنوی در شاگردانش شود؛ شاگرد صرفا به کسب آموزش علم محدود نمی‌شود و علاوه بر فراگرفتن دانش، به لحاظ کرداری و اخلاقی، عاشق‌گونه از معلم خود پیروی می‌کند.

 وی افزود: در واقع اینجا معلم مدیریت کردار و اخلاق دانش‌آموزان و دانشجویان خود را نیز به عهده می‌گیرد و ناراستی‌ها و خرابی‌هایی که گاهی بر اثر تربیت غلط پدر و مادر ناآگاه به‌وجود آمده را اصلاح می‌کند.

 استاد حوزه و دانشگاه گفت: ما معلم‌هایی را دیدیم که با توانایی خود توانسته‌اند نقیصه‌هایی را که در دانش‌آموزان منجر به کژی‌ها، آماس، دمل‌های چرکین و فربهی کاذب و بخش‌های رشد نکرده روان، عقل، دانش و اخلاق بوده را به حد اعتدال برسانند و اصلاح کنند.

 وی گفت: بعضی از والدین گاهی بچه را خراب می‌کنند و سپس به دست معلم می‌سپارند و بنده این موارد را زیاد دیدم. یعنی دانش‌آموز در خانواده‌ای بزرگ شده که دانش به قدر کافی نبوده و اسلوب تربیتی غلطی در خانه حاکم بوده است و بچه را خراب کرده‌اند که اگر بچه به همان روال بالا می‌رفت و رشد می‌کرد، علاوه بر اینکه در آینده فرد مفیدی در جامعه نمی‌شد حتی مضر هم می‌شد ولی توسط معلم توانا، معتدل شد.

 مظاهری بیان کرد: تربیت غلط همیشه با دو پیامد همراه است. اول اینکه بخش‌هایی که باید رشد کند را می‌سوزاند و مانع از رشد می‌شود و دوم اینکه سبب التهاب‌های چرکین خواهد شد؛ معلم‌های اخلاقی می‌توانند آن بخش‌های لاغر را فربه و به اعتدال و بخش‌هایی که دچار فساد شده‌اند را اصلاح و آن را نیز به اعتدال برسانند.

 وی گفت: در گذشته و قبل از عصر کرونا زمانی که هنوز لوازم الکترونیک اختراع نشده بود، کاست‌ها و فضای مجازی نبود؛ حتما نیاز بود تا شاگرد برای درس‌آموزی نزد معلم حضور پیدا می‌کرد در آن زمان علاوه بر اینکه دانش می‌آموخت از اخلاق استاد و معلم نیز تأثیر می‌گرفت اما امروزه با توجه به فضای مجازی ممکن است شاگرد از معلم درس بیاموزد بدون اینکه هیچ اثر اخلاقی از معلم بگیرد.

 مظاهری افزود: اگر معلم اخلاق حسنه داشته باشد و متعلم نزد او حضور پیدا کند بیش از آنکه مغز او فربه شود جان او فربه خواهد شد که ما در درس نیاز داریم به فربهی جان.

 وی با اشاره به اینکه ما در میان شخصیت‌های برجسته اشخاصی را می‌شناسیم که از اخلاق و اوصاف استاد خود بیشتر اثر پذیرفتند تا دانش او، یادآرو شد: درس، اخلاق و رفتار معلم باید خوراک باشد، هم برای مغز و هم برای جان دانش‌آموز و دانشجو.

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱

🌐 https://zil.ink/Mazaheriesfahani_ir
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

 

 

  • علی اکبر مظاهری
۱۳
تیر

جنگ_و_صلح_همسران (۲۴)

نویسنده_و_مشاور: #علی‌اکبر_مظاهری

 صدرنشینی همسر

از جمله از مسائل ناروایی که در زندگی برخی، نه! بسیاری، از همسران وجود است و سبب دلخوری، گاهی نزاع، گاهی جنگ می‌شود، «نشناختن جایگاه همسر» است. اشتباه‌نشاندن هر کس در غیر جایگاه او، نارواست. جای هر کدام از پدر، مادر، فرزند، برادر، خواهر، معلوم است، اما همسر، جای ویژه دارد. هیچ‌کدام از آنان را نباید در جای همسر نشاند.

واضح‌تر بگوییم:
در زندگی زن و شوهری، اولویت اول، همسر است. شخص اول برای هر یک از آقا و خانم، همسر اوست. صدرنشین تالار زندگی خانوادگی، همسر اوست؛ چه آقا چه خانم. نه پدر باید جای همسر بنشیند، نه مادر، نه برادر، نه خواهر، تا چه رسد به خاله و دایی و عمه و عمو، و نه هیچ‌کس دیگر. هر کدام از همسران، هر کس دیگر را جای همسرش بنشاند، زیان می‌کند و زیان می‌رساند. خراب می‌شود و خراب می‌کند.
ما، در مشاوره‌های‌مان، شاهد خرابی‌های زندگی، بر اثر صدرنشانی دیگران به جای همسریم.
برخی از همسران، به‌خصوص مردان، نمی‌توانند به‌صراحت به این صدرنشینی دیگران اعتراض کنند، اما به مشاورشان می‌گویند. خانم‌ها راحت‌تر اعتراض می‌کنند؛ چه آشکارا، چه نزد مشاور، اما مردان، در این باره، کتمان‌کارند. این کتمان‌کاری و پنهان‌کاری نارضایتی، به بنیان زندگی زن و شوهری، آسیب می‌زند.

 ارجاع به فرهنگ خانواده

در کتاب «فرهنگ خانواده»، فصلی نوشته‌ام به نام «هووهای‌ ساختگی». در آنجا دربارهٔ هووهایی که همسران برای هم می‌سازند، به‌تفصیل سخن گفته‌ایم. یکی از آن هووهای دانه‌درشت، همین جای‌نشینی دیگران بر مکانت همسر است. آن فصل را بخوانید. بر زندگی‌تان اثر نیکو دارد.
به امید خدا.

 بیایید برای خوشدلی‌مان، عاقلی کنیم!

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱

🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری