وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۱۴
خرداد
(1) تکریم والدین
مصاحبه با روزنامه مردم نو، به مناسبت روز جهانی والدین.
مصاحبه‌گر: خانم زهرا نصیری، روزنامه‌نگار و آموزگار.
 روز اول ژوئن به‌عنوان روز جهانی والدین نامگذاری شده است. مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد به‌موجب قطعنامه‌ای در سال 2012 چنین نامگذاری را در سطح بین‌المللی انجام داد و به این ترتیب جایگاه والدین را در سراسر جهان ارج نهاد.
والدین ارکان خانواده محسوب می‌شوند و این هسته کوچک اما اساسی جامعه را شکل می‌دهند؛ ولی باید در نظر داشت که با کهولت سن والدین و افزوده‌شدن نقش پدربزرگ و مادربزرگ به جایگاهشان، نباید آن‌ها را خارج از خانواده تلقی کرد. 
حجت‌الاسلام علی‌اکبر مظاهری، مشاور حوزه و دانشگاه، در این خصوص تاکید دارد: «ارکان خانواده پنج قسم هستند؛ پدر، مادر، فرزند و پدربزرگ و مادربزرگ. نباید  پدربزرگ و مادربزرگ را از دایره خارج کرد؛ به‌طوری که گویی دیگر نقشی در زندگی ندارند؛ چراکه هر پنج رکن برای برقرار ماندن و ثبات خانواده لازم و موثر هستند و بقای خانواده سالم در گرو تکریم والدین است.» 
به‌مناسبت روز جهانی والدین با حجت‌الاسلام علی‌اکبر مظاهری، نویسنده حوزه خانواده و مشاور حوزه و دانشگاه به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
مظاهری با تاکید بر ارکان پنج‌گانه یک خانواده و جایگاه والدین در آن، اظهار می‌کند: «جایگاه و مکانت والدین در بالاترین حد متصور قرار دارد. این پنج رکن هرکدام در قِبل دیگری دارای وظایفی است و هرکدام برعهده دیگری حقوقی دارند. والدین عزیز و محترم هستند و این احترام باید برای همیشه محفوظ بماند؛ چراکه اگر از عزت و احترام پدر و مادر کاسته شود، پایه‌های زندگی لنگان می‌شود. احترام و تکریم والدین، برای بقای خانواده سالم، ضروری است. اگر این تکریم خدشه‌دار شود، به سلامت خانواده آسیب وارد خواهد شد.»
نویسنده کتاب «فرهنگ خانواده» با اشاره به جایگاه والدین در منابع دینی، تصریح می‌کند: «در قرآن کریم وقتی امر می‌شود که خدا را بپرستید و برای او شریک قائل نشوید، بلافاصله به نیکی نسبت به والدین هم امر می‌شود؛ بنابراین در کتاب آسمانی ما پس از توحید، درباره پدر و مادر سفارش شده است. همچنین در روایات و دعاهایی که از ائمه علیهم‌السلام به ما رسیده، در این باره بسیار مفصل بحث شده است. بنده به پژوهشگران دینی توصیه می‌کنم که از دعاها غفلت نکنند. در دعاها معارف بسیار بلند و گسترده‌ای وجود دارد. در صحیفه سجادیه درخصوص حقوق والدین دعایی از امام سجاد علیه‌السلام وجود دارد که از نظر بنده بهترین منبع برای آگاهی از حقوق والدین است؛ به‌طوری که تدبر در معانی آن دعا، انسان را در برابر پدر و مادر خاضع می‌کند. اگر انسان این دعا را با دقت بخواند و به قلب خود بچشاند، دیگر به این موضوع فکر نمی‌کند که آیا پدر و مادرم حق مرا ادا کردند یا نه، فقط به این می‌اندیشند که من با پدرو مادرم چه کنم و چگونه آن‌ها را تکریم و خدمت کنم.» 
این مشاور حوزه و دانشگاه در ادامه با تاکید بر نقش والدین در تربیت نسل‌ها، اظهار می‌کند: «محیط زندگی امروز بسیار گسترده‌تر از محیط دیروز است. در نسل‌های گذشته، تربیت آسان‌تر بود، چون جامعه پیچیدگی چندانی نداشت، اما امروزه جامعه بسیار گسترده شده، عوامل تاثیرگذار بر تربیت فرزندان فراوان و گسترده شده‌اند و همه این عوامل، تربیت را سخت‌تر کرده است. حالا ما باید در این جامعه فرزند تربیت کنیم. تربیت در چنین جامعه گسترده‌ای مراقبت بیشتر، حسایت بیشتر و دانش بیشتری می‌طلبد. اما در عین‌حال باید این مژده را هم داد که در زمان حاضر دانش تربیت از همیشه گسترده‌تر شده است. کتاب‌های تربیتی بسیار خوبی نوشته شده و منابع وسیعی در این باره به‌وجود آمده است، در حالی که طی چند دهه قبل کتاب‌های تربیتی انگشت‌شمار بود. پس همان‌طور که جامعه وسیع شده و امر تربیت را پیچیده کرده، دانش تربیتی هم گسترده‌تر شده است. باید از این منابع استفاده کرد و خود را به دانش تربیت مجهز ساخت؛ بنابراین والدین امروزی نباید از تربیت فرزند بترسند یا ناامید شوند، چون تجهیزات لازم وجود دارد. لازم است والدین دانایی‌های لازم را کسب کنند و فرزندان را برابر با اقتضائات عصر کنونی تربیت کنند. امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند فرزندانتان را مانند زمان خود یا پدرانتان تربیت نکنید، چون این‌ها برای زمان خود آفریده شده‌اند. لذا تربیت نسل امروز نمی‌تواند مانند تربیت سه نسل قبل باشد.» 
{باقی مصاحبه‌، در پست بعد می‌آید. ان‌شاءالله.}
  • علی اکبر مظاهری
۱۱
خرداد
مشاوره اخلاقی - روانشناسی 
پرسش:
خانم یا آقایی پرسیده‌اند: 
من در مهمانی‌ها و دورهمی‌ها ساکت و آرام هستم. خودم از اینکه کم‌تر حرف می‌زنم یا دربارة هر چیزی نظر نمی‌دهم، احساس بدی ندارم؛ اما دیگران به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار اگر شلوغ نباشی یا هر روز به این و آن تلفن نزنی، دچار مشکل ارتباطی یا افسردگی هستی. علاقه دارم از نظر و راهنمایی شما استفاده کنم.
پاسخ ما:
۱. کم‌حرفی و نپرداختن به اموری که به انسان مربوط نمی‌شود، یک «فضیلت اخلاقی» است، و در هر کاری سرک کشیدن و به امور نامربوط به خود پرداختن، یک «رذیلت اخلاقی» به شمار می‌رود. شما این فضیلت را دارید و این رذیلت را ندارید. خداوند را بر این نعمت شاکر باشید.
بسیاری از افراد آرزو دارند این فضیلت را داشته باشند. برخی می‌کوشند که چنین باشند؛ برخی‌ دیگر نیز با کوشش فراوان، ‌می‌توانند اندکی خود را مهار کنند؛ اما افراد بسیاری در این کار توفیق نمی‌یابند. اینان، نزد وجدان خود و دیگران، شرمنده‌اند. مردمان، اینان را سبک‌سرانی نادان و پرگو می‌دانند. بسیاری از نیروهای فکری و جسمی آدمی از این راه هدر می‌رود و این، خسارتی بزرگ است. 
پس این ویژگی خوب خویش را حفظ، و نیروهای عقلی و اندیشه‌ای‌تان را ذخیره کنید تا آن‌ها را در مسیر رشد خود به کار گیرید. 
انسان‌های کم‌سخن، مردمانی ژرف‌اندیش و باوقارند. ایشان در دل و جان دیگران، بزرگ‌اند. 
بسیاری از گناهان، از راه زبان منتشر می‌شود. با نگاهی به جامعة اکنونی‌‌مان، چنین می‌یابید که این حجم انبوه از غیبت‌ها، تهمت‌ها و بداخلاقی‌ها، از زبان آدمیان برمی‌آید. دربارة هر چیز سخن گفتن و در هر وادی‌ای ورود کردن و به هر کار نامربوط به خود پرداختن، فاجعه‌ای هولناک به بار آورده‌ است. 
بنابراین شما این صفت پسندیده و این ویژگی خجسته‌تان را پاس بدارید و به آن افتخار کنید.
۲. با ورزش، گردش، تفریحات سالم، آموختن مهارت‌های جدید، خود را شاداب‌تر کنید.
۳. ما شما را افسرده نمی‌دانیم؛ اما اگر احتمال افسردگی در خود می‌دهید، با مشاوری دانا و توانا، مشاورة حضوری انجام دهید.
خداوند سبحان یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری 
مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۱۱، خرداد ۹۷.
  • علی اکبر مظاهری
۱۱
خرداد
به فرخندگی میلاد کریم اهل‌بیت، امام حسن مجتبی، علیه‌السلام.
بخشی‌هایی از نوشته خانم زهرا نصیری، خبرنگار روزنامه مردم نو.
اگر کریم تویی سائلی نمی‌ماند...
 ای آنکه کرامت اهل‌بیت در وجود بابرکتت متجلی شده و کریم اهل‌بیت نام گرفته‌ای! هر فضیلتی را شأنیت و مکانتی است و کرامت و بخشش با نام تو پیوند ناگسستنی یافته و از تو آبرو گرفته است. 
هرچه کوچه پس کوچه‌‌های شهر را نگریستم، آن یاد و اثری که گوشه‌ای از حقیقت بی‌مانند تو را نشان دهد نیافتم. در میان برگ‌‌های کتاب‌ها به‌دنبال اثر اصیلی که گوشه‌ای از عظمتت را تحریر کرده باشد پرسه زدم، اما آنچنان که باید چیزی نیافتم و البته گاه به گزافه‌‌هایی برخوردم که قلبم را به درد آورد. 
مولای مهربان! گرچه قصور قلم‌ها در حق تو نابخشودنی است اما بر ما مگیر؛ چراکه عظمتت در فهم هیچ نگارند‌ه‌ای نمی‌گنجد و هیچ جوهری یارای ترسیم آن‌را ندارد... .
ای مهربان! دل‌‌های کویری ما را به باران کرامتت سیراب کن و از عجز قلم‌‌هایمان درگذر؛ چراکه شکوه از وجود توست و  قصور از قلم‌‌های ما. 
اما دل به دری که همیشه از کرم باز است امیدوار بوده و خاضعانه می‌گوید: با همه شرمساری‌ام، دوستت دارم. 
دل من سائلی است که جایی جز درگه شما را نمی‌شناسد؛ 
اگر کریم تویی، سائلی نمی‌ماند...
پسر حضرت دریا دل ما را دریاب/
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران
(روزنامه مردم نو)
نیمه رمضان‌الکریم. خرداد ۹۷.
  • علی اکبر مظاهری
۰۸
خرداد
مشاوره دینی -  تربیتی
پرسش
پدری یا مادری پرسیده‌اند:
با سلام و عرض ادب.
چگونه پسرهای دوازده‌ساله را به نماز خواندن تشویق کنیم؟ انگیزه‌ای به نماز ندارند. به زور و با عجله نماز می‌خوانند. حرف کسی را گوش نمی‌دهند و در برابر همة امور، بی‌خیال‌اند. آیا طردکردن آن‌ها تأثیری دارد؟ لطفاً راهنمایی فرمایید. متشکرم.
پاسخ ما
درود بر شما که در اندیشة عبادت و دیانت فرزندتان هستید.
اینک چند نکته:
1. پرستش خداوند، از امور فطری است و خدای سبحان، جان‌مایة آن را در نهاد آدمیان نهاده و بذر و نهال آن را در جان انسان کاشته است. ما برزیگران این بذر و کشت‌کنندگان این نهال نیستیم؛ بلکه باغبانان آنیم.
باغبان دانا آن است که بذر و نهال را نیکو پرورش دهد؛ به آن، به اندازه، آب و نور و غذا بدهد؛ نه بیش و نه کم. و آن را از آفت‌ها دور نگه دارد تا شکوفا شود. آب زیاد و بیش از نیاز، بذر و نهال را می‌میراند و آب اندک و کمتر از نیاز، آن را می‌خشکاند. آفت‌زدگی هم آن را پژمرده می‌کند. 
2. «نمایاندن» بیش از «گفتن» اثر می‌گذارد. اگرچه گفتن نیز لازم است؛ اما نمایاندن، لازم‌تر است.
شما عبادت و نیایش را به فرزندتان نشان دهید و البته گاهی نیز به آن فرمان دهید.
یادمان باشد که امام صادق(ع) فرموده است:
«کونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم؛ مردمان را با غیر زبانتان (بلکه با کردارتان) به سوی نیکویی‌ها دعوت کنید».
و به یاد داشته باشیم که پیامبر اکرم(ص) فرموده است:
«صَلُّوا کَمَا رَأَیْتمونی أُصَلّی؛ ببینید همین‌گونه که من نماز می‌گزارم، نماز بگزارید».
اغلب چنین است که فرزند، از کردار پدر و مادر اثر می‌پذیرد و مانند ایشان رفتار می‌کند. عبادت و نیایش حال‌دار و به‌هنگام را به فرزندتان نشان دهید. همچنین او را در رفتن به مسجد و محافل دینی، با خود همراه کنید.
3. از تشویق، استفادة شایان کنید. فرزندتان را برای عبادت و کارهای نیکویش تحسین کنید.
4. از فشار، کمترین بهره را ببرید. عبادت با اکراه و اجبار، پایدار نیست.
5. از تذکر زیاد بپرهیزید که اثر معکوس دارد؛ البته تذکر نیز لازم است؛ اما اندک و به اندازة ضرورت.
6. در راه تربیت دینی فرزندتان از دیگران کمک بگیرید؛ از همسرتان، مربیان، معلمان، دوستان، خویشان، آشنایان. 
این کمک خواستن را به گونه‌ای ماهرانه و زیرکانه انجام دهید تا فرزندتان احساس نکند برای هدایت او، دیگران را بر او گمارده‌اید.  یا نپندارد که در انجام عبادت سست است و شما به‌ناچار، برای به راه آوردن او از دیگران کمک خواسته‌اید؛ چراکه در این صورت رمیده می‌شود و نتیجة معکوس به بار می‌آید. 
ظرافت و مهارت، در راه تربیت، ضرورتی حتمی است.
7. «طرد کردن»ی را که در پرسش خود آورده‌اید، هرگز انجام ندهید. طرد‌ کردن، نه تربیت است و نه تنبیه. هرگز مباد که نوجوانتان را طرد کنید که بسیار زیان می‌کنید. طرد کردن نوجوان، یعنی انداختن لقمه در دهان افعی.
خدای مهربان، در مسیر تربیت نیکوی فرزندتان، یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری، مجله "خانه خوبان"، شماره ۱۱۱، خرداد ۹۷.
  • علی اکبر مظاهری
۰۸
خرداد

نوشته‌ای از خانم الهام خسروی (کارشناس برنامه ریزی شهری و طلبه حوزه علمیه)

 داستان، واقعی است. نام اشخاص را تغییر داده‌ایم.
نزدیک عید نوروز بود. راهی بازار شدم تا پارچه‌ چادری‌ام را به خیاط بدهم. داخل کارگاه خیاطی شلوغ بود. خانم‌ها منتظر بودند تا خیاط اندازه‌شان را بگیرد. 
طبق معمول، با این‌که خانم‌ها غریبه بودند، اما درباره موضوع‌های مختلف با هم صحبت می‌کردند. 
سمیه خانم از خانم دیگری، که در این مدت کوتاه کمی با هم آشنا شده بودند، پرسید: شما دختر خوب سراغ دارید؟ برای پسرم می‌خواهم. شغل پسرم فلان است و اخلاقش بهمان. و کلی از پسرش تعریف کرد. من و همه‌ خانم‌هایی که آنجا بودیم، صدایشان را می‌شنیدیم. 
وقتی نوبت به سمیه خانم رسید، به خیاط گفت: من برای آماده شدن چادرم خیلی عجله دارم تا برای سفرم به شهرستان، چادر نو داشته باشم؛ ببینید که چادرم پاره شده و خجالت می‌کشم با این چادر به مهمانی بروم.
 خانم خیاط زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت: سرم خیلی شلوغ است و زودتر از یک هفته نمی‌توانم چادر را آماده کنم. 
سمیه خانم، با شوخی و خنده، می‌گفت: من چطور با این چادر پاره به مهمانی بروم؟
در بین مشتری‌ها مریم خانم و دخترش هم بودند. جلو آمدند تا پیشنهادی دهند. مریم خانم به سمیه خانم گفت: چادر دخترم نو و مناسب است. شما چادرتان را با چادر دخترم عوض کنید و به مسافرت بروید. 
سمیه خانم تشکر کرد و گفت: نمی‌توانم قبول کنم. ما همدیگر را نمی‌شناسیم. اصلا چطور می‌توانم بعد از مسافرت، چادر را به دست شما برسانم؟ 
مریم خانم هم، با زیرکی و سیاست، تعارف می‌کرد و می‌گفت: قابل شما را ندارد. و بالاخره توانست، با ظرافت و مهارت، سمیه خانم را راضی کند. 
در حین عوض کردن چادرها، سمیه خانم، دختر مریم خانم را زیر نظر گرفته بود و لبخند رضایتی بر لب داشت که گویی عروس دلخواهش را پیدا کرده...
  • علی اکبر مظاهری
۰۵
خرداد
امام رضا - علیه السلام - فرموده‌اند:
"هر مومنی که دختر برادر مومنش را خواستگاری کند و مهریه‌اش را ۵۰۰ درهم نقره قرار دهد و او دخترش را به همسری وی درنیاورد، به او جفا کرده و خود را به《عاق》او مبتلا ساخته است و سزاوار است که خداوند حوریان بهشتی را به همسری‌اش درنیاورد." (فروع کافی، جلد ۵، صفحه ۷۶۳)
مجلس صفا یا جفا؟!
‌ گاهی می‌شود که در مراحل مقدماتی ازدواج، ناگواری‌ها و کدورت‌هایی پدید می‌آید که به مراحل بعدی نیز کشیده می‌شود و آثار زیان‌بار و خاطره‌های تلخ آن، تا مدت‌ها، باقی می‌ماند و همسران و خانواده‌ها را شرمنده می‌کند و می‌آزارد و نیز باعث کدورت‌های بعدی می‌شود. 
یکی از آن موارد ناخوشایند، مسئله تعیین مهریه و حوادث مجلس "بله‌برون" است که گاهی در آن، نزاع‌های غیر دوستانه مطرح می‌شود و گاهی نیز این مجلس مقدمه ازدواج، که باید مجلسی فرخنده و دوستانه باشد، به مجلس نزاع‌ دو خانواده بدل می‌شود و سران و بزرگان دو خانواده، برای یک‌دیگر صف‌آرایی می‌کنند و جلسه، شکل نزاع‌های قبیله‌ای و بنگاه‌های دلالی به خود می‌گیرد و در چانه‌زنی‌ها، سخنانی رکیک و دل‌آزار، ردوبدل می‌شود که اصلا مناسب آن مجلس نیست.
نرخ مهریه‌ها نیز به‌گونه وحشت‌زا، رو به بالا می‌رود و، افسوسناکانه، قربانیان اصلی این مجلس، دختران و پسران مظلوم‌اند.
امام رضا - علیه‌السلام - در سخن فوق، برای کسانی که مهریه‌ها را بالا می‌برند و نیز در راه ازدواج جوانان سنگ‌اندازی می‌کنند، دو پیامد ناگوار را بیان فرموده‌اند: یکی جفاکاری درباره دیگران، که کیفر آن سخت است، و دیگری محرومیت از وصال همسران بهشتی، که حسرت آن جانکاه است.  
فرجام سخن
اگر ما خواهان سعادت خود و رستگاری فرزندانمان هستیم، که هستیم، و اگر خواستار رضای الاهی و در آرزوی نعمت‌های بی‌بدیل بهشتی هستیم، که هستیم، چاره‌ای جز این نداریم که این سخن ناصحانه امام بزرگوارمان - علیه السلام - را بپذیریم و در راه ازدواج فرزندانمان سنگ نیندازیم و برای ساماندهی ازدواج جوانانمان بکوشیم، تا ثمره‌های خجسته آن را، در دو جهان، شاهد باشیم. ان‌شاءالله. 
علی‌اکبر مظاهری
  • علی اکبر مظاهری
۲۹
ارديبهشت
 پاسخ‌ها و راهکارها 
اشاره
در آغاز این مقال (پست اول "َضیافت‌ یا مشقت؟) گفتیم:
 "زن و شوهری نزدم آمدند به مشاوره. هردو به ستوه آمده از مهمانی‌های بسیار و رنج‌بار.
آقا، بیشتر از هزینه‌های مهمانی‌ها می‌نالید و از اوقاتی که صرف مهمان‌ها و مهمانی‌ها می‌شود. و خانم، بیشتر از خستگی و درد کمر می‌نالید و از کم‌آوردن وقت پخت و پز و پذیرایی.
زندگی ایشان، بر اثر مهمانی‌های پرشمار و مهمان‌های ناخوانده و بی‌ملاحظه،
در ناآرامی بود. این مهمانی‌ها رونق زندگی‌شان را گرفته بود. این آفت، می‌رفت که به اساس زندگی و رابطه همسری ایشان آسیب بزند.
چاره‌جویی کردند که "چه کنیم؟" 
مشاوره‌مان در سه جلسه، به فرجام نیکو رسید."
 اکنون به اتاق مشاوره‌مان بازمی‌گردیم و پاسخ‌ها و راهکارهای به آن زوج به‌ستوه‌آمده از مهمان‌ها و مهمانی‌ها را بیان می‌کنیم. 
پس از شنیدن کامل سخنان ایشان، که تقریباً نیمی از وقت جلسه اول را گرفت، به پاسخ و راهکار پرداختیم، که خلاصه آن‌ها این است:
 گفتمشان:
 ۱. زندگی‌تان را دریابید. 
هشدارتان می‌دهم که زندگی‌تان در خطر است. این هشدار، لازم است. به فرموده امیر مومنان - علیه السلام:
"من حذرک کمن بشرک؛ آن‌کس که هشدارت دهد، چونان کسی است که مژده و بشارتت دهد. (نهج البلاغه، حکمت ۵۹)
گاهی ترساندن، مانند مژده‌دادن است. این روندی که شما در زندگی دارید، به تخریب زندگی‌تان می‌انجامد. بهای گزافی می‌پردازید، بدون این‌که بهره‌ای ببرید. این مهمانی‌های اکراهی و اجباری، پاداش معنوی که ندارد. پاداش دنیایی هم ندارد. نه سبب الفت قلب‌ها می‌شود و نه محبوبیتی را ثمر می‌دهد. باعث فرسودگی زندگی‌تان است. زیان است و زیان. 
۲. هیچ مهمانی را دعوت نکنید، مگر این‌که هر دوی‌تان کاملاً راضی باشید و از آمدنش کاملاً خشنود شوید و به یقین بدانید که خداوند نیز بر این کار، رضایت دارد. 
این کار، تقریباً، نیمی از مهمانان و مهمانی‌های‌تان را حذف می‌کند. چون اکنون، بنا به گفته خودتان، بسیاری از دعوت‌های‌تان از سر رودربایستی و ملاحظه این و آن است. نیز برخی از دعوت‌های‌تان یا تنها به خواست خانم است و آقا ناراضی است و به‌اکراه تحمل می‌کند، یا تنها به خواست آقا است و خانم به‌اجبار می‌پذیرد. این اکراه و اجبار را حذف کنید. 
۳. مهمان‌های ناخوانده را نپذیرید.
می‌‌دانم که این کار، در آغاز، مشکل است، اما به‌تدریج آسان می‌شود. خویشان و دوستان و آشنایان نیز می‌فهمند که نباید به‌گونه‌ ناخواسته و ناخوانده، مزاحم شما شوند. در مدت چند ماه، این خبر در میان ایشان منتشر می‌شود. کسانی که عاقل باشند، شما را بر این کارتان آفرین می‌گویند؛ هم در دل، هم بر زبان. و کسانی که عاقل نباشند، اندکی می‌رنجند و شاید بدشان آید. این بدآمدن  ناعاقلان، هیچ ارزش و اهمیتی ندارد. 
فرجام نیکو
در آن سه جلسه مشاوره‌ای، علاوه بر راهکارهای سه‌گانه فوق، مطالب بسیار دیگری نیز بیان شد که بیشتر پاسخ به پرسش‌های ایشان بود. ایشان راهکارها را با شجاعت و عزم راسخ، عمل می‌کردند و نتیجه کارشان را به جلسه‌های مشاوره مان می‌آوردند. پاره‌ای از نتایج نیکو، برایشان شگفت‌انگیز بود و برای ادامه راه، تشویقشان می‌کرد.
این مشاوره و اقدام، حدود چهار ماه استمرار یافت، تا این‌که رنج سنگین آن مهمانان و مهمانی‌ها از دوش جسم و جان و خانواده آن زوج، برداشته شد. الاهی شکر.
علی‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۲۶
ارديبهشت
ماه رمضان و ضیافت‌ها (۲)
حکایتی اسفبار و خنده‌دار
سال‌ها پیش، با آقایی همکاری داشتیم که در منزل و با کمک همسرش، کار حروف‌نگاری و صفحه‌آرایی کتاب می‌کرد.
کتابی را، برای این‌کار، به او دادیم. قرارمان این بود که کار را دو ماهه تحویل دهد. 
این زمان، به ماه رمضان برخورد. آخر ماه رمضان، زمان تحویل کتاب بود. در زمان مقرر، کتاب را طلب‌کردیم.
او گفت: "یک ماه دیگر زمان نیاز داریم."
 گفتیم: بنا بر قرارمان، اکنون زمان تحویل است.
او گفت: "بله. اما آماده نیست." 
سبب را پرسیدیم. 
گفت: " در ماه رمضان، هیچ فرصتی برای این کار به دست نیامد، زیرا یا مهمانی می‌رفتیم، یا مهمانی می‌دادیم. همه ماه رمضان، به مهمانی گذشت."
 متاسف شدم و این سخن امیر مومنان - علیه السلام - به یادم آمد: 
لَاتَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَ وَلِیمَةٌ؛ عزتمندی، با شکم‌بارگی، فراهم نیاید (و عزم راسخ، با سورچرانی و شهوت‌پروری، یک‌جا جمع نشوند)." 
(نهج‌البلاغه، خطبه ۲۴۱)
علی‌‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۲۶
ارديبهشت
 ماه رمضان و ضیافت‌ها
افطاری‌دادن در ماه رمضان، از سنت‌های پسندیده و از آموزه‌های اسلامی است که بر آن وعده پاداش الاهی داده‌ شده است. اما دریغا که این سنت حسنه و سیره فرخنده، در بسیاری از موارد، بلکه در اغلب موارد، بدل شده است به یک کردار مسرفانه و ریاکارانه و متکلفانه، که نه تنها نشانه‌ای از آموزه‌های اسلامی و سیره پیامبر و امامان ندارد، بلکه آدابی است کاملا تشریفاتی که نه تنها پاداش افطاری را ندارد، بلکه در لابلای چندین گناه پیچیده شده است: 
۱. اسراف 
"المبذرین کانوا اخوان الشیاطین؛ اسرافکاران، برادران شیطان‌هایند." (سوره اسراء، آیه ۲۷) 
۲. ریا
"کل ریاء شرک؛ هر ریایی، شرک است."
۳. تکلف
"شرالاخوان من تکلف له؛ بدترین برادران و دوستان، آن است که آدمی برای او به تکلف و زحمت افتد." (نهج‌البلاغه، حکمت ۴۷۹) 
۴. بدنمایی یک سنت اسلامی
۵. هدرکردن نیروی جسمی بیش از نیاز
۶. هدرکردن وقت بیش از نیاز
۷. مسابقه در غیر خیرات 
بر خلاف دستور زیبای اسلامی "تسابقوا فی‌الخیرات؛ در نیکی‌ها، مسابقه دهید."
۸. چشم و همچشمی ضداخلاقی 
۹. پرخوری و پرخوراندن
🔍 حکایتی اسفبار و خنده‌دار {در پست بعد}
{ادامه دارد}
🖋 علی‌اکبر مظاهری 
  • علی اکبر مظاهری
۱۹
ارديبهشت
مشاوره ازدواج
🔍  پرسش
دختری نجیب و باحیا پرسیده‌اند:
دختری هجده‌ساله و آمادة ازدواج هستم؛ اما خجالت می‌کشم این موضوع را به پدر و مادرم بگویم. از نظر روحی به‌شدت به هم ریخته‌ام. امیدم بعد از خداوند، به شماست که راهنمایی‌ام کنید.
پاسخ ما
تحلیل مسئله:
1. غریزة جنسی، موهبتی است که خداوند از سر حکمت در سرشت آدمیان نهاده است. میل همسرخواهی نیز، لطف خداوند است که در آفرینش انسان لحاظ شده. وجود این غریزه و میل، سبب تکامل بشر و بقای ذات اوست. این گوهر ارزشمند، سبب شادابی و شیرینی زندگی می‌شود.
مدیریت ساحت این موهبت، مدیریتی ظریف و لطیف است. شیوة این مدیریت را باید از آفرینندة آن فراگرفت. او که آفریده، شیوة مدیریتش را هم نمایانده است.
2. تأخیر در ازدواج، به هر دلیل و بهانه، ناروا و زیان‌بار است.
3. پدر و مادر و بزرگ‌ترهای خانواده، دوران نوجوانی و جوانی خود را به‌عمد از یاد نبرند. باید به حال جوانانمان رحم کنیم.
اما پاسخمان به اصل پرسش:
1. آفرینتان می‌گوییم که خواهان این هستید که با ازدواج «بهنگام»، پاک بمانید.
2. اکنون که خجالت می‌کشید نیازتان را مستقیم به پدر و مادرتان بگویید، با واسطه به ایشان بگویید. موضوع را با یک «انسان صالح» مطرح کنید تا او به پدر و مادر‌تان بگوید. این انسان صالح می‌تواند مادربزرگ، خاله، عمه، دایی، عمو، دبیر، استاد، روحانی محل یا مشاوری دانا باشد.
3. کتابی داریم به نام «دختران و انتخاب همسر» که موضوع آن دقیقاً همین مسئله‌ای است که شما مطرح کرده‌اید. این کتاب را به‌دقت بخوانید و به راهکارهایش عمل کنید.
4. مبادا خواستگارانتان را بی‌دلیل و بدون بررسی، رد کنید. مواظب باشید دیگران نیز چنین نکنند.
5. چه خوب است که با مشاوری دانا و توانا در ارتباط باشید. کمکی بزرگ است.
خدای پاکی‌ها یاورتان باشد.
علی‌اکبر مظاهری، مجله "خانه خوبان"، شماره 110، اردیبهشت 97.
  • علی اکبر مظاهری