خلوتِ ازدسترفته
خلوتِ ازدسترفته
نویسنده: مریم یوسفی عزت
در آغاز هر زندگی مشترک، لحظههای نخست، نقشی بنیادین در شکلگیری صمیمیت، مرزهای عاطفی و آرامش زوجین ایفا میکند. این دوره زمانی، کوتاه اما تعیینکننده است؛ زمانی که دو انسان تلاش میکنند زیر سقفی مشترک، هویت تازهٔ رابطهشان را بسازند. هر مداخلهٔ خواسته یا ناخواسته، حتی اگر با نیتی مهربانانه باشد، میتواند این تعادل حسّاس را برهم بزند و مسیر سالهای آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
تجربهای خاموش
در همان روزهای نخستِ یک ازدواج جوانانه، دختر و پسری که تازه کنار هم آرام گرفته بودند؛ شبیه دو دل تپنده که بعد از سالها انتظار، بالاخره به جهان دونفرهشان رسیدهاند. خانه هنوز عطر گلهای شب عروسی را در خود داشت؛ رایحهای که هر صبح و هر شب یادآورِ آغاز بود، نه ادامه.
هیجانها خام و گرم در رگهایشان جریان داشت؛ لمسها بوی تازگی میداد و نفسها بیمحابا در هم میپیچید. هر گوشهٔ خانه انگار دعوتی دائمی بود به آغوشی طولانیتر، نگاهی عمیقتر، شوخیهای بیپرواتر و خندههایی که گاهی از شدت نزدیکی، به نجوا تبدیل میشد.
خانهٔ کوچکشان نه فقط محل زندگی، که جهان تازهای بود که با هر تماس، هر لبخند و هر لحظه، در حال شکلگیری بود.
اما تنها یک هفته از این شروعِ گرم نگذشته بود که مادر۱، با نیتی محترمانه و دلسوزانه، نوزده روز مهمان آنان شد. هیچ رفتار آزاردهندهای در میان نبود؛ اما نفسِ یک حضور طولانی، پردهای نامرئی میان راحتی و شور زوجین کشید.
عروس جوان آرامآرام در خود جمع میشد؛ نزدیکیها کوتاهتر میشد، آغوشها محتاطتر، و لبخندهای رها جای خود را به لبخندهای محجوب و حسابشده میداد.
در ظاهر همهچیز آرام بود؛ اما در عمق رابطه، گرههایی ریز و بیصدا شکل میگرفتند.
سالها بعد، این تجربه همچنان در ذهن آن زن و مرد باقی مانده بود؛ نه از سر بیاحترامی به مادر، که زنی مهربان و بیقصد بود؛ بلکه از اندوه زمانی که ناخواسته از دست رفته بود. حسرت آنان نه متوجه فردی خاص، بلکه متوجه فرصتی بود که باید پایهٔ زندگیشان میشد و نشد؛ لحظههایی که قرار بود صمیمیت را تثبیت کنند، اما نیمهتمام ماندند.
چنین موقعیتهایی پیامدهای آرام اما ماندگاری برجای میگذارند:
فاصلهٔ تدریجی در ابراز محبت، کاهش آزادی عاطفی، خویشتنداریِ ناخواسته، شکلگیری گلههای خاموش، و تهنشین شدن ناراحتیهایی که بعدها در لحظههای حساس، خود را نشان میدهند. این آسیبها غالباً پنهاناند، اما در حافظهٔ هیجانی رابطه، ماندگار میشوند.
وقتی دو نفر کمکم عشق و صمیمیت را با احتیاط و سانسور بیان میکنند، رابطه وارد حالتی خاموش میشود. جایی که دل هنوز میخواهد نزدیک شود، اما ترس و دلخوریها اجازه نمیدهند.
این روند در ابتدا نامحسوس است، اما بعد خودش را در شکلهای سنگینتری نشان میدهد:
آرامآرام موریانههای ذهن فعال میشوند و حتی رفتارهای ساده هم بار منفی پیدا میکنند.
گفتوگوها کوتاه و بیروح میشوند؛ رابطه از عمق میافتد و سطحی میشود.
ناراحتیهای انباشتهشده در لحظههای حساس با شدت زیادی منفجر میشوند؛ گاهی بر سر موضوعاتی که اصلاً مهم نیستند.
و در نهایت، فاصلهٔ عاطفی به فاصلهٔ واقعی تبدیل میشود؛ جایی که دو نفر هنوز کنار هماند، اما «با هم» نیستند.
تا جایی که یک روز آدم میفهمد «چیزی» کم شده، اما نمیتواند دقیق بگوید از کجا شروع شد.
ازدواج، تنها آغاز یک مسیر مشترک نیست؛ بلکه کیفیت همان روزها و هفتههای نخست است که پایههای رابطه را برای سالهای طولانی تعیین میکند. اگر شروع زندگی در آرامش، احترام و آزادی عاطفی رقم بخورد، زوجین یاد میگیرند چگونه در کنار هم رشد کنند و چگونه پیوندشان را در برابر سختیهای آینده مقاوم نگه دارند. اما اگر آغاز رابطه زیر سایهٔ فشار، مداخله یا ازدسترفتنِ خلوت شکل بگیرد، اثر آن به شکل رنجشهای پنهان و احساسات ناتمام در سالهای بعد باقی میماند.
به همین دلیل گفته میشود: شیوهٔ شروع، تنها یک خاطره نیست؛ زیربنای تمام فصلهای بعدی زندگی مشترک است.
و درست بر همین اساس است که توصیه میشود والدین و بزرگترها اجازه دهند زوجِ تازهازدواجکرده مدتی در خلوت و آرامشِ خانهٔ خود تنها باشند. این فاصلهٔ سنجیده کمک میکند بهتر یکدیگر را بشناسند، آزادی بیشتری در ابراز محبت داشته باشند و بدون شلوغی اطرافیان، پیوندشان را با آرامش بسازند. احترام به این خلوتِ اولیه، نه فاصلهگرفتن از خانواده، بلکه بالاترین شکل حمایت و محبت نسبت به زوجین جوان است.
جهاد عصر ما، حفظ کانونی گرم و با کیفیت در خانواده است. در حفظ آن کوشا باشیم.
۱. با حفظ احترام برای مادران سرزمینم. مادر در این داستان شخصیتی فرضی است.
۲۶ آبان ۱۴۰۴
🌐 http://mazaheri.andishvaran.ir
#پایگاه_اندیشوران_حوزه
🌐 http://mazaheriesfahani.blog.ir/
#وبسایت_علیاکبر_مظاهری
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌐 https://eitaa.com/Mazaheriesfahani
#علیاکبر_مظاهری
- ۰۴/۱۰/۰۲
