وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۲۶
دی

هر سال یک کتاب

یادداشتی از همکار ارجمندمان، جناب آقای محمدحسن استادی مقدم

... امیدوارم جلد دوم در همین زمستان چاپ شود و سال آینده نوبت تألیف و چاپ جلد سوم باشد.

به این ترتیب، هر سال، یک جلد جدید:
۱۳۹۹: جلد اول (از زبان مشاور)
۱۴۰۰: جلد دوم (خانه‌ای در بهشت)
۱۴۰۱: جلد سوم.
و ... ادامه دارد 😄

{ان‌شاءالله}

۱۴۰۰/۱۰/۱۰

🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
دی
  • علی اکبر مظاهری
۰۹
دی

 صداقت با خویشتن

 مشاورهٔ ازدواج

 نویسنده و مشاور: علی‌اکبر مظاهری

⁉️ پرسش

آقایی از دانشجویان دانشگاه قم، سایبان مهر، گفته و پرسیده‌اند:
در بستگان ما دختری است که او را دوست دارم. دو سال از من جوان تر است. موضوع را به خانواده‌ام گفته‌ام. او اهل نماز و دعاست، ولی من، در عبادت و دیانت، ثابت و مقید نیستم. یک حالت «هرگاه که پیش آید» دارم. حال برای خود زشت می‌دانم که دختر، اهل نماز و عبادت باشد و من نه چندان. می‌خواهم مانند او مقید کامل شوم، اما حوصله‌ام نمی‌کشد. چه کنم؟

 پاسخ ما

۱. آفرین‌تان می‌گوییم که با خود، صادق هستید.

۲. نیز خجسته‌باشتان‌ می‌گوییم که «عبادت و نیایش»، برایتان «ارزش» است.
۳. و تحسین‌تان می‌کنیم که فطرت‌تان بیدار است و به عبادت و نیایش، گرایش دارد.

 اما اصل پاسخ

۱. چون جانمایهٔ عبادت و نیایش را دارید، از ایشان منصرف نشوید.

۲. معیارهای دیگر گزینش همسر را بررسی کنید. آیا در ملاک‌های دیگر، همتایی دارید.
۳. با رخصت و نظارت خانواده‌ها، با دختر صحبت کنید. گفت‌وگوهای مرحلهٔ خواستگاری، راهگشاست؛ با در دست داشتن معیارها و ملاک‌ها.
۴. مشاورهٔ قبل از ازدواج را حتماً انجام دهید؛ مشاورهٔ حضوری، با مشاوری دانا و توانا.
۵. کتاب «جوانان و انتخاب همسر» را، یا کتابی دیگر؛ کتابی غنی و قوی درباره انتخاب همسر را بخوانید، هردو بخوانید.

می‌توانید باز با ما مشاوره کنید.
خداوند سبحان، رهنمای‌تان باشد.

۶ دی ۱۴۰۰

@sayehbanemehr

لینک سایبان مهر دانشگاه قم👆👆


🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
دی

مهربانی با گرگ!

انسانم آرزوست؛ انسانی این‌سان!

سکینه‌خانم گفته‌ بود: اوائل زندگی مشترکمان با حاج‌آخوند، زمستان سختی بود. سنگ هم از سرما می‌ترکید.

با صدای حاج‌آخوند از خواب بیدار شدم. مهتاب بود. سرم را که از زیر لحاف بیرون‌ آوردم، صورتم یخ‌کرد. حاج‌‌آخوند داشت شالش را می‌بست. کلیجه‌اش را پوشیده‌ بود. گفت: صدای زوزهٔ گرگ، خواب را از چشمم ربوده. تو خوابت‌ رفت؟
من از شدت سرما جوری زیر لحاف خزیده‌ بودم و چادرم را دور سر و گردنم پیچانده‌ بودم، که صدا را نشنیده‌ بودم. گفتم نه. صدایی نشنیدم.
همان‌وقت صدای زوزهٔ گرگ آمد. انگار گرگه گریه می‌کرد.
حاج‌‌آخوند گفت: این گرگ، زخمی شده. زخمش یخ‌ بسته. گرسنه مانده. بروم ببینم!
گفتم آقا، تو را به خدا، آخر کسی این‌ وقت شب توی سرما می‌رود سراغ گرگ؟ دیوانه هم چنین کاری‌ می‌کند؟
رفت. آرام و مطمئن بود. آنقدر آرام که دیگر دلم نلرزید و با خودم گفتم او سرش در کتاب و قرآن است، من که سواد ندارم، حتما بهتر از من می‌داند.
حشمت، قصاب ده، حاج‌آخوند را خیلی دوست‌ داشت. هم‌سال و دوست دوران کودکی بودند. حشمت را صدا کرده‌ بود. لته‌ای گوشت گوسفند برداشتند و رفتند به سمت صدای گرگ...
یک ساعتی بود که آفتاب بالا آمده‌بود. برگشت. خاموش بود. از بس چهارقُل خوانده‌ بودم و صلوات فرستاده‌ بودم، از سرما لب‌هام بی‌حس شده‌ بود.

حشمت بعدا برایم تعریف‌کرد: گرگه بیمار و پیر و زخمی بود. گوشت را که جلوش انداختیم، با هول و شتاب، تکه‌ای از آن را به دندان گرفت. بی‌رمق بود. سایه گرگ دیگری پیدا شد. دوردست ایستاده‌ بود. شاید هم از اسب [؛ اسب حاج‌آخود]، می‌ترسید.

یادته همیشه وقتی می‌گفتند فلانی مثل گرگه؟ حاج‌آخوند لبخند می‌زد و می‌گفت: بیچاره گرگ. هارترین جانور، خود انسان است؛ وقتی انسان نیست.

🔸️ کتاب «حاج‌آخوند»، نوشتهٔ دکتر سید عطاءالله مهاجرانی، صفحهٔ ۱۷۶ و ۱۷۷.

۳۰ آذر ۱۴۰۰

شب یلدا.

برای دنبال‌کردن رسانه‌هایمان به لینک زیر مراجعه کنید:
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
دی

سوگنامهٔ برترین بانو

نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

◾️اشارت
نالیدن دلاوران، شگفتی‌آور است. مگر دلیران نیز، مانند عاجزان، می‌نالند؟! اما باید دانست که نالهٔ آنان، نه چونان نالهٔ اینان، از سر عجز و نابردباری در برابر ناملایمات این‌جهانی است؛ بلکه نالیدن‌شان، چونان غرش نیمه‌شبان شیران است در غربت کوهستان.
هیبت و صلابت امیر مؤمنان - علیه‌السلام - چنان بود که هنگام رویارویی
با جنگاوران، حتى دل پهلوان‌ترین‌هایشان، می‌لرزید و همهٔ وجودشان، مقهور و مغلوب آن حضرت می‌شد. امیر دلیران - علیه‌السلام - در هیچ میدانی و در پیکار با هیچ جنگاوری و در کارزار با هیچ لشکری، هرگز ننالید. اما این دلاور مظلوم، هنگام خاک‌سپاری پیکر همسر محبوبش، فاطمه - سلام‌الله‌علیها - اینسان می‌نالد و با پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - نجواگونه، چنین راز دل می‌گوید:

سلام بر تو ای پیامبر خدا؛ سلام من و دخترت، که اینک در جوارت آرمیده و شتابان و بی‌تاب، به تو پیوسته!
یا رسول‌الله! داغ مرگ دختر نازنینت، صبوری‌ام را کاسته و فراق او، بی‌تابم ساخته و غم فقدانش، طاقتم را فرسوده است؛ اما من که - پیش از این - داغ فراق تو را (که توان‌فرساتر بود) چشیده‌ام و سنگینی جدایی تو را کشیده‌ام، این مصیبت را نیز می‌توانم طاقت آورم.
آری؛ هنگامه‌ای بود که سر مبارکت را به سینه‌ام چسبانده بودم و جان عزیزت، در میان سینه و گلوی من، از پیکرت بیرون رفت و تو را بر بالین خاکین قبر، خوابانیدم. «إنا لله و إنا إلیه راجعون»؛ همه‌مان از خداییم و همگی به او بازمی‌گردیم.

اینک امانتی که به من سپردی و کسی که برایش از من پیمان وفا و پاس‌داشتن گرفتی، به سویت بازگشت و به دستت سپرده شد.
اکنون این منم که اندوهناکم؛ اندوهی پردامنه و جاودانه. شب‌هایم بیداری و بی‌تابی است؛ بیداری همیشگی و بی‌تابی جانکاه، تا آن‌گاه که خداوند، مرا نیز به سرایی که شما در آنید، فرابخواند و به شمایم ملحق گرداند.

اکنون که دخترت، نزدت آمد، خبرها برایت دارد. تو نیز، به اصرار، از او بپرس و گزارش زمانه و احوال پس از رحلتت را بخواه تا برایت بازگوید که چه‌سان، با اینکه هنوز زمانی از رفتنت نگذشته بود و نام و یادت تازه بود، امتت، هم‌دست و همداستان شدند و به دخترت ستم‌ها کردند.

سلامم بر شما؛ سلام من که اگرچه خواهان ماندن در جوارتانم، اما از سر اضطرار، وداع‌تان می‌گویم و به بشارتی که خداوند بر پاداش صابران داده است، دل می‌بندم.

نهج‌البلاغه، خطبهٔ ۲۰۲، ترجمه و توضیح: علی‌اکبر مظاهری، نشر جمال و به‌نشر، چاپ مکرر.

۲۷ آذر ۱۴۰۰

🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
دی

عشق جاوید

نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

در ماه محرم و صفر پارسال، دو انتخاب همسر، دو خواستگاری، دو عقد و دو ازدواج داشتیم. دو زندگی مثل ماه؛

یکی حمید و حمیده،
دیگری سعید و سعیده.
مثل گل‌اند. از خوشبخت‌ترین زوج‌های جهان‌اند.
ازدواجشان خجستگی‌های فراوانی دارد. نشانه‌های زیبایی است. درس‌های ارزشمندی است که جامعه و جوانان ما به آن‌ها سخت محتاج‌اند؛ از نان شب محتاج‌تر.
به خودشان گفته‌ام، خیلی گفته‌ام، که حکایت ازدواج مُحرمی‌تان را بنویسید، اما چنان به هم آمیخته‌اند و بال در بال و دل در سینه هم دارند که دیگر هیچ‌کس را نمی‌بینند. اما من نه آنم که گوش‌هایشان را رها کنم. باید بنویسند.
اگر از نوشتن‌شان ناامید شدم، خودم می‌نویسم.
نمی‌دانید چقدر خوبند! چقدر خوب ازدواج کردند! برای هر کدام یک کتاب ۹۰ صفحه‌ای می‌توان نوشت.
این تهدید آخر من است:
حمیده و حمیدجان!
سعیده و سعیدجان!
اگر خودتان نوشتید، که بهتر، وگرنه خودم حکایتتان را آشکارا بر آفتاب می‌افکنم.
خود دانید!

۳۱ تیر ۱۴۰۰

بازنشر: ۲۶ آذر ۱۴۰۰

🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
دی

خجالت نوعروسان!

مشاورهٔ ازدواج - دوران عقد

نویسنده و مشاور: علی‌اکبر مظاهری

⁉️ پرسش

آقایی دانشجو، از دانشجویان متأهل دانشگاه قم، سایبان مهر، پرسید‌اند:

تازه عقد کرده‌ایم. دوران عقد را می‌گذرانیم. همسرم خجالت می‌کشد؛ خجالت از پیام‌دادن، خجالت از تما‌س‌گرفتن، خجالت از تماس‌گرفتن، خجالت از کنار هم نشستن، خجالت از صحبت‌کردن‌مان در جمع، و از این خجالت‌ها.
با این خجالت‌های خانمم چه کنم؟

پاسخ ما

۱. میزان میل عاطفی و جنسی خانم‌ها، کمتر از آقایان نیست؛ به‌ویژه در مسائل عاطفی.

بنابراین، مپندارید که همسرتان، به مسائل عاطفی و جنسی، بی‌رغبت است.
۲. آستانهٔ زمان آمادگی خانم‌ها، در عرصهٔ عاطفه‌ورزی و عشق‌ورزی، از آقایان بالاتر است؛ زمان بیشتری را برای راه‌افتادن در این مسیر، نیاز دارند؛ به‌ویژه در آغاز ازدواج.
به فرمودهٔ امیر مؤمنان علیه‌السلام: خانم‌ها، برای آماده‌شدن، فرصت می‌خواهند. (ر.ج: آداب عشق‌ورزی، فصل چهارم)
بنابراین، به همسرتان فرصت مهیاشدن دهید.
۳. شرم ابتدایی خانم‌ها، یک امتیاز مثبت است. نیز مقتضای ساختار فطری ایشان است.
بنابراین، خجالت نوعروستان را قدر بدانید و آن را ارج نهید.
۴. صبوری ابتدایی آقا، برای همراهی با خانم، یک فضیلت عاقلانه است. این صبوری، از ضرورت‌های حتمی زندگی همسرانگی است؛ به‌ویژه در آغاز ازدواج.
بنابراین، صبوری کنید، حوصله ورزید، از سرعت خود بکاهید، دست همسفرتان را بگیرید و با او همدلی کنید و او را، به‌آهستگی، در رسیدن به خودتان یاری کنید. (ر. ج: آداب عشق‌ورزی)
۵. شکرگزاری بر نعمت «غنچگی همسر»، نشانهٔ قدردانی نعمت‌های خداوند است.
بنابراین، خداوند را بر وجود نعمت بی‌بدیل همسر عفیف، سپاس بگزارید.
۶. مشاوره با مشاوری دانا و توانا، در همهٔ مراحل زندگی، کارساز است.
بنابراین، با مشاوری اینچنین، مشاورهٔ مستمر داشته باشید.
خداوند مهربان، یاورتان باد.

۲۵ آذر ۱۴۰۰

🌐 zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۰۱
دی

عشق و حسادت (۵)

نویسنده: مریم یوسفی عزت؛ کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان

سخنی زیبا

امیر مؤمنان علیه‌السلام: «غیرة الرجل إیمان»؛ غیرت مرد، ایمان است.

(نهج‌البلاغه، حکمت ۱۲۴)

ایمان، از موهبت‌های الهی است که به انسان عطا شده. ایمان، بسیار ارزشمند است، اما در تشخیص صراط المستقیم باید هوشیارانه و آگاهانه عمل کنیم تا، به غلط، صراط ناراستی را مستقیم مپنداریم.

غیرت چیست؟!

غیرت مرد نیرویی است که او را به سوی صیانت خانواده و محافظت از آن برمی‌انگیزد.

غیرت مرد بر دو گونه است:

۱. غیرت بر ناپاکان

اگر ناپاکی بخواهد به پاکی خانوادهٔ مرد آسیب بزند، مرد دفاع می‌کند؛ یعنی صیانت از پاکی خانواده. البته غیرت مرد مختص به خانواده نیست؛ بلکه فراگیر است؛ در گستره‌ای وسیع.

نکته: مرد ممکن است از هر زنی دفاع کند که گاهی به کشتار و جنگ می‌انجامد، اما این مربوط به غیرت اوست نه حسادت!
حسادت عاشقانهٔ مردان، برای همسرانشان است. در این جایگاه، حسادت مرد، مقدس است و آن را نیکو می‌شماریم. بخشی از حسادت‌های کورکورانه و تعصب‌های نابه‌جا را قبول نداریم؛ اما حسادت مطلوب هم داریم، همان که با عشق درآمیخته است، همان انحصار طلبی همسرانه‌جان!
وقتی مرد از همسرجانش دفاع می‌کند، غیرتش درآمیخته با حسادت است؛ زیرا در پس آن علاقه‌ای شیرین وجود دارد.

مرزهای حسادت

حسادت‌ورزی‌ها را مرزبندی می‌کنیم:

الف. حسادت در برابر نامحرم.
ب. حسادت در قلمرو محارم سببی.
ج. حسادت در قلمرو محارم نسبی.
زنان باید حدود روابط خود را با هرکدام از آنان بشناسند. اگر طبق دستورات اسلام تعیین شود، هیچ‌گاه هیچ عملی، حسادت‌ برانگیز نخواهد بود؛ محرم کامل جسم یک زن، تنها همسرش است، نه هیچ‌کس دیگر؛ حتی نه پدر، نه برادر.
مرد، به محارم همسرش نیز، حسادت دارد؛ به محارم نسبی، کمتر، به محارم سببی، بیشتر.

سخنی با آقایان

به تکرار و تأکید می‌گوییم: اعتدال و میانه‌روی در حسادت عاشقانهٔ مردانه، کار ساز است. اگر تفریطی باشد، که حیف! اگر افراطی باشد، مشکل ساز خواهد بود و زنها احساس محدودیت و اسارت خواهند داشت.

۲. تعریفی متفاوت از تعریف‌های رایج

غیرت مورد ۱ ، در حد معتدل آن، واجب است.
غیرت مورد ۲ را می‌توان، به زبان خودمانی، با این جمله تعریف کرد: همه‌جوره هوای خانواده را داشتن؛ تأمین آرامش و آسایش جسمانی و روانی، محبت، رفاه، تکیه گاهی محکم بودن.
مرد باید حصارگونه عمل کند و به دور همسرجانش مانند حصاری باشد که از ورود هرگونه اختلالی جلوگیری کند.
این‌بار فقط حجاب و جسم زن نیست، روان اوست! مرد باید آرامش روان را برای همسرش، یار مهربانش، تأمین کند. اگر اینگونه باشد، نیرویی را برای زن فراهم می‌کند که زن، آن را چندین برابر به همسر برمی‌گرداند. و بهشتی بنا خواهد کرد که آرزوست!

الهی که چنین باد!

۱۴ آذر ۱۴۰۰

برای دنبال‌کردن رسانه‌هایمان به لینک زیر مراجعه کنید:
🌐http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
آذر

ریحانی زن (۳)

(ادامهٔ ریحانگی‌ها)

مشاورهٔ مهارت‌های زندگی مشترک

مشاور و نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

۴. رازداری
این‌که نزد مردمان، معروف شده که «زن، رازدار نیست و نمی‌تواند اسرار خود و همسر و خانواده را محفوظ بدارد»، عمومیت ندارد. آفرینش زن این‌گونه نیست که توان رازداری را نداشته باشد. زنان بافضیلت، مانند مردان بافضیلت، «اسرار مگو» را نمی‌گویند و رازهای محرمانه را محترم می‌شمارند و زنان بی‌فضیلت، مانند مردان بی‌فضیلت، رازهای پنهان را آشکار می‌کنند و اسرار محرمانه را حرمت نمی‌نهند.
خداوند که آفرینندۀ زن و مرد است، فرموده است:
«هُنَّ لِباسٌ لَکُم وَ أَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ»؛
آن زنان، لباس شما مردان‌اند و شما مردان، لباس زنان‌اید.
(سوره بقره، آیه ۱۸۷)
‏یکی از معانی لباس، در این آیه، رازپوشی و نگهداری اسرار است.
آری؛ طبیعت زنان چنین است که از مردان، پرسخن‌ترند و طاقت رازنگهداری ایشان کمتر است، امّا فطرت ایشان چنین نیست که افشاگر اسرار باشند؛ بر طبیعت نیز با مراقبت و تمرین، می‌توان غلبه کرد.
بر ریحانگان لازم است که رازهای زندگی‌شان را فاش نکنند و به‌ویژه، اسرار همسرشان را نزد هیچ‌کس برملا ننمایند؛ حتی نزد نزدیک‌ترین کسان و حتی نزد مادر خود.
اسراری که باید نزد ریحانه محفوظ بمانند، بسیارند؛ امّا دو گونۀ دانه‌درشت آن‌ها، یکی عیب‌های پنهان همسر است و دیگری رازهای درون خانواده. افشای عیب‌های پنهان همسر، سبب کسر شأن او و شکستن اقتدار او و ریختن آبروی اوست؛ و افشای اسرار درونی خانواده، موجب دخالت‌های دیگران و ربوده شدن اختیار زندگی از دست همسران است، که هر دو زیانبار است.
نگاهبانی از حرمت و حریم زندگی و همسر، از وظایف حتمی ریحانه است. البته مرد نیز در این باره وظایفی مانند زن دارد، امّا سخن اکنونی ما با ریحانگان است.

حکایت ریحانة زاهد

اوسّا حیدر، بنّایی است ماهر. همسرش زهرا خانم، زنی است فهیم. درآمد اوسّا، کفاف هزینه‌های زندگی‌شان را می‌کرد؛ امّا از قضای روزگار، بازار کار اوسّا حیدر کساد شد. او دیگر نمی‌توانست هزینه‌های زندگی را تأمین کند. گاهی چند روز می‌گذشت و از مطبخ‌شان دودی برنمی‌خاست. خوراکشان نان بود و آب.
منزل ایشان نزدیک خانة والدین زهرا خانم بود. مادرخانم برای دخترش دلسوزی می‌کرد؛ غذایی می‌پخت و دختر و دامادش را به سفره‌اش دعوت می‌کرد. امّا هر وقت برای بردن دختر و دامادش به منزلشان می‌آمد، می‌دید قابلمة غذاپزی‌شان روی اجاق است؛ می‌جوشد و بوی خوش از آن برمی‌آید.
زهرا خانم به مادرش می‌گفت: «غذای ما حاضر است. شما بفرمایید بر سفرة ما.» مادر بازمی‌گشت و زهرا خانم اجاق را خاموش می‌کرد و با اوسّا حیدر نان و آب می‌خوردند؛ چون در قابلمه چیزی جز آب و ادویة خوشبو نبود.
چند ماه بر این منوال گذشت تا این‌که کار اوسّا دوباره رونق گرفت. حالا این زهرا خانم بود که غذا می‌پخت و پدر و مادرش را بر سفره‌شان دعوت می‌کرد.

۱۳ آذر ۱۴۰۰

برای دنبال‌کردن رسانه‌هایمان به لینک زیر مراجعه کنید:
🌐http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری
۱۲
آذر

درون‌گرایی و برون‌گرایی همسران

از زبان مشاور

مشاورهٔ خانواده

مشاور و نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

پرسش

خانم دانشجویی، از دانشجویان متٱهل دانشگاه قم، پرسیده است: دانشجو هستم و نزدیک به یک سال است که ازدواج کرده‌ام. من و شوهرم هردو شخصیتی درون‌گرا داریم. از این لحاظ که شبیه هم هستیم و یکدیگر را درک می‌کنیم، خوب است؛ اما من بسیاری اوقات نیاز به صحبت‌کردن درباره احساسات، نیازها و تخیلاتم دارم؛ ولی با توجه به شخصیت درون‌گرایم به‌سختی می‌توانم گفت‌وگو را آغاز کنم.
با توجه به این‌که شوهرم نیز چنین است، ایشان هم نمی‌تواند تشخیص دهد که نیاز به گفت‌وگو دارم و البته این طبیعی است؛ چون من هم صحبت نمی‌کنم.
بسیار دوست دارم که بتوانم با گفت‌وگو، صمیمت ایجاد کنم تا همدلی و همراهی بیشتری میان ما ایجاد شود؛ اما اغلب نمی‌توانم و حرفم را در دلم نگه می‌دارم؛ چون فکر می‌کنم ارزش گفتن ندارد و در نتیجه از حرف زدن پشیمان می‌شوم.
ممنونم اگر مرا راهنمایی کنید.

پاسخ ما

پیش از پاسخ به این پرسش ارزشمند، باید از لحن و شیوه بیان این بانوی گرامی قدردانی کنم که انصافا درس بزرگی برای هر زن و شوهری است. با این‌که در صدد بیان یک مسئله و اشکال در زندگی مشترکشان هستند، اما با احترام از همسر خود یاد کرده‌اند و آبرویشان را حفظ می‌کنند؛ ایشان را مقصر جلوه نمی‌دهند؛ بدگویی نمی‌کنند؛ منصفانه سخن می‌گویند و به نقش خود در به وجود آمدن این مشکل اذعان دارند. باید به چنین همسری آفرین و به شوهرشان تبریک گفت که خداوند چنین همسری باانصاف و مؤدب نصیبشان کرده است.

و اما درباره پرسش ایشان:
۱. هرچند درون‌گرایی و برون‌گرایی در روان‌شناسی نوین مطرح است و بسیار به آن پرداخته شده، اما نباید آن را تا این اندازه در زندگی مشترک جدی بگیرید و عاملی اساسی در نداشتن تفاهم و درک متقابل بدانید. بیش از اندازه بزرگ پنداشتن این مسئله، نتیجه‌ای جز ناممکن انگاشتن زندگی مشترک ندارد. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «النّاسُ مَعادِنُ کمَعادِنِ الذَّهَبِ والفِضَّةِ»؛ مردم مانند معادن طلا و نقره متفاوت‌اند؛ یعنی هر فرد اخلاق و اوصاف مخصوص خود را دارد و با هم متفاوتند. بنابراین، برون‌گرایی یا درون‌گرایی، نوعی بیماری یا ضعف شخصیت نیست تا در پی درمان آن برآییم.
با تست شخصیت نمی‌توان سازگاری افراد با یکدیگر را تشخیص داد. تست‌‌های روان‌شناسی به مثابه آزمایش پزشکی است که در نهایت فقط بیست درصد به درمان فرد کمک می‌کند و این طبیب حاذق است که درمان می‌کند. در قلمرو مشاوره نیز، تست شخصیت، بیست در صدر کمک می‌کند، اما این مشاور دانا و تواناست که می‌تواند به‌درستی تشخیص دهد که دو نفر برای ازدواج با یکدیگر مناسبند یا نه.
بزرگ‌نمایی مسائلی مانند درون‌گرایی و برون‌گرایی موجب بروز مشکلاتی در زندگی مشترک زوجین می‌گردد؛ به این صورت که هر یک از ایشان با مطالعه و برداشتی که از این‌گونه مسائل دارد، به شخصیت خود و طرف مقابل می‌نگرد و سپس نتیجه می‌گیرد که مناسب یکدیگر نیستند!
۲. نکته دیگر این‌که زوجین باید یکدیگر را به وجد و شور آورند و سستی، بی‌حوصلگی، کم‌صحبتی و گوشه‌گیری را با ورزش و سفر و گردش و... از زندگی مشترکشان دور کنند. باید هیجان‌های سازندﮤ بسیاری که در درون انسان نهفته است را بیدار کرد و به زندگی شادابی بخشید. هر کاری که این هیجان‌ها و شادابی را برانگیخته کند، امر مبارکی است و باید انجام داد.
۳. در زندگی، همه امور را جدی و انعطاف‌ناپذیر ندانید. شوخی و تفریح و فعال کردن کودک درون هم لازم است.
۴. یکی از بهترین کارها در زندگی مشترک، تقویت ارتباط کلامی و آموختن مهارت‌های آن است.

خداوند سبحان یاورتان باشد.

۱۲ آذر ۱۴۰۰

@sayehbanemehr
لینک کانال «سایبان مهر» دانشگاه قم👆👆👆


برای دنبال‌کردن رسانه‌هایمان به لینک زیر مراجعه کنید:
🌐http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1

  • علی اکبر مظاهری