وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی

۳ مطلب در شهریور ۱۴۰۴ ثبت شده است

۳۰
شهریور

کوچک‌نمای بزرگ

 زیبایی‌های اخلاق (۲۲)

 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

اشاره
قرارمان با شمایان؛ خوانندگان خوبمان؛ این است که از اخلاق بنویسیم و گوشه‌هایی از «زیبایی‌های اخلاق» را بنمایانیم و نیز پاره‌ای از «اخلاق‌مداران» را نشان دهیم، تا جان‌هایمان فربه شود و مبادا از نبود کرامت‌های اخلاقی، ناامید شویم و مبادا بپنداریم که عصر انسانیتِ کریمانه، گذشته است. 
اینک با هم شویم و سر قرارمان رویم.

بزرگی کوچک‌شده 
در معارف دین و در قلمرو اخلاق، کوچک‌شمردن گناه، گناهی است بزرگ، که به آن «استخفاف صغائر» می‌گوییم، حال اگر گناهی بزرگ باشد و آن را سبک بشماریم، بزرگ‌تر می‌شود.
«غیبت»، یعنی بدگویی از دیگران، خود، گناهی است بزرگ؛ بسیار بزرگ، که در فرهنگ دین به آن «گناه کبیره» می‌گویند، که در قرآن کریم و احادیث معصومان، از آن مذمت و نهی شده‌ است؛ مذمت شدید و نهی اکید؛ مانند خوردن گوشت مردهٔ دیگران۱. خورش سگان جهنم۲.
 این گناه، به‌تنهایی، می‌تواند آدمی را جهنمی کند.
 غیبت، آن‌گاه بزرگ‌تر می‌شود که به آن جامهٔ دیانت بپوشانیم؛ یعنی از راه دین، برای آن، مشروعیت بسازیم، آن را مجازْانگاری کنیم، بلکه واجب‌سازی کنیم. که دیگر هولناک می‌شود. یعنی حرامی از حرام‌های الاهی را حلال کنیم، حتی واجب کنیم!
 مرجعی از مراجع دینی گفته بود: «اگر طلبه‌ها از من غیبت کنند، حلالشان نمی‌کنم، زیرا ایشان می‌دانند غیبت حرام است، ازاین‌رو، آن را حلال‌سازی می‌کنند؛ وقتی بخواهند از کسی غیبت کنند، اول او را فاسق می‌کنند تا غیبتش جایز باشد، آن‌وقت از او غیبت می‌کنند.»
 در روزگار ما، بسیاری از متدین‌ها، با توجیه‌های شاخ‌دار، کسی یا کسانی را فاسق می‌کنند تا غیبتش جایز شود، بعد او را کافر می‌کنند تا غیبتش واجب شود، و گاهی پا را فراتر می‌گذارند و او را کافر حربی می‌شمارند و تهمت به او را، که گناهش از غیبت هم بزرگ‌تر است، جایز می‌کنند و گاهی واجب و وظیفهٔ دینی!
 اکنون این نمونهٔ تلخ‌تر از زهر را ببینیم:
 
 مؤمن بدیع‌الزمانی
آقای بدیع‌الزمانی، از دوستان خوب‌مان، را برای نامزدی انتخابات مجلس، دعوت کردند. ایشان ابتدا پذیرفت که بررسی کند، و کار آغاز شد. او پس‌از چند جلسهٔ مقدماتی نزدم آمد و گفت: 
«در همین چند روز که من هنوز پذیرشم را اعلام نکرده‌ام، در دیدارها و جلسه‌ها، ۸۲ غیبت دربارهٔ نامزدهای احتمالی دیگر و دیگران شنیدم. نظر شما چیست؟»
 گفتم: تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل! با این‌که هنوز هیچ‌کاری نشده، شما ۸۲ گناه کبیره کرده‌اید، زیرا شنوندهٔ غیبت، مانند گویندهٔ آن است۳ اکنون محاسبه کنید و به نتیجه برسید.
او اعلام انصراف کرد. می‌دانست که نمی‌تواند در برابر این سیل ویرانگر، سدی بسازد. 
آفرین به ایشان!

 {ادامه دارد. ان‌شاءالله.}


 ۱. «...وَلاَ یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا ایُحِبُّ احَدُکُمْ ان یَاکُلَ لَحْمَ اخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ...» سورهٔ حجرات، آیهٔ ۱۲.
۲.«إیّاکَ وَ الغیبَةَ فَإنَّها اِدامُ کِلابِ النّارِ» امام سجاد (علیه السّلام)ـ کشف الغمّه، ج۲، ص ۱۰۸
۳.«السامِعُ لِلغِیبَةِ کالمُغتابِ» امیر مؤمنان - علیه‌السلام - غررالحکم.


۲۴ شهریور ۱۴۰۴


🌐 http://mazaheri.andishvaran.ir
#پایگاه_اندیشوران_حوزه 
🌐 http://mazaheriesfahani.blog.ir/
#وبسایت_علی‌اکبر_مظاهری

ما را در رسانه‌هایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌐 https://eitaa.com/Mazaheriesfahani
#علی‌اکبر_مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۲۰
شهریور

مرد ناب!
(سیدمحمود دعایی؛ الماس خالص)

 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

 زیبایی‌های اخلاق (۲۱)

 اشاره
قرارمان با شمایان؛ خوانندگان خوبمان؛ این است که از اخلاق بنویسیم و گوشه‌هایی از «زیبایی‌های اخلاق» را بنمایانیم و نیز پاره‌ای از «اخلاق‌مداران» را نشان دهیم، تا جان‌هایمان فربه شود و مبادا از نبود کرامت‌های اخلاقی، ناامید شویم و مبادا بپنداریم که عصر انسانیتِ کریمانه، گذشته است. 
اینک با هم شویم و سر قرارمان رویم.

 با یک گل هم بهار می‌شود!
 این سخن را که می‌گوید: «با یک گل، بهار نمی‌شود»، می‌شود اصلاح کرد.‌ این‌چنین:
 اگر در فضایی باز و در هوای طبیعی، یک گل برویَد، بهار شده است دیگر! 
برای ناامیدنشدن از آمدن بهار و شکفتن گل، باید یک گل شاداب را ببینیم و ببوییم و نشان دهیم و بگوییم: آهای! این گل است ها! بهار آمده!

آفتاب آمد، دلیل آفتاب
گر دلیلت باید، از وی رو متاب۱ 

 برای ناامیدنشدن از وجود انسانیت، باید یک نفر انسان ناب را یافت و گفت: هان! این است ها! این انسان است! 
سید محمود دعایی را ببینید! آهان! این است ها! این انسان است ها! انسانیت، هنوز هست. اخلاق، هنوز هست. روحانیت، هنوز هست.

پاره‌ای از اوصاف سید سفرکرده‌مان

 سینه‌ای داشت به وسعت آسمان:
در روزگاری که بسیاری از سینه‌ها تنگ شده باشد؛ چنان تنگ که دیگر جای یک‌قطرهٔ رفاقت و مروت و سماحت را نداشته باشد، وجود انسانی «آسمان‌سینه»، حقا که نعمتی است بی‌بدیل.
وسعت جان سید‌محمود دعایی، چونان اقیانوسی بود بی‌کران که می‌شد در زلال آن، دل‌های چروکیده را شادابی بخشید. 
راستی که آدم فراخ‌سینه‌ای چونان ایشان ندیده‌ام، و حتی نشنیده‌ام. 
جان آسمانی ایشان هیچ لکهٔ ابری سیاه، حتی بسیار کوچک، را نمی‌شناخت؛ نه کینه‌ای، نه بدخواهی‌ای، نه دشمنی‌ای، نه خصومتی، نه کدورتی. الله اکبر! 
در روزگاری که پاره‌ای، بلکه کثیری از دیگران، در باتلاق‌های بویناک نفسانیت‌ها و جهالت‌ها، بر سر و روی هم‌دیگر می‌کوبیدند و می‌کوبند و چهره‌های یک‌دیگر را لجن می‌مالیدند و می‌مالند، سیدِ دعایی، لبخندی نجیبانه بر چهره داشت و همگان را به صلح و صفا دعوت می‌کرد.
از وصف گسترهٔ آسمان‌دلی ایشان، ناتوانم.

 زاهدی بی‌ریا بود:
در وصف زهدورزی ایشان نیز درمانده‌ام. می‌بایست شیوهٔ زندگی‌کردن ایشان را از نزدیک می‌دیدیم.
تنها یکی از جلوه‌های پارسایی ایشان این بود که چنددوره نمایندهٔ مجلس بود و یک‌ریال حقوق نگرفت. در یکی از دوره‌های مجلس، بی‌اطلاع ایشان، مبلغی به حسابش ریختند. تا که باخبر شد، فورا آن را برگرداند.
و خصال نیکوی بسیار دیگر.

یکی از نویسندگان توانمند، که از یاران نزدیک ایشان است، دست در کار نوشتن زندگی‌نامه‌ای از ایشان است که امید دارم زود منتشر شود.


 خدایا! سپاس که نمی‌گذاری از اخلاق و انسانیت و «روحانیت»، ناامید شویم.

برای رحلت ایشان، از بن جان، سوختم.
رضوان الاهی نثار جان پیامبرنشانش باد.


۱. مولوی، غزلیات، غزل ۱۱۶.



۱۶شهریور۱۴۰۴


🌐 http://mazaheri.andishvaran.ir
#پایگاه_اندیشوران_حوزه 
🌐 http://mazaheriesfahani.blog.ir/
#وبسایت_علی‌اکبر_مظاهری

ما را در رسانه‌هایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌐 https://eitaa.com/Mazaheriesfahani
#علی‌اکبر_مظاهری

  • علی اکبر مظاهری
۲۰
شهریور

 معجزهٔ عشق!

 یادداشت‌های یک مشاور

 نویسنده: علی‌اکبر مظاهری

امشب؛ ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، از مرکز مشاورهٔ سماح بیرون می‌آمدم که ناگهان «امینه» و «امین»، راهم را بستند. برایم هدیهٔ ازدواجشان را آورده بودند؛ یک شیشهٔ زیبای عطر دلاویز. برگشتم و با آن گل و بلبل، به اتاق مشاوره رفتیم.
ازدواج ایشان از سخت‌ترین ازدواج‌ها بود و اکنون از خجسته‌ترین ازدواج‌ها است. همه‌چیز می‌گفت که این ازدواج، شدنی نیست. مشاور نیز تردید داشت که بشود، اما شد. هردو تلاش کردند و امینه بیشتر. تنها عاملی که این ازدواج را ممکن کرد، «عشق» بود. هردو عاشق بودند، و امینه عاشق‌تر. عشق ایشان از نوع «عشق پاک» است؛ گناهی در عشقشان نبود و نیست.
چند دقیقه‌ای در اتاق مشاوره نشستیم. تبریکشان گفتم و بابت هدیهٔ دلنوازشان از ایشان تشکر کردم.
سرخوش بودند و شادمان و شاداب.
الاهی شکر.
الاهی همیشه خوشبخت باشند.



۱۲ شهریور ۱۴۰۴



🌐 http://mazaheri.andishvaran.ir
#پایگاه_اندیشوران_حوزه 
🌐 http://mazaheriesfahani.blog.ir/
#وبسایت_علی‌اکبر_مظاهری

ما را در رسانه‌هایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌐 https://eitaa.com/Mazaheriesfahani
#علی‌اکبر_مظاهری

  • علی اکبر مظاهری