وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com
وبسایت علی اکبر مظاهری

mazaheriesfahani@gmail.com

مشاور و مدرس حوزه و دانشگاه

کانال تلگرام از زبان مشاور
جهت دیدن کانال تلگرام "از زبان مشاور" روی عکس کلیک کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
۰۶
اسفند

روزی پرشکوه

پنجم اسفند، روز مهندس، بر مهندسانمان خجسته بادا.

۵ اسفند ۹۷
کانال "از زبان مشاور"



تلگرام 👇👇
@mazaheriesfahani_ir
سروش👇👇
https://sapp.ir/mazaheriesfahani_ir

از زبان مشاور
علی‌اکبر مظاهری @mazaheriesfahani http://www.mazaheriesfahani.ir

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
اسفند

مشاوره ازدواج و خانواده

آقایی پرسیده‌اند:
پسری 30 ساله‌ام که یک ماه است نامزد کرده‌ام .تفاوت خانواده ما با خانواده نامزدم این است که خانواده ایشان داری رفت و آمد بسیار فامیلی هستند که درست در نقطه مقابل خانواده ما قرار دارد. می‌خواستم بدانم وصلت با این خانواده چه مشکلاتی را در آینده پدید می‌‌آورد؟

پاسخ ما


داشتن رفت و آمد کم یا زیاد، از تفاوت‌های شخصیتی و فرهنگی افراد و خانواده‌ها است و لزوماً نشانه منفی یا مثبت نیست، اما در این رفت و آمدها باید نکاتی را در نظر داشت:
1. رفت و آمد، دخالت در زندگی یکدیگر نباشد و حریم‌ها را نشکند.
2. مدیریت رفت و آمد؛ همچنان که آمد و شد زیاد، فرصت‌سوز است، فاصله‌گرفتن از اطرافیان هم پسندیده نیست.
3. شرکت در مجالس باید مورد توافق همسران باشد. هیچ‌کدام از زن و شوهر، دیگری را مجبور به مشارکت در جلسات نکند. رأی همسر را باید محترم شمرد.
4. حفظ حرمت‌ها؛
علاوه بر این‌که احترام بزرگترها باید رعایت شود، استقلال همسران جوان هم باید مورد توجه بزرگترها قرار گیرد.

اکنون شما، با در نظر داشتن این معیارها، تصمیم بگیرید، اما توجه کنید که در صورتی که نامزدتان ویژگی‌های مهمتر و ملاک‌های دارای اولویت بیشتری را دارا هستند، این‌گونه مسائل، قابل مدیریت است.
خداوند سبحان یاورتان باد.

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
اسفند

مشاوره اخلاقی - روان‌شناسی

پرسش


آقا یا خانمی پرسیده‌اند:
چه راه‌هایی برای کنترل خشم وجود دارد؟ لطفاً راهنمایی کنید.

پاسخ ما

تحلیل مسأله:
خشم، از ویژگی‌هایی است که، از سر حکمت، در آفرینش انسان لحاظ شده‌است. خداوند حکیم، آدمی ‌را «خشم‌دار» آفریده‌ است. این صفت، مانند غیرت و شجاعت است که ‌از اوصاف کمالی انسان‌اند. پیامبران نیز خشم داشته‌اند. خشم، «صفت کمال» است؛ آن کسی که خشم ندارد، ناقص است و یکی از اوصاف انسانی را ندارد، که ‌البته چنین کسی یافت نمی‌شود.
یکی از فایده‌های خشم، در مقابله با دشمن آشکار می‌شود؛ خشم، شجاعت و شهامت آدمی‌ را برمی‌انگیزد و افزون می‌کند.

خشم مثبت، خشم منفی

خشم مثبت همان است که در بالا بیان شد؛ که در ردیف غیرت و شجاعت است. خشم مثبت آن است که عقل بر آن فرمان براند و در میدان عقل، جَوَلان دهد و کرداری خردمندانه و البته شجاعانه را باعث شود؛ اما خشم منفی آن است که نابجا به جوش آید و زمام خود را از کف عقل بیرون کشد و آدمی‌ را از مدار خردمندی درآورد و کرداری نابخردانه و ظالمانه را باعث شود.
خشم مثبت، صفت و حالتی عاقلانه و شجاعانه ‌است و نتیجه‌ای نیکو دارد؛ اما خشم منفی، صفت و حالتی نابخردانه و دیوانه‌گونه ‌است و خرابی و پشیمانی به‌جا می‌گذارد.
خشم مثبت، نشانه سلامت جان و روان است و خشم منفی، نشانه ناسلامتی اعصاب و روان و یک «اختلال روانی» است.
پس، برای خشم مثبت:
جهان چون زلف و خط و خال و ابروست/ که هر چیزی به‌جای خویش نیکوست (شیخ محمود شبستری، گلشن راز)
و برای خشم منفی:
وقت خشم و وقت شهوت، مرد کو؟/ طالب مردی چنینم کو به کو (مولوی، مثنوی)

اما راهکارهای کنترل خشم منفی:
1. باعث‌های خشم را حذف کنید.
چه چیزهایی شما را خشمگین می‌کند؟ آن‌ها را از زندگی‌تان حذف کنید.
2. از محل خشم فاصله بگیرید.
هرگاه خشم به سراغتان آمد، از آن مکان و موقعیت، فاصله بگیرید. ماندن در محل و میدان‌دادن به عوامل خشم‌انگیز، باعث افزایش خشم می‌شود و اختیار را از کف اراده‌تان می‌رباید. پس، زود تغییر مکان و موقعیت دهید و از خشمگاه بگریزید.
3. یاد خدا کنید و ذکر بگویید.
هنگام خشم، خدا را و نظارت او را به یاد آورید. آن‎گاه ‎ذکر خدا بگویید؛ هر ذکری که دوست دارید؛ عربی، فارسی، دعا، قرآن. برای نمونه: «لا اله‌ الّا اللّه»، «لا حول و لا قوة الّا باللّه»، «آمنا بالله و رسوله و لا حول و لا قوه‌الا بالله» با تمرکز ذهن و دل و با توجه به معانی آن‌ها. نیز صلوات بفرستید. هر ذکر و آیه و دعایی را که بیشتر دوست دارید و به دلتان می‌نشیند، همان را بگویید و بخوانید. این راهکار، در کنترل خشم، بسیار مؤثر است.
4. ورزش کنید.
ورزش، در آرامش اعصاب و روان و کاستن از خشم منفی، بسیار اثرگذار است.
5. به مشاوری دانا و توانا مراجعه کنید.
خشم منفی، یک اختلال عصبی و روانی است. مشاور دانا و توانا، کمکی نیکو است برای درمان این اختلال. حتی اگر او شما را به پزشک ارجاع داد، بپذیرید و مقاومت نکنید.
خداوند سبحان، مددکارتان باد.

علی‌اکبر مظاهری، مجله خانه خوبان، شماره ۱۰۳.



https://sapp.ir/mazaheriesfahani_ir

  • علی اکبر مظاهری
۰۶
اسفند

 

زنان دوراندیش آنان‌اند که دل‌های رمنده مردانشان را در دام عشق خود گرفتار کنند و آن‌ها را رام و آرام نمایند.
این هنری است ارجمند که بن‌مایه آن در وجود خانم‌ها موجود است. باید آن را پرورش دهند و در صحنه زندگی، به کار گیرند.
چرا زنان بگذارند مردشان به دام زن دیگری گرفتار شود و آن‌گاه شیون کنند و آبرو بریزند و کار را به قاضی و وکیل و دادگاه بکشانند و از زندگی‌شان دمار برآورند و کانون خانواده را متلاشی کنند؟
خراب‌کردن که هنر نیست؛ آباد کردن هنر است.

  • علی اکبر مظاهری
۲۴
بهمن

امروز، ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، هنگام نماز صبح، در حرم امام مهربان، خانم مهندس فاطمه کوثر، همکار خوبمان، و آقای مهندس داوود بادلو، پیوند همسری و یاوری بستند.
امام رضا - علیه السلام - و فرشتگان طواف‌کننده بر آن حرم و حریم الاهی، شاهدان عقدشان بودند.
به‌ به، چه عروس و داماد خوشبختی! به به، چه شاهدان خجسته‌ای!
این ازدواج، سخن بسیاری دارد، که خود عروس و داماد می‌نویسند و ما به جوانانمان و خوانندگانمان می‌نمایانیم.
حقا که این ازدواج، درس‌آموزی‌های فراوانی دارد، برای جوانان بی‌همسر و خانواده‌ها.
اینک به فاطمه‌خانم و آقاداوود، خجسته‌باش و مبارکا بادا می‌گوییم و منتظر نوشته مشروح ایشان درباره چگونگی صورت‌پذیری ازدواجشان می‌مانیم.
ای خدا، این وصل را فرخنده فرما.
اللهم الف بینهما و طیب نسلهما و کثر رزقهما. آمین یا الاهی.

علی‌اکبر مظاهری
۲۲ بهمن ۹۷



  • علی اکبر مظاهری
۱۵
بهمن

«دختران و انتخاب همسر»؛ کتابی برای راهنمایی دختران مجرد جهت ازدواج صحیح

یک استاد و پژوهشگر حوزه خانواده می گوید: خواستگاری و ازدواج، در فرهنگ ایرانی اسلامی ما، پوشیده از آداب و رسوم مختلف است. یکی از این رسم‌ها، رسم پسندیدۀ خواستگاری پسر از دختر است. در فرهنگ ما اهمیت دارد که پسر، به خواستگاری دختر برود، ناز او را بکشد و به عنوان یک عاشق، در مقابل دختر زانو بزند و از او بخواهد که بر عرصۀ دلش قدم نهد و با او یک زندگی عاشقانه را بیاغازد.

به نقل از خبرگزاری شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین علی‌اکبر مظاهری اظهار داشت: همیشه اوضاع بدین صورت نیست. گاهی پسر از سر عوامل مختلف حیا می‌کند و پیشقدم نمی‌شود؛ اما دختر، در تب و تاب وصل می‌سوزد. او می‌خواهد ولی می‌سوزد و دم نمی‌زند و پسر به دنبال درس و کار و درآمد و زندگی خویش.
در این اوضاع دل‌آشوب دخترانه، و بی‌خبری خیال پسرانه، دختر چه می‌تواند انجام دهد؟ آیا دست روی دست بگذارد و انتظار بکشد تا آن پسرک بی‌خیال که آتش به دلش زده به سراغش بیاید؟ یا اینکه خود کمر همت ببندد و کاری کند کارستان؟

وی افزود: در پاسخ این سؤال بود که کتاب «دختران و انتخاب همسر» تولد یافت تا این دختران را راه نمایاند.

«دختران و انتخاب همسر» به همت استاد علی اکبر مظاهری، مشاور حوزه و دانشگاه، و تعدادی از همراهانشان، این راه را آغاز کرد تا با بالابردن آگاهی دختران و والدین آن‌ها در این زمینه، قدری از آلام جوانان این کشور را تسکین دهد.

این کتاب در چهار فصل سامان یافته است:
فصل اول: پیشگامی دختران در ازدواج
اساس این کتاب بر یک داستان قرآنی شکل گرفته است؛ داستان موسی و خواستگاری صفورا، دختر شعیب نبی، از او. با بررسی زوایای مختلف این ماجرا، به دختران نشان داده می‌شود که چگونه با داشتن حیا و عفت و سلامت روان، می‌توان خواستگاری کرد؛ خواستگاری‌ای که کرامت او را آسیب نزند.

فصل دوم: راویان ازدواج
دختران در این مسیر تنها نیستند. مؤمنان پاک سیرت و متعهدی هستند که نه برای جلب توجه خلق، بلکه برای رسیدن به رضای خداوند، حاضرند در میان جوانان پاک‌دل، پیوند ازدواج برقرار کنند تا در سرای دیگر از مواهب این کار خیرخواهانه‌شان توشه برگیرند. این فصل، تلنگری است بر احیای سنت کمرنگ شدۀ میانجی‌گری و شفاعت برای ازدواج جوانان.

فصل سوم: دوستان ظالم
اینکه باید برای ازدواج، هم از طرف پسران و هم از طرف دختران همتی دیده شود، یک سوی ماجراست. همواره در مسیر حق، افرادی هستند که کاری جز سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی ندارند و باید برای برخورد با این افراد نیز آمادگی لازم را داشت. البته این افراد لزوماً غریبه‌های کینه‌توز نیستند، بلکه گاهی اطرافیان و خیرخواهان پیرامون پسران و دختران هستند که از روی ناآگاهی می شوند "دوست ظالم”!

فصل چهام: دردسرهای خودساخته
خود جوانان نیز گاهی باعث خروج ازدواج از مسیر طبیعی آن‌اند. در این کتاب به ایشان راهکارهای ضروری نمایانده شده‌ است.

نشر عطش، میزبانی انتشار «دختران و انتخاب همسر» را پذیرفته و با همتی ستودنی، آن را آراسته و روانه بازار خسته‌روان کتاب نموده است‌.

آوای مهر خانه



  • علی اکبر مظاهری
۱۰
بهمن

نویسنده: مهندس فاطمه کوثر، مجله خانه خوبان، شماره ۱۱۹، بهمن ۹۷.

فزون‌طلبی در هر چیزی بد است؛ خواه در مال باشد، خواه در علم، خواه در محبوبیت، و مانندهای آن‌ها. این همان است که از «کمال طلبی‌های غلط» آغاز می‌شود.
صفت «غلط» برای کمال‌طلبی، در اینجا، هدفمند انتخاب شده است. چرا می‌گوییم غلط؟ چون کمال‌خواهی، صفت پسندیده‌ای است، که برای رسیدن به هدف خلقت، در وجود ما نهاده شده، اما ناگواری‌ها از آنجا شروع می‌شود که این کمال‌خواهی را در مسیر برتری‌طلبی و به‌اصطلاح عمومی، «اول‌بودن» و «برجسته‌بودن»، به کار می‌اندازیم و آن‌وقت است که آگاهانه یا ناآگاه، دچار کثرت‌طلبی و فزون‌طلبی می‌شویم، که عواقب ناگوار بسیاری در پی دارد.
گاهی، تلخی و سختی برخی امور را وقتی می‌توان عمیقاً درک کرد که شیرینی و آسایش حالت عکس آن را چشیده باشیم. بنا بر تمثیل، اگر «راحتی خیال در حالت قناعت و رضایت» را بچشیم، درمی‌یابیم که تا به حال چقدر خودمان را اذیت می‌کرده‌ایم!

عواقب ناگوار

عواقب سخت و ناآرام کدام‌اند؟ استرس رقابت، سرخوردگی هنگام اول نشدن، همیشه ناراضی بودن.
این سومی خیلی سنگین است؛ تحمیل فشار و اجبار بر خودمان برای رسیدن حتمی به اهداف فراوانی که بر اساس کمال‌طلبی، بر خودمان آوار کرده‌ایم.
خوب است به آموزه‌های دینی‌مان بازگردیم. امام علی(ع) فرموده‌اند:
«من اصلاح شما را به قیمت تباهی خودم نمی‌خواهم».*
عجب سخنی است این سخن! یعنی امام معصوم، با آن‌همه دلسوزی که برای خلق خدا داشته‌اند، حتی در راه هدایت مردم نیز اهل تکلف نبوده‌اند. آری، انسان باید خوب کار کند، اما تا همان‌جایی که می‌تواند. خوب کار کند، اما مجبور نیست در هر زمینه‌ای، بهترین باشد. همین که «خوب» باشد کافی است. نیازی به «عالی» بودن نیست. همین که تلاشی با آرامش بکند، کافی است، نیازی به تلاش بی‌وقفه و تحمیلی نیست.
گاهی هم بعضی جملات مشهور در این زمینه، ما را به اشتباه می‌اندازد. جملاتی از قبیل:
«من حتماً به هدفم می‌رسم».
«من می‌توانم بهترین باشم» و مانند این‌ها.
در حالی که اگر ما سست‌همت و تنبل نباشیم، ولی اندکی نقص را هم در هر چیزی بپذیریم، موفق‌تر و آرام‌تریم.

* نهج‌البلاغه، خطبه ۶۹.

  • علی اکبر مظاهری
۰۹
بهمن

 

نگاهی کوتاه، از زاویه‌ای ویژه، به چند روز آخر عمر علامه طباطبایی، به قلم یکی از حواریون ایشان.

آیت‌الله ابراهیم امینی، در کتاب خاطرات خود، نوشته‌اند:
... به عیادت استاد[علامه طباطبایی] رفتم. سرم در دستش و بیهوش بود. به جز خانم، کسی حضور نداشت. خانم مراقب بود سرم از دست آن جناب خارج نشود. به من گفت: نماز نخوانده‌ام. شما مواظب آقا باشید تا من نماز بخوانم. مراقبت از علامه را به عهده گرفتم تا خانم نماز خواند. بعد از حدود نیم ساعت، استاد به هوش آمد و تلاش کرد بنشیند. دستش را گرفتم مبادا سرم از رگ خارج شود... .
من برای ادای نماز مغرب و عشا، از منزل خارج شدم. بامداد همان شب از احوال استاد جویا شدم. گفتند: دیشب حالشان بدتر شده. او را به بیمارستان آیت الله گلپایگانی بردیم و بستری شد.
بعد از ظهر همان روز، در بیمارستان، از او عیادت کردم. در حال اغما بود و با دستگاه اکسیژن تنفس می‌کرد. جز همسر وفادار، شخص دیگری بر بالینش نبود.
خانم گفت: نماز ظهر و عصر را نخوانده‌ام و نیاز به تطهیر دارم. شما مراقب علامه باشید تا من تطهیر کنم و نماز بخوانم و برگردم.
دو سه ساعت توقف کردم تا خانم برگشت.
مشاهده چنین وضع رقت‌باری برایم دردناک بود و از قدرناشناسی مسئولان مربوطه بسیار متاسف شدم. آیا درست است که یک شخصیت بزرگ علمی و یک عالم ربانی در بیمارستان تنها بماند؟ اف بر جهل و قدرناشناسی ابنای روزگار.
به هرحال آن شخصیت ممتاز علمی در حدود یک هفته در بیمارستان بستری و در حال اغما بود... [و] در بامداد روز یک‌شنبه، ۲۴ آبان ۱۳۶۰ هجری شمسی، در همان بیمارستان، به لقاء‌الله پیوست.


کتاب "خاطرات آیت‌الله ابراهیم امینی"، ص ۱۲۱- ۱۲۰، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.



  • علی اکبر مظاهری
۰۸
بهمن

ورودگاهی به شریعه خوشگوار صحیفه سجادیه

پرستش و نیایش، خجسته‌ترین بخش حیات آدمیان است. زیستن بی‌نیایش و زندگانی بی‌پرستش، زیستنی انسانی نیست؛ چیزی دیگر است که باید نامی دیگر بر آن نهاد.
سخن در این نیست که پرستش و نیایش، جزئی از لوازم سعادت حیات انسان است، نه! سخن بر سر این است که قوام و دوام زندگانی انسانی، بدون پرستیدن و نیایش، امکان نمی‌یابد. آفریدگار انسان، این آفریده برگزیده خویش را این‌سان آفریده که مناجات و پرستش، بخشی از هستی انسانی او است.
از فرخنده‌ترین موهبت‌های خداوند رحمان، به ما آدمیان، آن است که رخصتمان داده تا با او سخن گوییم و از او سخن شنویم؛ گفت و شنودی دوسویه و رویارو و بی‌واسطه. اجازه‌مان داده تا در منظر او، بند از رازهای سربسته دلهایمان واگشاییم و با او راز گوییم و خواسته‌هایمان را در محضرش واگوییم و با آن نزدیک‌ترین عزیزمان نجوا کنیم و دست بر دامان پرمهرش زنیم و خویشتن را خاکسارانه در پیشگاه کبریایی‌اش بر خاک افکنیم تا که مهربانانه، حرف‌های دل‌هایمان را بشنود و رازدارانه، راز و نیازهایمان را ببیند و کریمانه، خواسته‌هایمان را برآورد و مهرورزانه، سرهایمان را بر دامان پرمهر خویش گیرد و بزرگوارانه، از خاکمان برخیزاند و بر بام افلاکمان نشاند.
همان‌سان که مولای ساجدان، امام سجاد - علیه‌السلام - در مناجات با خداوند سبحان می‌گوید:
الهی!... من اعظم النعم علینا جریان ذکرک علی السنتنا و اذنک لنا بدعائک و تنزیهک و تسبیحک؛ خدای من! از عظیم‌ترین نعمت‌هایمان، روان‌شدن ذکر و نام تو است بر زباهایمان، و این‌که رخصتمان داده‌ای تا تو را بخوانیم و دعا کنیم و تو را پاک شماریم و تسبیحت گوییم. (مناجات الذاکرین، مناجات سیزدهم از مناجات خمس عشر)
رخصت‌‌یافتن برای ورود به این "راه دوسویه" و مجال‌جستن برای مناجات این ذره ناچیز با آن وجود همه‌چیز، و پیوستن این قطره بی‌بها به آن دریای بی‌منتها، نعمتی است سترگ و بی‌بدیل که سپاسی عابدانه و خاضعانه را می‌طلبد، و بسته‌شدن این راه و محروم‌شدن از این نعمت عظما، زیانی است بی‌جبران.

  • علی اکبر مظاهری
۰۸
بهمن

سلام و درود.
سپاسگزارم که به مساله بنده توجه ویژه کردید.
خواهشمندم تشکرم را به همه بزرگوارانی که همراهی کردند و نظرهای ارزنده و کاربردی ارائه فرمودند، ابلاغ کنید.
از خداوند برای همگی‌تان پاداش فراوان می‌طلبم.

داوودی

  • علی اکبر مظاهری