›› از زبان مشاور
خانم مظلومى ده سال بود که ازدواج کرده بود و دو فرزند داشت. رابطه اش با همسرش بد بود؛ بسیار بـد. اعصابش خـراب بود؛ بسیار خراب. برادرش که خیرخواه او و همسرش و فرزندانشان بود وى را به مشاوره آورد؛ براى اصلاح رابطۀ او با همسرش و کاستن از رنجهایش.
خانم راز دلش را فاش نمى کرد و بر دردهاى جانش سرپوش نهاده بود. رنج هایش را چنان پنهان کرده بود که یافتن آن ها مشکل بود.
پس از کاوش بسیار...
