«در دامان خدا پناه گیریم!» اخلاق و خانواده از منظر قرآن و اهل بیت(ع)/ نوشتاری از استاد علی اکبر مظاهری – بخش چهارم
شفقنا هر روز ماه مبارک رمضان را با هدیهای از بوستان خجسته قرآن و اهل بیت(ع) با موضوع مهم «اخلاق و خانواده» به قلم حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر مظاهری استاد اخلاق و خانواده، مهمان خانه و خانواده ها خواهد بود. انتقادات و پیشنهادات مخاطبین به استاد علی اکبر مظاهری منتقل خواهد شد و آقای مظاهری پاسخگوی سوالات احتمالی مخاطبان عزیز خواهد بود.
استاد مظاهری در بخش چهارم نوشتاری که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:
پرسشی از جوانی پاکیخواه
جوانی پرسیده است: هرچه سعی میکنم نمیتوانم نفس امارهام را کنترل کنم. فکر و قلبم درگیر افکار پلید است و مرا تا سر حد – نعوذ بالله – آن معصیت بزرگ میکشاند و مدام عذابم میدهد. لطفاً راه نجاتش را برایم توضیح دهید.
تحلیل مسئله
استمناء و خودارضایی، نارواست. اگر هیچ دلیلی بر ناروایی آن نداشتیم – که داریم – همین که در تعالیم دینی، ممنوع شده، کافی است که آن را ناروا بشماریم. البته، بسیاری از دانشمندان غیر مسلمان، اما باانصاف نیز آن را ناروا شمردهاند.
پاسخ و راهکارهای عملی
درود بر شما که چنین پاکیخواه هستید! سلام فرشتگان بر شما که اینگونه تقواپیشهاید! رحمت خدا بر شما که جان و وجدانتان اینچنین بیدار و هشداردهنده است.
اکنون چنین کنید:
۱. ازدواج کنید
چارهٔ اصلی کار، ازدواج است. برای ازدواجتان جهاد کنید و برای پاکماندنتان مبارزه نمایید. به فرمودهٔ امام علی(ع):
«مَا اَلمُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ الله بِأَعظَمَ أَجراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکادَ العَفیفُ أَنْ یَکونَ مَلَکاً مِنَ المَلائکَهِ؛ [۱]
پاداش مجاهد شهید در راه خدا، برتر نیست از پاداش آن کس که بتواند گناه کند، اما عفت ورزد. آدم عفیف پاکدامن چونان فرشتگان است.»
هرچه در این راه بکوشید، ارزش دارد. میدانم سخت است، اما باید کوشید:
دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی [۲]
در کتاب جوانان و انتخاب همسر و کتاب دختران و انتخاب همسر، راهکارهایی برای عبور از موانع راه ازدواج و انجام بههنگام آن نوشتهایم. بخوانید که حتماً مؤثر است. ان شاءالله!
۲. ایمان و تقوایتان را تقویت کنید
ایمان مذهبی از قویترین عوامل پیشگیری از همهٔ پلیدیهاست. آن کس که خدا را همیشه شاهد کردار خود بداند، به آلودگیها کمتر تن میدهد.
این سخن امیر تقواپیشگان، امام علی(ع)، بسیار دلنشین و هشداردهنده است:
«إتَّقوا مَعاصِی الله فِی الخَلَواتِ فَإِنَّ الشّاهِدَ هُوَ الحاکِمُ؛ [۳]
از معصیتهای خدا در خلوتگاهها شرم و پرهیز کنید، زیرا او که شاهد است، همو قاضی و حاکم است.»
وقتی شاهد و قاضی هر دو و همزمان ناظر باشند، بعید است جرمی صورت پذیرد و مجرمی جنایتی کند؛ مگر آنکه مجرم، از آن دو، چندان پروایی نداشته باشد.
این آیه دل را میلرزاند:
«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللهَ یَریٰ؛ [۴]
مگر نمیداند که خدا میبیند؟»
یکی از عواملی که معصومان(ع) را معصوم و مصون میدارد، این است که همواره خدا را ناظر خود میدانند. ایشان نه فقط از ترس خدا گناه نمیکنند، بلکه از خدا شرم دارند.
برای تقویت ایمان و تقوایتان چنین کنید:
الف) عبادت کنید
عبادتهایتان را جاندارتر کنید. در عبادت توجهتان به خدا باشد. در نماز حضور قلب داشته باشید. نماز شب بخوانید؛ اگرچه سه رکعت آخر باشد، شفع و وتر و حتی یک رکعت آخر؛ وتر.
ب) کتابهای اخلاقی و عرفانی بخوانید
مطالعهٔ کتابهای اخلاقی و عرفانی، تأثیری شگرف در رشد ایمان و تقوا دارد. کتابهایی بخوانید که بدانید نویسندگان آنها باایمان و تقوامدار هستند.
برای نمونه، آثار نوشتاری و گفتاری استاد شهید مطهری و شهید دستغیب بسیار خوب و مؤثرند. آثار شهید مطهری موضوعبندی شده است؛ اخلاقیات ایشان را بخوانید. در آثار شهید دستغیب، گناهان کبیره مفیدترین است، بهویژه که در این کتاب، استمنا و خودارضایی مطرح شده است. از بهترین آثار دینی دربارهٔ استمنا، همین کتاب است.
ج) با مؤمنان و تقواپیشگان مصاحبت کنید
معاشرت با پاکان در جان آدمی تأثیری نیکو دارد.
د) از ناپاکان دوری کنید
همانگونه که همنشینی با پاکان، جان را صفا میدهد، رفاقت با ناپاکان، روان را آلوده میکند. در انتخاب رفیق و در همنشینی با اشخاص، سختگیر و اندیشناک باشید.
هـ) قرآن و حدیث بخوانید
هر روز دست کم یک صفحه قرآن و یک حدیث اخلاقی بخوانید و در معانی آنها دقت کنید. از سورهها و احادیث کوتاه شروع کنید و بهتدریج گسترش دهید.
و) با خدا مناجات کنید
در دعا و مناجات، با خدا صمیمی باشید. با او بیتکلف سخن بگویید. دعاها و مناجاتهایی را بخوانید که دوست دارید. در معانی آنها دقت کنید. برخی از مناجاتها و دعاها بهگونهای است که شایسته است همیشه و به تکرار خوانده شوند، مانند مناجات «خمس عشر» و مناجات «شعبانیه».
۳. ورزش کنید
ورزش عاملی چندمنظوره برای مبارزه با این آفت است:
الف) ورزش، بخشی از انرژیهای زاید را – که در تحریک جنسی مؤثر است – مصرف میکند؛
ب) ورزش، بخشی از اوقات بیکاری و بیهودگی را – که عاملی برای ولنگاری است – میزداید؛
ج) ورزش، بخشی از افکار ولنگار و گناهآلود را میزداید؛
د) ورزش، روح فتوت و بزرگواری را در آدمی، چالاک میکند. جان بزرگوار، کمتر دچار آلودگی میشود؛
هـ) ورزش، تفریحی است نشاطآور که در بالندگی اخلاق اثرگذار است؛
و) ورزش، بخشی از افسردگی و در خود فرورفتگی را – که از عوامل انحطاط و انحراف است – میبرد و شادابی و بالندگی را – که از عوامل رشد اخلاقی است – جایگزین آن میکند.
البته، ورزشهایی را انتخاب کنید که هم در دسترس و همیشگی، و هم مورد علاقهٔ شما باشد تا از آنها لذت ببرید.
۴. بیکار نمانید
بیکاری باعث ولنگاری است و بسیاری از مفسدهها محصول بیکاری است. از این رو، همهٔ اوقات خود را با کارهای مفیدی که به آنها علاقهمندید، پر کنید. بهتر است کارهایی انجام دهید که نیازمند صرف انرژی و تمرکز فکر باشد.
۵. از تنهایی بپرهیزید
افکار و اعمال آلوده در هنگام تنهایی، بیشتر آدمی را درگیر میکند و او را به سوی خود میکشاند. اگر در جایی تنها بودید و احساس کردید وسوسههای آلوده به سراغتان میآیند، فوری آن محل را ترک کنید و به جایی بروید که نشود آن گناه را انجام داد.
۶. از عوامل شهوتانگیز بپرهیزید
از هرچه باعث تحریک جنسی میشود، باید پرهیز کرد.
الف) چشمچرانی؛ چشم که ببیند، دل میخواهد و دل که بخواهد، اقدام میشود.
«ز دست دیده و دل، هر دو فریاد». [۵]
«کَم مِن نَظْرَهٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَهً طَویلَهً؛ [۶]
چهبسا دیدنی که حسرتی طولانی به جای میگذارد.»
ب) دیدن فیلمها و عکسهای شهوتانگیز؛
ج) خواندن و شنیدن مطالب تحریکآمیز؛
د) معاشرت با نامحرمان؛ این عامل از عوامل دانهدرشت است که هرگز نباید خود را از گزند آن در امان بدانید؛ چنانکه حضرت یوسف(ع) در مواجهه با زنان مصری به خدا گفت:
«إنْ لا تَصْرِف عَنّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَ أَکُن مِنَ الجاهِلینَ؛ [۷]
اگر تو مرا از حیلهٔ آنان منصرف نکنی، به آنان تمایل پیدا میکنم و از نادانان میشوم.»
هـ) تخیل دربارهٔ مسائل شهوتانگیز. تخیل درمورد این مسائل، مقدمه و ورودگاهی برای افتادن در دام بلاست. کنترل اندیشه در ابتدا سخت است، اما با تمرین، آسان میشود.
۷. رژیم غذایی مناسب داشته باشید
در اینجا منظور از رژیم غذایی، رژیم لاغری نیست، بلکه برنامهای برای کنترل شهوت جنسی است. برخی از غذاها تحریککننده و افزایندهٔ میل جنسی، برخی دیگر آرامکننده و بعضی کاهندهٔ امیال شهوانی است.
تا ازدواج نکردهاید، از تحریککنندهها و افزایندهها بپرهیزید و از آرامکنندهها استفاده کنید. البته، پرخوری – هر غذایی که باشد – تحریککننده و افزاینده است، پس پرخوری نکنید.
در اینباره از متخصص تغذیه کمک بخواهید.
۸. روزهٔ هفتگی بگیرید
چه خوب است که هر هفته، یکی دو روز، روزه بگیرید. روزه در دوشنبهها و پنجشنبهها مستحب است. البته، در روزهای دیگر نیز خوب است. اگر روزهٔ قضا بر عهده دارید، میتوانید آنها را نیت کنید. از این عبادت، در مسیر سلامت و عفت، بهره ببرید.
۹. هدفگذاری و برنامهریزی کنید
آدمی باید برای اوقات خود؛ اوقات روزانن، ماهانه، سالانه و همهٔ عمر، برنامهها و هدفهای ارجمند داشته باشد. بیهدفی، بیهودگی را در پی دارد.
ابتدا برنامههای کوتاهمدت و سپس بلندمدت برای خود مشخص نمایید و هیچ زمانی از زمانهای عمرتان را بیهدف رها نکنید.
هدفمندبودن و خود را پایبند به اهدافکردن و برای رسیدن به آنها کوشیدن، انسان را رشید میکند و مجال چندانی برای هرزهاندیشی و بیهودهکاری باقی نمیگذارد.
۱۰. از واعظان تقواپیشه موعظه بگیرید
موعظه بر جان آدمی تأثیری نیکو میگذارد. هیچکس از شنیدن موعظه، بینیاز نیست، حتی معصومان. در آموزههای دینیمان آمده است:
پیامبر اکرم(ص) از جبرئیل موعظه میطلبید. نیز، امیرمؤمنان(ع) از برخی صحابیان ناب خویش موعظه طلب میکرد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«قالَ رَسولَ الله صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَ سَلَّم لِجِبرَئیلَ عِظْنی فَقالَ یا مُحَمَّد…؛ [۸]
پیامبر(ص) به جبرئیل فرمودند: مرا موعظه کن! جبرئیل گفت: ای محمد…»
هیچ فردی از موعظه بینیاز نیست. ممکن است فردی از تعلیم شخص دیگری بینیاز باشد، اما از موعظهٔ او بینیاز نیست، زیرا دانستن، یک مطلب است و متذکر شدن و تحت تأثیر تلقین یک نفر واعظ مؤمن متقی قرارگرفتن، مطلب دیگر است. میگویند: علی(ع) به یکی از اصحابش میفرمود: عِظْنی؛ مرا موعظه کن! و میفرمود: در شنیدن، اثری هست که در دانستن نیست. [۹]
شاید یافتن موعظهگر باتقوا دشوار باشد، اما ناممکن نیست. اگر بجویید، مییابید.
سایهٔ حق بر سـر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود [۱۰]
«مَنِ اِسْتَدامَ قَرْعَ البابِ وَ لَجَّ وَلَجَ؛ [۱۱]
آنکس که دری را به دوام بکوبد، باز میشود.»
شنیدن موعظهٔ حضوری تأثیر بهتری دارد، اما علاوه بر آن، در اینترنت و شبکههای اجتماعی نیز گفتارهای موعظهای بسیار است که میتوان به آسانی از آنها بهره برد.
مثلاً درسهای تفسیر قرآن، نهجالبلاغه و اخلاق آیهالله جوادی آملی، بسیار مفید است. «مؤسسهٔ اسراء» آنها را مهیا میکند. چند کانال و سایت اینترنتی از ایشان موجود و در دسترس است.
۱۱. با مشاوری روانشناس و متدین مشاوره کنید
مراجعه به مشاور و روانشناس به دو دلیل، لازم است:
الف) خودارضایی، به روان و اعصاب آدمی لطمه میزند؛
ب) یکی از عوامل دانهدرشت خودارضایی، آشفتگی روانی است.
مشاور دانا و توانا کمک خوبی در مسیر ایجاد اعتدال و آرامش روانی است.
اگر مشاورتان تجویز کرد نزد روانپزشک بروید، حتماً به تجویز و توصیهٔ او عمل کنید. چنانچه روانپزشک دارو تجویز کرد، حتماً مصرف نمایید و به بهانهٔ عوارض جانبی، در برابر دارودرمانی مقاومت نکنید. عوارض جانبی دارویی، مخصوص داروهای اعصاب و روان نیست، بلکه همهٔ داروها در کنار فایدههای بسیار، عوارض اندکی نیز دارند که ما به دلیل بیشتر بودن فایدههاشان، بر زیانش چشم میپوشیم و این یک محاسبهٔ عاقلانه است.
۱۲. با خدا پیمان ببندید
با اینکه ارادهٔ آدمی نیرویی مقتدر است و میتواند انسان را در انجام کارهای بزرگ یاری کند، اما در پارهای از عرصهها، به دلایلی زانو میزند و ابراز ناتوانی میکند. در این هنگامهها باید به یاریاش شتافت؛ ضعفهایش را شناخت و درمان کرد و نیازهایش را برآورد و آن را سر پا کرد و نگذاشت زمینگیر شود.
یکی از عرصههایی که ممکن است اراده در آن اظهار ناتوانی کند و نتواند قلمرو مدیریت خود را نیکو اداره نماید، عرصهٔ طغیان شهوت جنسی است. در این هنگامهٔ آشوبناک، باید نیروهای کمککار به میدان آیند و اراده را تقویت کنند.
از بهترین کارافزارها در تقویت اراده، «پیمانبستن با خداوند» است.
برای یاری اراده، در پیشگیری از استمنا و خودارضایی چنین کنید:
با خدا پیمان ببندید که تا فلان زمان، مثلاً تا ظهر جمعهٔ آینده استمنا نکنید.
این پیمان باید بر مبنای موازین شرعی باشد که پایبندی به آن واجب شود و نقض آن حرام و کفارهآور باشد؛ مثلاً بگویید: والله من از حالا تا ظهر جمعهٔ آینده استمنا نمیکنم.
(برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ پیمانبستن با خدا، به رسالههای توضیحالمسائل مراجعه کنید.).
در ابتدا، زمان پیمان را کوتاه بگیرید تا از عهدهٔ انجام آن برآیید؛ یکروزه، سهروزه و یکهفتهای. سپس اندکاندک پیمان را طولانی کنید؛ یکماهه و سهماهه و آنگاه طولانیتر کنید؛ ششماهه و یکساله. این کار را ادامه دهید تا آنکه دیگر از شر آن نجات یابید و در همهٔ عمر، پاک بمانید. انشاالله!
۱۳. توبه کنید
توبه یک واجب فوری است. هر گاه آدمی به گناهی آلوده شد، واجب است که فوری توبه کند و با بازگشت به دامان پر مهر خداوند مهربان، جان خود را از آلودگی پاک نماید.
آغوش خدا همیشه به روی آدمی گشوده است. هر گاه انسان توبه کند و دست از بدکاری بشوید، پاک میشود و گویا گناهی نکرده است. به فرمودهٔ پیامبر اکرم(ص):
«التّائبُ مِنَ الذَّنبِ کَمَنْ لا ذَنبَ لَهُ؛ [۱۲]
توبهکننده از گناه، چونان کسی است که گناه ندارد.»
توبه، جان را صفا میدهد، خدا را خشنود میکند، انسان را به نیکیها ترغیب مینماید و از بدیها بیزار میکند.
هرگز نباید از سنگینی گناه خود ناامید شد، بلکه باید به بخشندگی خدای رحمان امید بست. خدای سبحان به بازگشت بندگان شوق دارد. هر گناهی – هرچه بزرگ باشد – در برابر بخشندگی او کوچک است. پس در همین لحظه توبه کنید و زنگار استمنا را از جان خود بزدایید و دیگر هرگز جان زلالتان را به لجن گناه، آلوده نکنید. همین الآن با عزمی جزم، توبه کنید، نه فردا:
هین مگو فردا که فرداها گذشت
تـا بــه کلّی نـگـذرد ایـام کشــت [۱۳]
نگویید: جانم چنان آلوده است که از خدا شرمسارم و روی رفتن به بارگاه او را ندارم، زیرا او بندهنواز و کریم است:
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کـریـمان کارها دشـوار نیست [۱۴]
پینوشتها:
۱: نهجالبلاغه، حکمت۴۷۴.
۲: مولوی، مثنوی.
۳: نهجالبلاغه، حکمت۳۲۴.
۴:علق، آیهٔ۱۴.
۵: باباطاهر.
۶: حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۲۰، ص۱۹۰.
۷: یوسف، آیهٔ۳۳.
۸: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۴۱.
۹: مرتضی مطهری، ده گفتار، ص۲۶۵.
۱۰: مولوی، مثنوی معنوی.
۱۱: تمیمیآمدی، غررالحکم، ج۱، ص۶۶۵.
۱۲: میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۲۶.
۱۳: مولوی، مثنوی معنوی.
۱۴: همان
«عروج انسان به مرتبهٔ عالی» اخلاق و خانواده از منظر قرآن و اهل بیت(ع)/ نوشتاری از استاد علی اکبر مظاهری – بخش سوم
شفقنا هر روز ماه مبارک رمضان را با هدیهای از بوستان خجسته قرآن و اهل بیت(ع) با موضوع مهم «اخلاق و خانواده» به قلم حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر مظاهری استاد اخلاق و خانواده، مهمان خانه و خانواده ها خواهد بود. انتقادات و پیشنهادات مخاطبین به استاد علی اکبر مظاهری منتقل خواهد شد و آقای مظاهری پاسخگوی سوالات احتمالی مخاطبان عزیز خواهد بود.
استاد مظاهری در بخش سوم نوشتاری که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:
حکمت ازدواج
امام رضا(ع) فرمودهاند:
«وَ لَوْ لَمْ تَکُن فِی الْمُناکحهِ وَ الْمُصاهَرَهِ آیَهٌ مُنْزَلَهٌ وَ لا سُنَّهٌ مُتَّبَعَهٌ لَکانَ ما جَعَلَ الله فیهِ مِنْ بِرِّ القَریبِ وَ تَأَلُّفِ البَعیدِ ما رَغِبَ فیهِ العاقِلُ اللَّبیبُ وَ سارَعَ إلَیْهِ الْمُوَفَّقُ المُصیبُ؛ [۶]
اگر دربارهٔ ازدواج، هیچ آیهٔ استوار و سنت پایداری نمیبود [و از ناحیهٔ خدای سبحان و پیامبر اعظم(ص) دستور و فرمانی دراینباره صادر نشده بود]، باز به دلیل همان فایدههایی که خداوند در ازدواج نهاده است، از قبیل نیکی با خویشاوندان و پیوند با خویشان، باید خردمند فرزانه به ازدواج رغبت ورزد و توفیقمند نیکاندیش به سوی آن بشتابد.»
شاید پارهای از مردمان – که حکمت ازدواج را نمیدانند – چنین پندارند که نیازهای غریزهٔ جنسی را میتوان از راههای گوناگون تأمین کرد، پس دیگر چه جای پذیرش مسئولیتهای همسرداری و تدبیر امور خانواده؟! پاسخ آن است که تأمین نیازهای غریزهٔ جنسی، یگانه فایدهٔ ازدواج نیست، بلکه یکی از رهاوردهای آن است. رهاوردهای فرخندهٔ ازدواج و همسرداری، بیش از آن است که به شمار آید.
«بعد از ازدواج، شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی میشود و خود را شدیداً مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی فرزندان آینده میبیند؛ به همین دلیل، تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار میگیرد.» [۷]
فضیلت ازدواج و بهرهای که از کانون خانوادگی به آدم میرسد، بیبدیل است.
یار راه
همسر، برای عروج به مرتبهٔ عالی انسان و وصول به لقای خدای سبحان، بهترین یاور است.
همسر گریزی هرگز!
امام رضا(ع) فرمودهاند:
«زنی به خدمت امام محمدباقر(ع) آمد و گفت: من زنی هستم که همهٔ پیوندهای زندگانی این جهانی را گسیختهام و تنها با خداوند سبحان پیمان بستهام!
حضرت به او فرمودند: «یعنی چه؟ چگونه پیوند بریدهای و چهسان پیوند بستهای [و چه راهکار و شیوهای برگزیدهای؟!] زن گفت: قصد کردهام که هرگز ازدواج نکنم. حضرت فرمودند: چرا؟ او گفت: برای وصول به فضیلت و کسب مرتبت و جایگاه عالی. حضرت فرمودند: این کار را نکن و از این تصمیم و شیوه، منصرف شو! اگر بنا بود که در این روش و منش، فضیلتی باشد، حضرت فاطمه(س) از همگان شایستهتر بود و او این کار را میکرد، زیرا هیچکس در فضیلت و مکانت، از ایشان پیشی نگرفته است.» [۱۰]
سخنی صریح و صمیمی با جوانان
به جوانان که دلهایشان پاکتر و ذهنهایشان کمتر گرفتار خرافات، کفریات و حرفهای جاهلانه و خدانشناسانه است، میگوییم: هان! برادران و خواهران! میخواهید در این دوران طربناک جوانی، سیر و سفرها به جهان معرفتها، لذتها و معنویتها بکنید؟ بسمالله! راه باز است، اما چرا تنها؟! این راه همسفر میطلبد و مونس و همدم میخواهد. پس باید یارانی داشته باشید تا شما را دلگرم کنند و انگیزهتان را بیشتر برانگیزانند.
بنگرید که پیامبر مهربان چه میفرمایند:
«مَنْ أحَبَّ أنْ یَلْقَی الله طاهراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوْجَهٍ؛ [۱۱]
آن کس که دوست دارد پاک و پاکیزه به لقای خداوند سبحان بار یابد، باید با همسر سفر کند.»
بنابراین، باید دست در دست و بال در بال هم افکنید و آفاق کرانههای ناپیدا را درنوردید و به آنجا برسید که به وصف نیاید.
جوانان! بیایید چونان علی و زهرا(ع) برای هم سرود عاشقانه بخوانید:
کُنّا کَزَوجَهِ حَمامَهٍ فِی أَیکَهٍ
مُتَمَتِعَینَ بِـصِحَهٍ وَ شَـبـابٍ [۱۲]
«ما چونان دو کبوتر همتا بودیم که در آشیانهای میزیستیم و از سلامت و جوانیمان بهره میبردیم.»
جوانان! بیایید حرفهای شرکآلود را دور افکنید و آداب و عادات جاهلی را به هیچ انگارید و به وعدهٔ صادق خداوند مهربان دل و جان سپارید که میفرماید:
«وَ أنکِحوا الأیامیٰ مِنکُمْ… إن یَکونوا فُقَراء یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ؛ [۱۳]
جوانان بی همسرتان را همسر دهید… که اگر نادار باشند، خداوند به لطف خود، توانگرشان میکند.»
حیف از دل و فطرت پاک شما که از موهومات بهراسد و سستی ورزد!
غیرت جوانیتان را غنیمت شمارید و بر خویشتن مپسندید که «جاهلیات» هراسانتان کند. جوان و ترس؟ هیهات! لذت و فضیلت جوانی را در پای خرافات و ذلت، قربانیکردن، خلاف جوانمردی است. شمایان دلهای پاکتان را به خدا بسپارید، آنگاه بنگرید که چگونه یاریتان میکند.
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کـریمـان کـارها دشـوار نیست [۱۴]
خدایا! دلهای لطیف و جانهای پاک جوانانمان را به تو پناه میدهیم؛ تو و لطف و کرمت!
یا رب دعای خجستهدلان مستجاب کن!
جهان با همسر
از امام صادق(ع) نقل شده است:
«جاءَ رَجُلٌ إلی أَبی عَبدِالله(ع) فَقالَ لَهُ هَلْ لَکَ مِنْ زَوْجَهٍ فَقالَ لا فَقالَ أَبی وَ ما أُحِبُّ أَنَّ لِیَ الدُّنْیا وَ ما فیها وَ أَنّی بِتُّ لَیلَهً وَ لَیْسَتْ لِی زَوْجَهٌ ثُمَّ قالَ اَلرَّکعَتانِ یُصَلِّیهٍما رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ أَعزَبَ یَقومُ لَیلَهُ وَ یَصومُ نَهارَهُ ثُمَّ أَعْطاهُ أَبی سَبْعَهَ دَنانیرَ ثُمَّ قالَ لَهُ تَزَوَّجْ بِهٰذِهِ ثُمَّ قالَ أبی قالَ رَسولَ الله (ص) إتَّخِذوا الأهْلَ فَإنَّهُ أَرزَقُ لَکُم؛ [۱۵]
پدرم به مردی فرمود: همسر داری؟ گفت: نه. پدرم فرمود: من دوست ندارم که این جهان و آنچه در آن است، داشته باشم و همسر نداشته باشم. سپس فرمود: دو رکعت نماز متأهل، افضل است از عبادت بیهمسر که همهٔ شب را نماز بگزارد و روز را روزه بدارد. سپس هفت دینار به او داد و گفت: با این پول ازدواج کن. سپس فرمود: پدرم از پیامبر خدا(ص) نقل کرد: همسر بگیرید که برایتان رزق آور است.
وحیانیبودن سخن معصومان
سخن امام معصوم چونان سخن پیامبر اعظم(ص) وحیانی است و ریشه در سخن خدای سبحان دارد و هیچ مبالغهای در آن نیست. وقتی امام معصوم بفرماید: همهٔ جهان را بدون همسر نمیخواهم، حقیقت بزرگی را بیان فرموده است؛ یعنی زن و مرد اگر همهٔ جهان و فرمانروایی تمامی گیتی را نیز داشته، اما همسر نداشته باشند، زندگیشان ناقص است و این نقص را هیچچیز جز همسر جبران نمیکند.
بنابر این، اگر پدران و مادران بتوانند تمامی موهبتهای مادی و معنوی این جهان را برای فرزندانشان فراهم آورند، اما همسرشان ندهند، وظیفهشان را دربارهٔ فرزندان انجام ندادهاند. اگر مسئولان، راهبران و مدیران جامعه، هر خدمتی به جوانان بکنند و هرگونه آسایش و رفاهی برایشان فراهم آورند، اما در کار ساماندهی ازدواج و زندگی مشترک جوانان نکوشند، مسئولیت خویش را انجام ندادهاند.
قانون آفرینش
قانون تکوینی آفرینش انسان، همزبستی آدمیان است و تکزیستی، خلاف این قانون است. آفریدگار حکیم در هندسهٔ آفرینش آدمی، قاعدهٔ زوجیت را لحاظ فرموده و آدمیان را «زوج» آفریده است، نه «فرد». بر اساس همین قاعده و قانون تکوینی است که خدای سبحان دربارهٔ آفرینش انسان فرموده است:
«وَ مٍن آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُم مِّن أنفُسِکُمْ أزواجاً لِّتَسکُنوا إلَیْها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَودَّهً وَ رَحمَهً؛ [۱۶]
از آیاتهای خداوند [و از نشانههای حکمت او] آن است که برای شمایان، از جنس خودتان همسرانی آفرید تا نزدشان بیاسایید و میانتان مودت و رحمت [و مهربانی و عطوفت] نهاد.»
۱:کلینی، کافی، ج۵، ص۳۲۷.
۲:روم، آیهٔ ۲۱.
۳:مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۲۵۱-۲۵۲.
۴:روم، آیهٔ ۲۱.
۵:حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۲۰، ص۱۸.
۶: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۶۴.
۷: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۶۵.
۹: حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۲۰، ص۱۸.
۱۰: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۱۹.
۱۱: حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۲۰، ص۱۸.
۱۲: دیوان اشعار امیرالمؤمنین(ع).
۱۳: نور، آیهٔ ۳۲.
۱۴: مولوی، مثنوی معنوی.
۱۵: کلینی، کافی، ج۵، ص۳۲۹.
۱۶: روم، آیهٔ۲۱.
«فرخندهترین بهرهٔ حیات» اخلاق و خانواده از منظر قرآن و اهل بیت(ع)/ نوشتاری از استاد علی اکبر مظاهری – بخش دوم
شفقنا هر روز ماه مبارک رمضان را با هدیهای از بوستان خجسته قرآن و اهل بیت(ع) با موضوع مهم «اخلاق و خانواده» به قلم حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر مظاهری استاد اخلاق و خانواده، مهمان خانه و خانواده ها خواهد بود. انتقادات و پیشنهادات مخاطبین به استاد علی اکبر مظاهری منتقل خواهد شد و آقای مظاهری پاسخگوی سوالات احتمالی مخاطبان عزیز خواهد بود.
استاد مظاهری در بخش دوم نوشتاری که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:
امام رضا(ع) فرمودهاند:
«ما أَفادَ عَبدٌ فائِدَهً خَیْراً مِنْ زَوْجَهٍ صالِحَهٍ إِذا رَآها سَرَّتْهُ وَ إِذا رَآها سَرَّتْهُ وَ إذا غابَ عَنْها حَفِظَتْهُ فی نَفسِها وَ مالِهِ؛ [۱]
آدمی [از بهرههای اینجهانی] بهرهای نیکوتر از همسر شایسته نبرده است؛ همسری که هر گاه به او بنگرد، شادمان شود و در غیاب همسرش، نگهبان خویشتن باشد و از دارایی همسرش [ و از حریم و حرمت وی ] پاسداری کند.»
آفریدگار حکیم، انسان را، این برترین آفریدهٔ خویش را، چنان آفریده که بدون همسر، «ناتمام» است و این ناتمامی، با همسرگزینی، «تمام» میگردد.
آدمی اگرچه در تمامی مراحل حیات، به مکانتهایی فرازمند برسد، تا همسر اختیار نکند، به جایگاه فرخندهای که شایستهٔ آن است، نمیرسد.
خداوند سبحان فرموده است:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِّنْ أنْفُسِکُم أزواجاً لِّتَسکُنوا إلَیْها؛ [۲]
از آیتها و نشانگان حکیمانهٔ خداوند سبحان، آن است که برای شمایان همسرانی از جنس خودتان آفرید، تا نزدشان بیاسایید و آرامش یابید.»
از این روست که میگوییم: هیچ پدیدهای جایگزین همسر نمیشود.
استاد شهید مطهری میگوید:
« یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمیتواند آنها را کسب کند. [ تشکیل خانواده ] یعنی یک نوع علاقهمندشدن به سرنوشت دیگران… . اخلاقیون و ریاضتکشها که این دوران را نگذراندهاند، تا آخر عمر، یک نوع خامی و یک نوع بچگی در آنها وجود داشته است و یکی از علل اینکه در اسلام، ازدواج یک امر مقدس و یک عبادت تلقی شده، همین است… . ازدواج، اولین مرحلهٔ خروج از خودِ طبیعیِ فردی و توسعه پیداکردن شخصیت انسان است.» [۳]
کوتاه با شبکهٔ سه سیما
پذیرش مسئولیت ازدواج چرا؟
(مصاحبه با شبکهٔ سه سیما، برنامهٔ «دو طرفه»، دربارهٔ ازدواج جوانان).
پرسش مجریان برنامه:
با توجه به دغدغههای جوانان و مشکلات عدیدهای که با آن مواجه هستند، چه لزومی دارد که زیر بار سنگین مسئولیت ازدواج بروند؟
پاسخ ما
نیاز به ازدواج و همسر، از نیازهای طبیعی انسان است، مانند تشنگی و گرسنگی. ما به یک انسان تشنه و گرسنه نمیتوانیم بگوییم: چون تهیهٔ آب و غذا سخت است، شما آب و غذا را فراموش کن، تشنگی و گرسنگی را فراموش کن. البته، میتوان گفت: اندکی صبر کن، اما این مهلت اندک نباید طولانی شود، چون اگر طولانی گردد، آن فرد نمیتواند تاب آورد؛ یا هلاک میشود یا به آلودهخواری یا حرامخواری مبتلا خواهد شد.
خداوند، انسان را زوج آفریده است نه فرد.
او میفرماید:
«وَ مٍن آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُم مِّن أنفُسِکُمْ أزواجاً لِّتَسکُنوا إلَیْها؛ [۴]
از آیات و نشانههای [حکیمانهٔ] خداوند، این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید.»
اگر انسان بخواهد پاکیزه زندگی کند و به کمال برسد، باید ازدواج کند؛ ازدواج بههنگام.
پیغمبر اکرم(ص) فرمودهاست:
«مَنْ أحَبَّ أنْ یَلْقَی الله طاهراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوْجَهٍ؛ [۵]
هر کس دوست دارد پاک و پاکیزه با خداوند ملاقات کند، باید با همسر سفر نماید.»
بنابراین، همگی باید یاری کنیم تا مشکلات سر راه ازدواج را برداریم، تا جوانان ما در آغاز فصل جوانی ازدواج کنند.
ازدواج از منظر زمان، سه گونه است:
۱. ازدواج دیرهنگام؛
۲. ازدواج زودهنگام؛
۳. ازدواج بههنگام؛
ما تنها ازدواج بههنگام را تأیید میکنیم.
ازدواج بههنگام، آن است که در آغاز فصل جوانی صورت گیرد. انشاالله!
۱:کلینی، کافی، ج۵، ص۳۲۷.
۲:روم، آیهٔ ۲۱.
۳:مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۲۵۱-۲۵۲.
۴:روم، آیهٔ ۲۱.
۵:حر عاملی، وسائلالشیعه، ج۲۰، ص۱۸.
«دریغ بر تنهایان» اخلاق و خانواده از منظر قرآن و اهل بیت(ع)/ نوشتاری از استاد علی اکبر مظاهری – بخش اول
شفقنا هر روز ماه مبارک رمضان را با هدیهای از بوستان خجسته قرآن و اهل بیت(ع) با موضوع مهم «اخلاق و خانواده» به قلم حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر مظاهری استاد اخلاق و خانواده، مهمان خانه و خانواده ها خواهد بود. انتقادات و پیشنهادات مخاطبین به استاد علی اکبر مظاهری منتقل خواهد شد و آقای مظاهری پاسخگوی سوالات احتمالی مخاطبان عزیز خواهد بود.
استاد مظاهری در بخش اول نوشتاری که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:
آغاز راه
دریغ است که جوانان، در بهاران عمرشان، تنها باشند و زندگانی را «بیدوست» بگذرانند، زیرا «زندگی، بیدوست، جانفرسودن است». [۱]
چرا بیهمسر؟ چرا بیمونس؟ چرا بیهمدم؟ چرا بیشریک حیات؟ چرا زندگی مجردی؟ چرا محرومیت از نعمت همسر و از موهبتهای دوران جوانی؟!
احتیاط عقلانی و اندیشناکی دورنگرانه، خوب است و ممدوح، اما وسواس مفلوکانه و ترس زبونانه، نامبارک است و مذموم.
راستی که دریغ است بر جوانانی که خویشتن را در دایرهای از تردیدها سرگردان میکنند و بالهای ارادهٔ خود را به تارهای موهوم وسواسها میبندند و جانهای طربناکشان را با گرفتارکردن خویشتن در قفسهای آداب و عادات ناروای اجتماعی، از پرواز بازمیدارند و روانهای شادابشان را در فضای ناسالم سنتها و رسوم ناخجسته فرهنگهای رسوبی و یا وارداتی، پژمرده میکنند.
به تأخیر افکندن ازدواج، از برههای که آفریدگار برای انسان معیّن کرده، زیانبار است. وجود این زیان را همهٔ عاقلان تصدیق میکنند. دانش روز نیز بر ان مُهر تأیید مینهد.
خیزش همگانی
شایسته و بایسته است که همگان، این زیان افسارگسیخته را مهار کنیم و ریشههای آفتخورده و نامیمون این پدیدهٔ ناخجسته را بیشتر بشناسیم و به اصلاح آن بپردازیم.
حقیقت آن است که از شعاردادن، کاری برنمیآید. زمان، زمان اندیشه، تدبیر، مصممبودن و عملکردن است. در این میدان، همه باید پر تلاش باشند؛ والدین، بزرگان قوم، اندیشوران جامعه، روحانیان، رجال دین و سیاست، فرهیختگان عرصههای دانش و معرفت، نهادها و سازمانهای متولی امور جوانان و ازدواج، سخنرانان، نویسندگان و از همه سزاوارتر، خود جوانان! آری، همگان مسئولاند، اما خود جوانان مسئولتر، خواهانتر، تواناتر و حقپذیرترند.
پس شمایان، هان! جوانان! نهراسید که خداوند سبحان یاورتان است. آن مهربان، نوید داده است که یاریتان فرماید. پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) نیز وعده دادهاند که اگر با توکل به خدای رحمان و برای پاسداشت عفت و ایمان، اقدام به ازدواج کنید، امدادهای معنوی پشتوانهتان است.
سخنی با بزرگترها
هنگامی که با جوانان، دربارهٔ ازدواج سخن گفته میشود و ضرورت اقدام بهنگام همسر گزینی و نیز ناروابودن تأخیر افکندن کار ازدواج بیان میگردد، بسیاری از آنان میگویند: «ما که مشکلی نداریم. ما حاضر به ازدواجیم. این حرفها باید به پدران، مادران و بزرگترها گفته شود که یاری و همراهی کنند و مانعتراشی و سنگاندازی نکنند تا مسئله حل شود.»
راستی که چنین است و بخش عظیمی از مسئله و مشکل ازدواج جوانان، باید به دست بزرگترها حل شود. خداوند سبحان نیز به همین بزرگترها امر فرموده است:
«أَنکحُوا الأیامَیٰ مِنکُم؛ [۲]
بیهمسرانتان را همسر دهید!»
سزاوار است به فرمان خداوند حکیم، دل سپاریم و به پاداش او امید بندیم که رسولش فرموده است:
«مَن عَمِلَ فی تَزویجٍ بَینَ مُؤمِنَیْنِ حَتّی یَجمَعَ بَینَهُما… کانَ لَهُ بِکُلِّ خُطوَه خَطَاها أو بِکُلِّ کلِمَه تکلَّمَ بِها فی ذلِکَ عَمَلُ سَنَه قیامٍ لَیلُها وَ صیامٍ نَهارُها؛ [۳]
خداوند سبحان به آن کسان که برای سامانبخشی ازدواج دیگران گامی بردارند یا سخنی بگویند، برای هر گام و هر کلمه، پاداش کرداری یکساله عنایت میفرماید؛ یک سالی که روزهایش را روزه بدارند و شبهایش را به عبادت برخیزند.»
خوشایند آنکه: خواه اقدام ما به نتیجه برسد و وصلت صورت پذیرد و ازدواج سر بگیرد یا نه، این پاداش عظیم داده میشود. چه سودای پر سودی!
همهٔ ما میتوانیم پر این عرصهٔ فرخنده، گامی برداریم؛ هر کداممان به گونهای و اندازهای. پس چرا خویشتن را از این میدان مسابقهٔ پر فضیلت کنار بکشیم و خود را از این موهبت ارجمند محروم کنیم؟
میگویید: توان مالی نداریم. میگویم: آبرو و اعتبار که دارید.
میگویید: دختر نداریم که به آن پسر بدهیم. میگویم: همسایهتان که دارد.
می
گویید: پسر نداریم که آن دختر را برایش بگیریم. میگویم: آن خویشاوندتان که دارد.
میگویید: اگر زندگیشان خوب شود، میگویند: خودمان کردیم و اگر بد شود، میگویند: فلانی کرد. میگویم: شما وظیفهتان را به دزستی انجام دهید و پاداش و سپاس را از خدا بخواهید.
این سخن امام صادق(ع) را بشنوید و دلگرم شوید:
« مَن زَوَّجَ أَعزَباً کان مِمَّن ینظُرُ الله الَیهِ یومَ القیامَه؛ [۴]
کسی که بیهمسری را همسر دهد، خداوند در قیامت به دیدهٔ لطف و عنایت به او مینگرد.»
و همان بزرگوار – که «صادق آل محمد» است – از امیر مؤمنان(ع) نقل میفرماید:
«أفضَلُ الشَّفاعاتِ أَن تَشفَعَ بَینَ اثنَینِ فی نِکاحٍ حَتّی یَجمَعَ الله بَینَهُما؛ [۵]
ارجمند ترین شفاعتها آن است که در کار ازدواج دو نفر شفاعت کنی تا خداوند میان ایشان را پیوند دهد.»
فرجام سخن
اکنون هنگامهٔ اقدام است. درنگ و اهمال، روا نیست. بیاییم همگی «دست در دست هم دهیم بهمهر» و خانه و کاشانهٔ عزیزمان را آباد سازیم.
خدایا! جوانانمان را، این ثمرههای فرخندهٔ حیاتمان را، پژمرده و افسرده مپسند!
ای مهربان! این فاختههای بوستان زندگیمان را «جدا آشیانه» مخواه؛ آنان را «هم آشیانه» فرما!
یا رب! دعای خجستهدلان مستجاب کن!
۱: مولوی، مثنوی معنوی.
۲: نور، آیهٔ ۳۲.
۳: حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۴۶.
۴: حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۴۵
۵: همان
✅ استقلال همسران جوان (3)
✍️ نویسنده و مشاور: علیاکبر مظاهری
🔶 استقلال انسانی
⭕️ برای همسرمان استقلال انسانی قائل شویم
خدای حکیم، آدمیان را گوناگون و جوراجور آفریده است. در آموزههای اسلامی آمده است:
«النّاسُ مَعادِنُ کَمَعادِنِ الذَّهَبِ و الفِضَّة»؛ (بحار، ج ۵۸، ص ۶۵)
مردمان، معدنهایند؛ چونان معادن طلا و نقره.
از اینرو، هیچ همسری نباید توقع داشته باشد که همسرش مانند او فکر کند، مانند او سلیقه داشته باشد، مانند او عمل کند و علاقهها و احساسهایش مانند او باشد. این توقّع، ناروا است. از سوی دیگر، برآمدن چنین توقّعی، نه ممکن است و نه مطلوب. امّا اینکه چرا ممکن نیست؟ چون او انسانی است غیر از همسرش؛ با نظام مغزی، اندیشهای، سلیقهای و جسمیِ متفاوت. هیچکس مانند هیچکس نیست. و امّا اینکه چرا مطلوب نیست؟ چون تنوع، موجب تکامل است و تفاوت، سبب تسابق (کوشش برای پیشی گرفتن) و مایۀ رشد است و نیز تنوع، سبب زیبایی حیات است. یکسانی و یکنواختی، موجب رکود است و رکود، موجب جمود است و جمود، مایۀ خمودگی.
چرا باید همسر ما عین ما باشد؛ اندیشهاش، سلیقهاش، احساسش، انتخابش؟ مگر دو همسر، چونان دو ماشین یا دو عروسک یا دو مجسمهاند که از روی یک مدل ساخته شده باشند؟ هیچ منطق و قانونی حکم نمیکند که همسر ما مانند ما بیندیشد، مانند ما تصمیم بگیرد، مانند ما عمل کند، مانند ما باشد؛ نه دیانت چنین حکمی کرده، نه فطرت، نه انسانیت و نه هیچ قانون و منش و نه هیچ چیز دیگر. او یک انسان است؛ انسانی مستقل، با تمام ویژگیهایش.
بسیاری از مجادلهها و نزاعهای همسران، ریشه در تفاوت شخصیت ایشان دارد، امّا نه به سبب اصل تفاوت شخصیت، بلکه به دلیل استقلال قائل نشدن برای شخصیت یکدیگر. اگر زن و شوهری شخصیت متفاوتی داشته باشند ـ که حتماً دارند ـ و این استقلال از ناحیۀ همسرشان به رسمیت شناخته شود، دیگر جایی برای مجادلۀ منفی و ستیزهگریهای فضیلتسوز باقی نمیماند. این تفاوت و استقلال، آنگاه دردسرساز میشود که هر یک از همسران یا یکی از ایشان، نخواهد شخصیت مستقل همسرش را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگزارد. امّا اگر هر کدام از ایشان، همسرش را یک فرد مستقل بداند و او را همانگونه که هست، بپذیرد و حریم و حقوق و شخصیت وی را به رسمیت بشناسد، دیگر مجالی برای منازعه و مجادله در این عرصه باقی نمیماند.
🔶 همسری یا بردگی!
بردگان نیز دارای اندیشه و شخصیت مستقلاند، امّا چون نظام بردگی
به آنان فهمانـده یا تحمیـل کرده که بایـد مطیـع ارباب خویش باشند، ایشان
ـ بهناچار ـ استقلال انسانی خود را تعطیل یا خفه کرده و تابع و مطیع بیارادهٔ ارباب شدهاند، که این، بدترین نوع اطاعت و موجب تحقیر بردگان و تعطیلی شخصیت انسانی ایشان است.
ماهیت «همسری» با ماهیت «بردگی» تفاوت جوهری و ریشهای دارد. اصلاً میان این دو ماهیت، هیچ نسبتی نیست. همسران، همسراناند، نه بردگان و اربابان. اگر همسران این حقیقت را به جان خویش بچشانند، بسیاری از نزاعها و کشاکشهایشان از بین میرود. در این موضوع، فرقی میان زن و مرد نیست. برخی میپندارند که فقط مردان، زنان را به بردگی میگیرند. آری؛ این غلبه دارد، امّا واقعیت آن است که زنان نیز مردان را به بردگی میکشانند، منتها شکلهای بردگیهایشان متفاوت است.
آنچه میباید و میشاید، این است که زن و شوهر، هیچکدام برده یا کُلفَت و نوکر دیگری نباشد و نیست. زن و شوهر، دو انسانند که بنابر تعهّدی فطری، عاطفی، اخلاقی و قانونی و در نظام خانوادگی با یکدیگر زندگی میکنند و با حفظ استقلال انسانی، وظایفی را بر عهده میگیرند و با تفاهم و همدلی و همفکری، سیری تکاملی را میپیمایند؛ پویشی هدفمند، کریمانه، دوستانه و محترمانه.
🔶 برخی از گونههای استقلال همسران
۱. استقلال اندیشه
انسان موجودی اندیشمند است و در اندیشة خویش، صاحب استقلال است. این از امتیازهای ارجمند اوست. این امتیاز را هرگز نباید از او گرفت. همسانی و یکسانی اندیشة همسران، نه ممکن است و نه مطلوب (بنا به دلایلی که قبلا بیان شد).
۲. استقلال عقیده
انسانِ بیعقیدهٔ مستقل، وجود ندارد و اگر باشد انسان نیست. هر کسی عقایدی دارد و عقاید آدمیان، جزئی از وجود ایشان است. ایشان را باید همانگونه که هستند، پذیرفت و آدمیتشان را محترم داشت و به رسمیت شناخت. «آدمی چون آدم است، محترم است».
البته راه اصلاح و تغییر و تصحیح عقاید آدمیان، همواره گشوده است.
۳. استقلال سلیقه
به تعداد افراد بشر، تعدّد سلیقه وجود دارد و هر انسانی دارای سلیقهٔ مخصوص به خود است.
۴. استقلال اخلاقی
هر کس مجموعهای از خُلقوخوهای گوناگون دارد که ویژة اوست.
۵. استقلال سیاسی
اندیشهها و سلیقههای سیاسی نیز مانند دیگر اندیشهها و سلیقههاست. هر کس به سیاست، با دیده و اندیشهٔ خود مینگرد و این نیز حق فطری و طبیعی هر انسانی است و این حق، مانند دیگر حقوق مشروع، باید به رسمیت شناخته شود.
عرصهٔ سیاست، ویژگیهای تندی دارد که گاهی بحرانساز است. بحرانهای سیاسی، گاهی چنان تند میشود که به مرز خطر میرسد و اگر با تدبیر، مدیریت نشود، به همهٔ شئون زندگی خانوادگی زیان میرساند و حتّی حیات زوجیت را فلج میکند. اختلاف نظرهای زن و شوهر در مسائل سیاسی، اگر بالا بگیرد و با مهارت مهار نشود، به طوفانی بدل میگردد که بیمِ آن است خیمة زندگی خانوادگی را از بنیان بر کَند و آن را به درههای هولناک پرتاب کند.
همسران عاقل کسانیاند که هنگام بحران، زندگی را با شکیبایی اداره کنند؛ چونان کشتیبانان ماهر که هنگام طوفانیشدن دریا، کشتی را صبورانه و ماهرانه هدایت میکنند و از افتادنش در غرقاب، مصون میدارند.
🔶 مدیریت بحران
الف. پذیرش تفاوت دیدگاهها
هر یک از زوجین، به دیدگاه همسرش احترام بگزارد و با مدارا به آرامسازی تنشها بپردازد و با افزایش سطح تحمّل خویش، از درگیری بپرهیزد.
ب. مذاکرهٔ آرام
گاهی یکی از همسران دیدگاهی دارد که برای همسرش آشکار نیست و همین آشکار و شفّاف نبودن، سبب اختلاف نظرشان شده است؛ یا مطلبی میداند که همسرش آن را نمیداند و همین ندانستن، موجب تفاوت دیدگاهشان گشته است؛ یا توضیحی وجود دارد که بیان آن میتواند نظرهایشان را به هم نزدیک کند و از فاصلة نظرها بکاهد و یا وحدت نظر پدید آورد.
در این فرض، زن و شوهر باید یک گفت و شنود آرام و مذاکرهٔ عاقلانه و صبورانه ایجاد کنند و بدون اینکه به ورطهٔ مجادله بیفتند، با هم سخن بگویند و نظرهای خود را محترمانه بیان کنند و دلایل خویش را توضیح دهند. اگر این مباحثة دوستانه، نتیجه داد و نظرهایشان را به هم نزدیک کرد یا بر سر موضوع مورد مذاکره به نظری واحد رسیدند، که خوب است و مطلوب؛ امّا اگر چنین نشد و هر کدامشان بر نظر خویش باقی ماندند، دیگر بحث را ادامه ندهند و به هیچ رو، نزاع نکنند، بلکه هر کدام نظر خود را داشته باشد.
ج. عدم تحمیلهای ناروا
تحمیل نظر خود به دیگران، از زشتترین کارهاست و گونهای از استبداد و نشانگر رگههایی از خوی دیکتاتوری است؛ امّا سینهفراخی و تحمّل نظر مخالف، نشان بلوغ عقلی و از متینترین خصلتهای انسانی است.
هیچ اشکالی ندارد که همسران، در برخی از مسائل، اختلاف نظر داشته باشند و در همان حال، رفیقانه زندگی کنند. تفاوت دیدگاه، نقصانی برای زندگی مشترک نیست که بر رفع آن اصرار ورزیم. آنچه نقصان است و به زندگی لطمه میزند، تحمّل نکردن نظر مخالف و تبدیل آن به جدال و دشمنی است.
*┄┅═✧❁🌸❁✧═┅┄*
✅ استقلال همسران جوان (۲)
✍️ نویسنده و مشاور: علیاکبر مظاهری
🔶 گسترش امواج
... ستیزها و ناخرسندیهای زوجها با خانوادههای همسرشان، در همان محدوده محصور نمیشود، بلکه سیلآسا میتازد و ویران میکند و به خود زوجها نیز سرایت مینماید؛ هر کدام از زن و شوهر ـ معمولاً ـ طرف خانوادۀ خود را میگیرد و همسرش را محکوم میکند و دیگری نیز مقابلۀ بهمثل مینماید و این آتش تباهگر، میسوزاند و به پیش میرود؛ چندان که هیچ حرمت و محبّتی را بینصیب و بیآسیب نمیگذارد.
بسیار میشود که در ریشهیابی اختلافات زن و شوهرها، به آفات دوران چند ماهۀ زندگی ایشان نزد یکی از خانوادههایشان میرسیم؛ حتّی پس از چندین سال جدا شدن از آن خانواده و مستقل کردن زندگی. یعنی آتشی که
در آن چند ماهِ نخستین زندگی مشترکشان افروخته شده، پس از استقلالشان خاموش نمیشود، بلکه همچنان ریشههای زندگی را میسوزاند و بنیان خانواده را میپوساند.
🔶 از زبان مشاور
🔶 پس از پانزده سال
صابر و سمیرا، پانزده سال پیش به عقد هم درآمدند. دوران نامزدی و عقدشان که حدود یک سال بود، به خوشی گذشت. صابر و سمیرا عاشق هم بودند؛ خانوادههای آنان نیز با هم دوست بودند. آیندۀ درخشانی برای این دو فاختۀ دلباخته پیشبینی میشد، تا اینکه قصد کردند عروسی کنند و همْآشیانه شوند.
برای ساختن آشیانۀ مشترکشان گفت و گو کردند و چون خانۀ مستقلّی نداشتند، قرار شد که مدّتی در خانۀ والدین صابر زندگی کنند، تا در آینده خانۀ جداگانهای تهیه نمایند.
صابر و سمیرا، از آغاز درباره مسائلشان با من مشورت میکردند؛ حتّی انتخاب همسرشان نیز با مشورت بنده بود. در دوران یکسالۀ نامزدی و عقدشان نیز مسائل خود را با من در میان میگذاشتند. تصمیم زندگی مشترک در خانۀ والدین صابر را نیز با بنده مطرح کردند.
من که خانوادههای آن دو را میشناختم و اخلاقشان را میدانستم و خلق و خوی این دو را نیز میشناختم و ترکیب ساختمانی خانۀ پدر صابر را نیز میدانستم، که یک طبقه بود و اینان میخواستند در یکی از اتاقهای همان خانه که والدین صابر با چند فرزند دیگر در آن زندگی میکردند، ساکن شوند، با این کارشان مخالفت کردم و نظر منفی دادم.
دلیل و توضیح خواستند. گفتم:
آن خانه، یکطبقه است و چند نفر در آن زندگی میکنند و اتاقی که شما میخواهید در آن زندگی مشترکتان را شروع کنید، با محل زندگی آنان درآمیخته است و در نتیجه، زندگی شما با زندگی آنان میآمیزد و یک زندگی هفت هشت نفره میشود. حال آنکه شما میخواهید زندگی مستقلی داشته باشید و زندگی زوجهای جوان، بهخصوص در آغاز، اقتضائات خاص خود را دارد.
صابر گفت:
«ما چند نفر تا حالا در آن خانه زندگی میکردهایم، حالا یک نفر به جمع ما اضافه میشود و پدر و مادرم فرض میکنند یک فرزند به فرزندانشان افزوده شده».
گفتم: نه! اصلا چنین نیست. یک نفر و یک فرزند افزوده نمیشود، بلکه قرار است یک خانوادۀ جدید شکل بگیرد. این دختر، مانند یکی از خواهرانت نیست؛ یک همسر است که میخواهد با شما یک زندگی نو را آغاز کند.
گفتند: «پس چه کنیم؟»
گفتم: ...
🔆 معجزه تغییر در نوع نگاه
🌷سپاس از جناب استاد علی پارسانیا، بابت این هدیه ارزندهشان
نویسندهای مشهور، در اطاقش نشسته بود، تک و تنها. دلش مالامال از اندوه، قلم در دست گرفت و چنین نوشت:
"سال گذشته، تحت عمل قرار گرفتم و کیسۀ صفرایم را در آوردند.
مدّتی دراز در اثر این عمل، اسیر بستر بودم و فاقد حرکت.
در همین سال به سنّ شصت رسیدم و شغل مورد علاقهام از دستم رفت.
سی سال از عمرم را در این مؤسّسۀ انتشاراتی سپری کرده بودم.
در همین سال درگذشت پدرم، غم به جانم ریخت و دلم را از اندوه انباشت. در همین سال بود که پسرم تصادف کرد و در نتیجه از امتحان پزشکیاش محروم شد.
مجبور شد چندین روز گچ گرفته در بیمارستان ملازم بستر شود. از دست رفتن اتومبیل هم ضرر دیگری بود که وارد شد."
و در پایان نوشت:
"خدایا، چه سال بدی بود پارسال!"
در این هنگام همسر نویسنده، بدون آنکه او متوجّه شود، وارد اطاق شد و همسرش را غرق افکار و چهرهاش را اندوهزده یافت. از پشت سر به او نزدیک شد و آنچه را که بر صفحه کاغذ نقش بسته بود، خواند.
بی آن که واکنشی نشان دهد که همسرش از وجود او آگاه شود، اطاق را ترک کرد. اندکی گذشت که دیگربار وارد شد و کاغذی را روی میز همسرش در کنار کاغذ او نهاد.
نویسنده نگاهی به آن کاغذ انداخت و نام خودش را روی آن دید؛ روی کاغذ نوشته شده بود:
"سال گذشته از شرّ کیسۀ صفرا، که سالها مرا قرین درد و رنج ساخته بود، رهایی یافتم.
سال گذشته در سلامت کامل به سن شصت رسیدم و از شغلم بازنشسته شدم.
حالا میتوانم اوقاتم را بهتر از قبل با تمرکز بیشتر و آرامش افزونتر صرف نوشتن کنم.
در همین سال بود که پدرم، در نود و پنج سالگی، بدون آن که زمینگیر شود یا متّکی به کسی گردد، بی آنکه در شرایط نامطلوبی قرار گیرد، به دیدار خالقش شتافت.
در همین سال بود که خداوند به پسرم زندگی دوباره بخشید.
اتومبیلم از بین رفت امّا پسرم بی آنکه معلول شود زنده ماند.
و در پایان نوشته بود: "سال گذشته از مواهب گستردۀ خداوند برخوردار بودیم و چقدر بهخوبی و خوشی به پایان رسید!"
نویسنده، از خواندن این تعبیر و تفسیر زیبا و دلگرمکننده از رویدادهای زندگی در سال گذشته، بسیار شادمان و خرسند و در عین حال متحیّر شد.
✅ در زندگی روزمرّه باید بدانیم که شادمانی نیست که ما را شاکر و سپاسگزار میکند، بلکه امتنان و شاکربودن است که ما را مسرور میسازد.
💍 شرط ضمن عقد (۶)
❗️ادب یکسان دختران و پسران
✍️ نویسنده و مشاور: علیاکبر مظاهری
در پی انتشار نظر و سؤال آن خانم فرهیخته، در پست دوم شرط ضمن عقد، آقای سبزواری، که مردی است متدیّن، متعهّد، و با اخلاق، چنین گفته و پرسیده است:
خانم استاد، با آن قلم زیبایشان، در آن پرسش طوفانی، ادّعای بزرگی کردند که نیاز به دلیل و اثبات دارد. ایشان در بخشی از آن نوشتهشان گفتند: «جامعهٔ بهظاهر اسلامی ما، پسران را به خوبی دختران، متعهّد و معتقد بار نیاوردهاست.»
❓نظر شما استاد مظاهری چیست؟
❇️ پاسخ ما
در عرصه تربیت جامعه ما، دختر و پسر، تقریباً یکسانند. بهویژه در این عصر، در جامعه اکنونی ما، شاهین ترازوی «تربیتسنجی» ایشان تقریباً برابر است؛ چه در مثبتها و چه در منفیها و در همه چیز دیگر.
اگر حسنهای هست، برای هر دو است و اگر ناگواریای هست، برای هر دو هست.
هیچ دلیلی نداریم که پسران برتر از دختران تربیت شدهباشند، یا دختران بهتر از پسران.
در این که جامعه ما، در زمینه تربیت، رشید نیست، حرفی نیست، اما این که این نارشیدی، سهم پسران باشد و سهم دختران رشیدی باشد، هیچ دلیل آشکاری نداریم.
ممکن است در خانوادهای، دختران را بهتر تربیت کنند، اما این هم ممکن است که خاندانی دیگر پسران را نیکوتر ادب کنند.
شاید در خانوادهای، پسر ارجمندتر باشد و امکانات بیشتری را دریافت کند و مورد توجه و محبت بیشتر والدین قرار گیرد، اما در خانوادهای دیگر دختر عزیزتر است و سهم دریافت عاطفه و محبتش بیشتر است.
این که خانم استاد فرمودهاند، برداشت و قضاوتی یک سویه است؛ شاید به این دلیل که ایشان اُنسشان با دختران و خانمها بیشتر است. شاید ایشان زنان مظلوم را بیشتر دیدهاند و رنج خانمها را بیشتر مشاهده کردهاند و نتیجه گرفتهاند که جامعه ما پسرها را به خوبی دختران بار نیاورده است.
اما بنده که سالهای درازیست مشاورم، نیز در متن جامعهام، نیز هر دو گروه خانم و آقا را تقریباً یکسان دیدهام؛ این داوری را ندارم.
🔮 تلخی پسندیده
مشاوره خانواده از تلخترین کارهاست، زیرا مشاور خانواده، رنج خانوادهها را از بُن جان میچشد.
گاهی پس از مشاورههایم، احوالم را که میپرسند، میگویم: خستهام و خشنود. عزیزی میگفت: «این حالت، نهایت زیبایی است».
خستهام، چون رنج دیگران رنجورم کرده است، خشنودم، چون درددلی را شنیدهام و شاید گرهی گشودهام.
🌱
درددل خانم ها، اگرچه با سوز داغتری بیان میشود، اما زخم جان آقایان نیز عمیق است. جراحت جان ایشان کمتر از سوز دل زنان نیست. تقریباً برابرند.
شاید در خانوادهای زن، مظلوم باشد اما در زندگی دیگری مرد مظلوم است؛ تقریباً برابر.
همه جامعه را که با دیده انصاف بنگریم، ظالم و مظلوم، برابرند؛ در همه جای سرزمین ما.
برای ارزیابی یک پدیده، در یک جامعه، باید از بالاترها نگریست و همه زوایا را بررسی کامل کرد.